📚 سیر روشنفکری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت بیست و سوم
🔰 بروز اندیشههای روشنفکرمآبانه و ستیزهجویانه دگراندیشان
مارتین لوتر، نهضت پروتستان و بحران دینی
🔻پروتستان نامی است که برای کلیه فرق جداشده از کلیسای کاتولیک در قرن شانزدهم میلادی بهکار رفته است.
سرآغاز نهضت پروتستان در اوایل قرن شانزدهم انتشار اندیشههای یک کشیش آلمانی به نام «مارتین لوتر» بود. او در سال ۱۵۱۷ میلادی علیه پاپ و کلیسا به پا خاست و مواد اصلاحی نود و پنجگانه خود را بر در کلیسای(ویتبرگ) نصب کرد و فرقه «لوتران» را بنا نهاد، امّا این بار پاپ نتوانست مثل همیشه از عهده سرکوبی مرتدان و مخالفان خود برآید.
🔸کلیسای کاتولیک از ابتدا با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکرد که هر زمان ممکن بود کسی مثل لوتر یا کالوین از راه برسند و چاشنی یک انبار باروت مشکلات کلامی و غیره آن بشوند. هرچند در گذر زمان، همین فرقههای نوظهور هم نتوانستند از عهده حلّ این مصائب برآیند.
با نمایان شدن جلوههای رنسانس به ناگاه پاپها در ایتالیا شروع به ساختن کلیساهای مجلّل کردند و نمایندگان خود را به نقاط دوردست برای جمعآوری پول و اعانههای مردمی میفرستادند و ضمن جمعآوری پول، توصیه میکردند که هر کس پول بدهد، گناهان او آمرزیده میشود و به بهشت خواهد رفت. زمانی که نمایندگان پاپ و کلیسا به منظور جمعآوری پول و اعانه به آلمان رهسپار شدند، در کمال تعجّب با مقاومت کشیشی به نام «مارتین لوتر» مواجه گردیدند که همه چیز را انکار میکرد.
🔹اندیشه لوتر، اعلان مخالفت رسمی و جدّی علیه کلیسای کاتولیک بود و مورد استفاده کسانی قرار گرفت که نسبت به قدرت نظام یافته کلیسا ناخشنود بودند. این اندیشه، اوّلین گام در راستای از هم گسستن و در هم شکستن رهبری دینی، فرهنگی کلیسا به شمار میآمد و نقطه آغازین ایجاد بحران دینی در اروپا بود. شاید قبل از لوتر افراد بسیاری همچون «ژان هوس» در چکسلواکی همین سخنان را اظهار داشته، ولی شکست خورده بودند، امّا لوتر توفیق یافت.
🔸او ابتدا از سوی کلیسا تکفیر شد، ولی تکفیرنامه را آتش زد! پاپ نیرویی فرستاد تا او را دستگیر کند، امّا مقاومت کرد و حاکم ایالت ساکسونی و عدهای از شاهزادگان آلمانی به دفاع و حمایت از او برخاستند؛ چراکه شاهزادگان آلمانی، پیش از این به جریان خروج پول از کشور معترض بودند.
اتّفاقاً این همان نکتهای است که ظنّ قریب به اطمینان انسان را برمیانگیزد تا این احتمال و تحلیل را تقویت کند که مارتین لوتر و نهضت اصلاح دینی اش، بازیچه دست گروهی سرمایهدار واقع شده بود و برای مسیحیان جهان چیزی به ارمغان نیاورد. باید توجّه داشت که اگر لوتر با بعضی از تعالیم زشت کلیسا همچون فروش بهشت، به حق مبارزه کرد، امّا هزاران مرام نادرست دیگر را به ناحق، جزو دین مسیح قلمداد نمود که بعدها زمینههای ناسوتی شدن مردم و سکولاریزم (جدایی دین از سیاست) در جهان غرب و پیدایش ایسم ها و گرایشهای متعددی گردید.
🔹ظنّ فوق، آنگاه بیش از حد قوت میگیرد که میبینیم پس از امداد شاهزادگان آلمانی به لوتر، او فتوا داد که لازم نیست کلیسا، تزئینات و ملک و موقوفات داشته باشد! این فتوا موجب شد که شاهزادهها اموال کلیسا را تصاحب کنند. جالب تر اینکه در همین اوان، عدهای از روستاییان برای اکتساب زمین شورش کردند و از آنجا که این شورش علیه شاهزادهها بود، مارتین لوتر آن روستاییان بیچاره را تکفیر و خونشان را مباح نمود. متقابلاً زمانی که پاپ از امپراتور اسپانیا و آلمان خواست تا لوتر را دستگیر نمایند، این بار هم شاهزادگان آلمانی از لوتر حمایت کردند.
ادامه دارد...
#روشنفکری_در_ایران_و_غرب
🆔 @Jarianshenasi
📚جریان فراماسونری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت اول
🔰 مقدمه:
روابط ایران با دنیای متجدد غرب آثار متنوعی را در بر داشت. یکی از این آثار رفت و آمد ایرانیان به اروپاست که در قالب های مختلفی مانند تجارت، جهانگردی و مهمتر از همه اعزام دانشجو صورت گرفت.
🔻در این میان تجدد اروپایی جذاب ترین پدیده ای بود که دانش آموختگان ایرانی در فرنگ را تحت تاثیر قرار داد و آنان را شیفته خود ساخت. بسیاری از این شیفتگان تمدن غرب، که در طول زمان در اروپا جذب سازمان فراماسونری شدند، به هنگام بازگشت به کشور مدارج ترقی را در خدمت این سازمان پیمودند.
🔸منافع دولت های غربی در ایران قبل از انقلاب اسلامی عمدتا توسط این عده حفظ و تامین شده است و غالبا این افراد در راس مناصب مهم سیاسی و فرهنگی کشور قرار داشته اند.
مساله دخالت سازمان سری و مخوف فراماسونری در رویدادهای ایران، از مسائل پیچیده ای است که در بسیاری از رخدادهای این سرزمین رد پای آن دیده می شود.
🔹بدون شناسایی ضعف ها، خطاها وخیانت هایی که در بطن جامعه ایرانی وجود داشته است و به سبب عدم دسترسی به اسناد فراماسونری، هویت فراماسون ها از دید تحلیل گران و جامعه شناسان پنهان مانده است. و لذا بدون درک درست و ارزیابی علمی از ساز و کار نظام فراماسونری که با قدرت فائقه خود، بر میهن ما مستولی بود، هرگز نمی توان به خط مشی درست و سالمی که منطبق با خواسته ها، نیازها و آرزوهای ملی و دینی باشد، دست یافت.
🔸با وجود شرایط حاکم بر جوامعی که فراماسونری در آنها وجود داشته، پیچیدگی این جنبش باعث استحکام هرچه بیشتر آن شده است و نیز عضویت استادان دانشگاه و سرمایه داران و دولتمردان برگزیده در صفوف این تشکیلات بر قدرت آن افزوده است.
🔹استعمار غرب با گسترش فراماسونری و به عضویت درآوردن مسئولین مهم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای جهان سوم، در طراحی برنامه ریزی های کلان این کشورها نفوذ کرده و به گونه ای عمل می کرد که این برنامه ریزی ها در راستای اهداف سرمایه داری جهانی و نظم نوین جهانی قرار گیرند و در نتیجه، هر روز فاصله این کشورها با کشورهای صنعتی بیشتر شود.
در سلسله بحث های آتی به معرفی این جریان و چگونگی نفوذ آن در ایران خواهیم پرداخت.
#فراماسونری_در_غرب_و_ایران
🆔 @Jarianshenasi
📚 سیر روشنفکری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت بیست و چهارم
ادامه بحث...
🔰 نهضت لوتر از این شرایط بهره بیشتری برد و توانست فرقهای بهنام « لوتران » را ایجاد کند.
لوتر به این نکته تصریح میکرد که مردم برای امور دینی خود به پاپ احتیاجی ندارند و میتوانند به مراتب پایینتری نظیر اسقف اکتفا کنند، درحالیکه اسقفها را پادشاهان در ایالتها تعیین میکردند. در نتیجه خواسته یا ناخواسته، مارتین لوتر امور دینی مردم را نیز به دست پادهاشان سپرد و این شاهان بودند که از این پس بر دین و دنیای مردم تسلّط یافتند؛ زیرا از آن پس، متصدّیان امور مذهبی نیز مهرههایی در دست خود آنها بودند؛ لذا لوتری که به اصطلاح برای ایمان مردم قیام کرده بود، کار را به جایی رسانید که دین و ایمان مردم هر منطقه را بهدست سلطان همانجا سپرد.
♦️لوتر پا را از این فراتر گذاشته و در جزوهای تحت عنوان «نامه سرگشاده به اشراف مسیحی ملّت آلمان درباره اصلاح دولت مسیحی»، ضمن حمله شدید به کلیسا و مناسک آن، از شهریاران خواست تا شورایی را به منظور اصلاح نابسامانیها و کارهای نادرست کلیسا تشکیل دهند و بدین ترتیب، کلیسایی به وجود آورند که مهار آن در دست دولت و شهریاران باشد. وی معتقد بود: «دولت را خدا بنیاد گذاشته است و مسیحیان ناچارند، فرمانبردار دولت باشند».
🔸واژه پروتستانتیزم که برای نهضت اصلاح دینی در عالم مسیحی کاتولیکی بکار گرفته شد از کلمه «protest» به معنی «اعتراض کردن» گرفته شده بود. این واژه اولین بار بر گروهی از امرای امپراتوری مقدس رم اطلاق شد که در مقابل تصمیم مجلس شور مسیحی ۱۵۲۵. م مبنی بر منع هرگونه تجدد، اعتراض نامه صادر کردند.
پس از اعتراض و مخالفت لوتر با کلیسای کاتولیک، به معترضین کلیسا، پروتستان گفته شد.
🔹پروتستانهای پیرو لوتر که اختراع فن چاپ، کتاب مقدس را در اختیار آنها قرار داده بود، نه تنها کشیشان بلکه توده مردم را هم به نهضت اصلاح دینی کشاندند؛ چرا که بر اساس یکی از اصول لوتر هر فرد قادر بود، مبانی، معارف و احکام دینی را بدون واسطه ی پاپ و کلیسا درک کند.
🔸اصول جدید مسیحیان را نه در برابر کلیسا بلکه در برابر خدا مسئول می دانست. با حمایت حکام مطلقه و طبقه متوسط، امت مسیح به ملتهای مسیح تبدیل شدند و با توجه به اصولی که بر اساس آزادی، قضاوت های شخصی در امور دینی، تساهل و مدارا در مقابی اطاعت محض از سنن و احکام کلیسا بنیان نهاده شد، طرفداران زیادی حتی از میان کسانی که دعوی مسیحی بودن نداشتند، پیدا کرد. ادامه دارد....
#روشنفکری_در_ایران_و_غرب
🆔 @Jarianshenasi
📚 فراماسونری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت دوم
🔰 تاریخچه فراماسونری در غرب
جریان فراماسونری، عامل و ریشه اصلی همه ضد فرهنگ ها در جوامع بشری است. اعضای فراماسونری را فراماسون یا ماسون می نامند. پیشینه تاریخی ماسون ها، ارتباطی با ماسون دوره جدید ندارد.
♦️پس از سقوط امپراتوری روم بسیاری از شهرها از میان رفتند و یا به صورت دهکده هایی کوچک در آمدند، اما بعد از مدتی در نیمه دوم قرن یازدهم میلادی(در قرون وسطی)، به تدریج شهرهای جدیدی که معمولا در اطراف یک کلیسا یا صومعه قرار داشتند، به وجود آمدند.
امنیت شهرها، روستائیان را به سوی خود جلب کرد و بدین ترتیب جمعیت شهرها افزایش یافت. ساکنان این شهرها از راه بازرگانی و صنعتگری ثروتمند شدند و برای خود اتحادیه هایی برپا کردند که از جمله می توان از اتحادیه معماران یا «ماسون» ها که هسته اصلی تشکیل شهرها یعنی کلیساها را بنا کرده بودند، یاد کرد.
🔸فراماسون گرفته شده از کلمه فرانسوی (فرانماسون) بوده که ترجمه لغوی آن «بنّای آزاد» یا «بنای سنگ تراش» میباشد.
در آن ایام بنّاهای آزاد روزمزد دورهگرد که عمدتا یهودی بودند، با تشکیل اتحادیهای در شهری از فرانسه گرد هم آمده و برای کمک به یکدیگر و پیشبرد منافع مشترکشان و در انحصار گرفتن این حرفه، گروه هایی تشکیل داده و شاگردانی از میان خودشان انتخاب کرده و در محل ویژه ای که بعدها به« لژ » معروف شد، به تعلیم آنان می پرداختند.
آنان برای مخفی نگهداشتن فنون معماری و جهت شناسایی یکدیگر، از رمز و اشاره هایی استفاده می کردند و برای خود درجاتی مثل شاگرد بناء ، استاد بنا، و استاد بزرگ تعیین کرده و در این راستا تصمیماتی اتخاذ میکردند.
🔹ماسون ها در اواسط قرن چهاردهم برای خود قوانینی وضع کرده و برادری، برابری، آزادی وجهان وطنی را از اصول کار خود قرار دادند. بیشتر صاحب نظران معتقدند که فراماسونری در دوره احداث ساختمان های بزرگ از جمله کلیساها و کاخها در حدود سالهای ۹۰۰ تا ۱۶۰۰ میلادی دوران رشد خود را طی کرد. از بررسی آرای بدست آمده می توان نتیجه گرفت که صنعت معماری بستر رشد فراماسونری بوده است. این صنعت در قرون وسطی(سده های میانه) نسبت به سایر صنایع از ارزش والایی برخوردار بود و معماران به منظور بهره برداری از توجه قدرتمندان به صنعت مزبور، سعی داشتند از گسترش بی رویه ی صنف خود جلوگیری نمایند.
آنها اسرار و فنون معماری را از دیگران پنهان می کردند و با گسترش مسیحیت و تسلط کلیسای کاتولیک، این افراد به ساختن کلیساها پرداختند و برای این منظور به سراسر اروپا سفر کردند که این امر نه تنها موجب افزایش اعتبار آنها شد، بلکه موجبات گسترش این صنف را فراهم آورد.ادامه دارد...
#فراماسونری_در_غرب_و_ایران
🆔 @Jarianshenasi
📚 سیر روشنفکری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت بیست و پنجم
🔰 نهضت کالوینیسم
کالوین یا کالتون یکی از کشیش های معترض کلیسا و از شاگردان و پیروان لوتر و از اهالی سوئیس بود، وی هم زمان با اعتراض های لوتر، برخلاف استاد، نهضت خود را از تعقّل آغاز نمود. او دین مسیح و انجیل را تا آنجا قبول میکرد که با استدلالات عقلی همخوانی داشت. مارتین لوتر اساس کار خود را بر ایمان، ولی شاگرد او کالوین، محور کارش را راسیونالیسم قرار داده بود. در عین حال، به نوعی مسلک جبریگری نیز اعتقاد داشت. وی بر این باور بود که تقدیر انسان از روز اوّل آفرینش مشخص گردیده و رستگاران واقعی فقط کالوینیستها هستند.
♦️وی بر خلاف تفسیر سنتی کلیسا که ثروت و جمع آوری آن را تقبیح می کرد، مطابق با خواست طبقه ی متوسط که رو به پیشرفت بود، به این نتیجه رسید که مطابق کتاب مقدس، ثروت یک موهبت الهی است و ثروتمند هم می تواند محبوب خداوند باشداین امر زمینه را برای پذیرش پروتستانیزم توسط طبقه متوسط و تاجر فراهم کرد، چرا که از یک طرف اعلام پیکار به فئودالیسم و درخواست تساوی حقوق بروژواهای جدید با اربابان نجیب زاده بود و از سوی دیگر به صراحت از منافع طبقه جدید و حق حاکمیت ملت در مقابل کلیسا دفاع می کرد. پیروان کالوین از سوئیس به فرانسه و هلند گسترش یافتند و سپس تعدادی از آنها از هلند به آفریقای جنوبی مهاجرت نمودند. رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی متأثّر از سفیدپوستان مهاجر و طرفدار کالوین میباشد که از هلند آمده بودند. آنها معتقدند، سیاهپوست حتی اگر مسیحی شود، کافر و دوزخی است!
🔸جنبش اصلاح مذهبی اگرچه دستاوردهای غیر منتظره ای برای تکمیل سیر حرکت فکری غرب به بار آورد ولی هدف اصلاح گران به هیچ وجه غلبه سکولاریسم بر کلیسا و دین مداری نبود. لوتر گقته بود: گردن نهادن به امر شاهزاده خطاکار بهتر از مردم درستکار است! و کالوین هم گفته بود: فرمانبری از انسانها نباید بر فرمانبری از خداوند پیشی بگیرد.
🔹پروتستان ها، برخلاف توصیه های اصلاح گران مذهبی همانند کاتولیک ها به شکنجه و سوزاندن مخالفان خود می پرداختند و بی دینی و سکولاریسم را توصیه نمی کردند ولی چون اصلاح گری آنها، مطابق با منافع طبقه متوسط سرمایه دار و پادشاهان مطلقه بود، به صورت غیر قابل کنترلی توسعه یافت. ادامه دارد...
#روشنفکری_در_ایران_و_غرب
🆔 @Jarianshenasi
1.mp3
7.33M
🔰#کتاب_صوتی🔰
🎙عنوان : اندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا
✍اثر : مرحوم محمد آیتی
📼 قسمت اول
#کتاب_صوتی
#اندلس_یا_تاریخ_حکومت_مسلمین_در_اروپا
http://eitaa.com/joinchat/839057428Cbb18df1b3c
📚 فراماسونری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت سوم
🔰 در اواخر قرون وسطی، انقلاب صنعتی آغاز شد و به تدریج از قدرت کلیسای کاتولیک کاسته شد، در نتیجه معماران و تشکیلات صنفی آنها قدرت خود را از دست دادند، ولی فراماسونری و لژهای آن باقی ماند و از حالت صنفی به حالت سیاسی و روشنفکرانه مبدل گردید. در این زمان بیشتر اعضای لژها، بورژواها، پروتستان ها و یهودیان بودند. بورژواها دهقانانی بودند که به شهرها آمدند، زندگی شهری را در پیش گرفتند و به کسب و کار و تولید و توزیع مشغول شدند.
♦️بعدها با بازشدن راه های تجاری، به ویژه با کشف امریکا، بورژواها تبدیل به ثروتمندان و رقبایی در برابر اشراف شدند، اما چون اصل و نسب و تربیت اشرافی نداشتند، از شخصیت و حیثیت سیاسی، اجتماعی و نظامی مناسب آن دوره برخوردار نبودند.
با گذشت زمان گروه های دیگری از جمله نویسندگان، سیاستمداران و هنرمندان وارد سازمان فراماسونری شدند.
از قرن ۱۷ میلادی به بعد، لژهای فراماسونری محلی برای بحث های عقیدتی، سیاسی، هنری، ادبی و اجتماعی شدند. فراماسون ها ابتدا در انگلیس و سپس محافل جدید این جریان در قرن هجدهم، کشورهای فرانسه، هند، آلمان، هلند، سوئد، پرتقال، ایتالیا و غیره را در بر گرفت.
🔸ماسون ها تشکیلاتِ مخفی و زیرزمینی خود را گسترش بیشتری دادند تا آنجا که در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی تشکیلات فراماسونری تماما به خدمت امپریالیسم درآمد و همانند میسیونها (هیاتهای مذهبی) به عنوان جاده صاف کن استعمار به مناطق مختلف دنیا گسیل داده شدند.
فراماسونری می کوشد همه ی رهبران سیاسی و نظامی جهان را به خود وابسته کند و در عصر جدید نیز به صورت جریانی خطرناک درآمده است.
آنان با شعار اومانیستی، برابری، برادری، آزادی، اعتقاد به وحدت دول، جهانی کردن و بی وطنی، قصد دارند حکومت ها را نابود کنند یاتحت سلطه خود درآورند و خود را بر همه جهان حاکم سازند.
از همین رو می توان به این نتیجه رسید که شعارهای فراماسونری، همان شعارهای یهودیان صهیونیسم در جهان امروز است، و رابطه فراماسونری با صهیونیسم انکار ناپذیر است؛ زیرا موسسان فراماسونری و پایه گذاران تشکیلاتی آن در بسیاری از کشورها، یهودی بوده اند.
🔹بزرگترین لژ ماسون ها ابتدا در انگلیس تشکیل شد که عمدتاً به عنوان عامل انگلیس عمل میکردند و اعضای اصلی این دستگاه از اعیان، اشراف، سرمایهداران و بازاریان متموّل بودند.
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، شعب دستگاه فراماسون در کنار استعمار به کشورهای اسلامی، بخصوص ترکیه، ایران و جهان عرب راه پیدا کردند. فراماسون ها همچنین به عضویت انجمنهای سری درآمدند که با استعمار انگلیس و امریکا رابطه مستقیم داشته و مرام ادعایی شان که اخوت و برادری می باشد، در اصل جهت تصاحب قدرت و زور و زَر و خدمت به جریان امپریالیسم میباشد.
از پیشتازان انقلابی و سیاسی نیمه دوم سده هیجدهم که به جرگه فراماسون ها پیوستند انقلابیون آمریکا بودند؛ ولی فراماسونری در آمریکای شمالی به کوشش فراماسون های انگلیسی، اسکاتلندی و ایرلندی در دهههای آغازین سده هجدهم پدید آمد. ادامه دارد...
#فراماسونری_در_غرب_و_ایران
🆔 @Jarianshenasi
📚 سیر روشنفکری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت بیست و ششم
🔰نتیجهگیری بحث
کلیسا در دو بُعد علمی و عملی در جهت خلاف فطرت انسانها گام برداشت:
ـ از یکسو هیچیک از انجیلهای چهارگانه رهآورد مستقیم وحی نبودند؛ بلکه نوشتههایی بودند که از میان دهها انجیل توسط کلیسا رسمیت یافته بود و ارباب کلیسا میکوشیدند تا با قداست بخشیدن به نویسندگان آنها، به آنها چهرهای الهی ببخشند. خصلتِ بشری انجیلها، آنها را گرفتار خطاها و اشتباهات فراوانی کرده بود، آنچنان که در برخی موارد حتی با معرفت حسّی و عقلی انسانها سازگاری نداشت. کلیسا در دفاع از این مجموعه که از قداست الهی برخوردار گشته بود، ناگزیر با علوم عقلی و حسّی به مبارزه پرداخت و به این ترتیب، نه تنها به دانش الهی راه نبرد؛ بلکه با مراتب دیگر دانش بشری نیز در ستیز افتاد.
♦️ـ از سوی دیگر در بعد عملی نیز کلیسا برای مشارکت در قدرت حکومتهای مختلف، به توجیه ستمها و ظلمهای آنها پرداخت؛ بنابراین مبارزه با علم و توجیه ظلم و سرانجام، جنگهای دویست ساله صلیبی، رهآورد حاکمیتی بود که به دروغ داعیه دیانت داشت.
ارباب کلیسا که خود را خازنان بهشت میخواندند، از سرِ دنیاطلبی سند آن را پیشاپیش به خداوندان پول میفروختند، بدیهی است که با هجوم مدّعیان دین بهسوی دنیا، دیگران نیز در همین راه گام مینهند و به این ترتیب، آخرین شعلههای هدایت فطری که راه غیب را در معرض دیده حقیقتبین آدمی قرار میدهد، خاموش میشود.
🔸ـ علاوه بر آنچه گفته شد، وقوع جنگهای صلیبی و آشنایی با مظاهر تمدّن اسلامی، فتح قسطنطنیه به دست مسلمانان و مهاجرت هنرمندان و عالمان آنجا به کشورهای غربی و سرانجام کشف آمریکا و اوجگیری تب طلا، از جمله شرایطی بود که ذهن و فکر انسان غربی را در برابر وحی، معرفت الهی و دین و ایمان تقلیدی دچار تزلزل و تردید ساخت و این تردید، تولد و زایش فرهنگ و تمدّن نوینی را در تاریخ بشر موجب شد که از آن به رنسانس یاد میشود.
🔹این دوره دو جریان فکری نوین را توسّط روشنفکران رقم زد:
جریان اوّل، عقلگرایی(خرد گرایی) بود که با «رنه دکارت» آغاز شد و با افرادی نظیر «ایمانوئل کانت»، «اسپینوزا» و «لایب نیتس» ادامه یافت و با «فردریش هگل» به تمامیت خود رسید.
جریان دوم، حسگرایی(تجربه گرایی) بود که با «فرانسیس بیکن» آغاز شد و از آن پس با شخصیتهایی نظیر«جان لاک»، «جورج برکلی»، «دیوید هیوم»، «آگوست کنت» و «جان استوارت میل» ادامه یافت و در نهایت، پس از تحوّلاتی، بهعنوان دیدگاه برتر بر حوزه های علمی غرب چیره شد. ادامه دارد...
#روشنفکری_در_ایران_و_غرب
🆔 @Jarianshenasi
📚 فراماسونری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت چهارم
🔰فراماسونهای معروف جهانی
شخصیتهای معروف جهانی که جزو فراماسونها بودهاند عبارتند از:
بنیامین فرانکلین که از امضاکنندگان بیانیه استقلال امریکا و به عنوان استاد بزرگ پنسیلوانیا بود.
جرج واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریکا در سن ۲۱ سالگی یعنی در ۱۷۷۶ فراماسون شد.
به گفته ویل دورانت در تاریخ تمدن، گروهی از کشیشان کلیسا و حتی برادران لوئی شانزدهم شاه فرانسه فراماسونر بودند.
اندیشهگران و نویسندگانی چون: مونتسکیو، ولتر، روسو نیز فراماسونر بودند.
انقلابی نامدار فرانسه "میرابو" خود فراماسونر بود.
تزارپتر سوم در ۱۷۶۲ به عضویت فراماسونری درآمد.
به گزارش برخی اسناد، گریبایدوف سفیر روسیه در ایران به سال ۱۸۲۸ فراماسون بود.
لئون تولستوی: وی که نویسنده نامدار روسی است، در کتاب جنگ و صلح بخشی از کتاب را درمورد یکی از قهرمانان داستان بنام «پی یر» به ذکر آداب و رسوم فراماسون ها اختصاص میدهد که خود نشان از رشد این مسلک در روسیه بوده است.
ادوارد هفتم پادشاه انگلیس استاد بزرگ فراماسونری انگلستان بود در سال ۱۹۰۱
شاهزاده ویلز که سپس شاه انگلستان شد، ابتدا عنوان استاد بزرگ فراماسونری را برای خود برگزید و سپس آن را رها کرد و عنوان «نگهبان فراماسونری انگلستان» را برای خویش انتخاب نمود.
ژنرال ولزلی فرمانده نیروهای انگلیسی در خیزش میهنپرستانه، عرابی پاشا در مصر به سال ۱۸۸۲ میلادی فراماسون بود.
♦️از مهم ترین فیلسوفانی که عضو لژهای فراماسونری بودند افراد زیر قابل ذکرند:
اروخ اسپینوزا (۱۶۷۷-۱۶۳۲) از یهودیان کشور هلند به عنوان بزرگ ترین یهودی عصر جدید معرفی شده بود.
دیوید ریکاردو (۱۸۲۳-۱۷۷۲) یهودی انگلیسی الاصل که نظریه ارزش های والای مارکسیسم را عرضه کرده است.
امیل دورکهایم (۱۸۵۸-۱۹۱۷) از یهودیان فرانسه که منکر تقدس خداوند بود و خداوند را بدون شخصیت آفریدگاری می پذیرفت. مطابق نظر وی هر دینی، شکل تغییر یافته دین قبلی است.
لوی برول (۱۹۳۹-۱۸۵۷) جامعه شناس یهود فرانسوی که آداب و سنن دینی را با فرضیه اولیسون رد کرده است.
هنری برگسون (۱۹۲۱-۱۸۵۹) فیلسوف یهودی که بزرگ ترین وبا نفوذ ترین فیلسوف طرفدار اولیسون در قرن بیستم بود.
هربرت مارکوزه (۱۹۷۹-۱۸۹۸) یهودی آلمانی الاصل، فیلسوف آمریکایی و نویسنده کتاب «انسان تک ساختی» که در سال ۱۹۷۶ در سالن کنفرانس دانشگاه برلین، دانشجویان را مخاطب خود قرار داد و آنها را به چشیدن مزه عشقبازی آزاد تشویق و ترغیب کرده بود.
ریمون آرون ( ۱۹۸۳-۱۹۰۵) فیلسوف یهودی، دانشمند علوم اجتماعی و استاد الهیات دانشگاه سوربن فرانسه.
از تجمع افرادی که همگی به طبقه نوخاسته بورژوازی تعلق داشتند، یک جریان خاص و خط مشخص فکری ایجاد شد که تمامی ویژگی های اومانیسم (انسان مداری) را دارا بود. ادامه دارد...
#فراماسونری_در_غرب_و_ایران
🆔 @Jarianshenasi
2.mp3
7.35M
🔰#کتاب_صوتی🔰
🎙عنوان : اندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا
✍اثر : مرحوم محمد آیتی
📼 قسمت دوم
#کتاب_صوتی
#اندلس_یا_تاریخ_حکومت_مسلمین_در_اروپا
🆔 http://eitaa.com/joinchat/839057428Cbb18df1b3c
📚 روشنفکری در غرب و ایران
✍🏼 قسمت بیست و هفتم
🔰 جریان روشنفکری در دوره رنسانس
۱) جریان عقل گرایی
واژه «Rational» در لغت به چند معنا آمده است: عقلی، عقلانی، منطقی و... واژه راسیونالیسم «Rationalism» نیز از لحاظ لغوی دارای معانی متعددی نظیر خردگرایی و عقل گرایی است. اما از لحاظ اصطلاحی، اصطلاح خردگرایی«Rationalism» آیین خاصی در اندیشه است که خرد را محور دانایی انسان دانسته، شناخت را جز از طریق خرد و کاربرد منظم آن میسر نمی داند. همچنین به آن فلسفه تعقلی و خردکیشی نیز گویند.
در فرهنگ جامعه شناسی آمده است که مکتب اصالت عقل، سنتی فلسفی است که مبادی آن در سده های هفدهم و هجدهم قرار دارد و ادعا می کند عقل یگانه اساس معرفت معتبر ما بر واقعیت را تشکیل می دهد.
♦️فیلسوفان اصالت عقلی معتقد بودند که فقط برهان های قیاسی یا استقرایی می توانند اطلاعات دقیق و قابل اطمینان درباره ی جهان به دست دهند.
به عقیده آتین ژیلسون سنت عقل گرایی (خرد گرایی) به لحاظ پیشینه تاریخی به رنه دکارت بازمی گردد. وی می گوید: قبل از دکارت، بیش از دو قرن، فلسفه مدرسی رایج در جهان مسیحیت، تحت حملات شدید منتقدان قرار داشت. مونتنی با تشکیک در بسیاری از مسائل فلسفی، موفق به فروریختن پایه های فلسفه شد؛ اما بنای جدیدی که به واسطه آن قادر به کسب معرفت باشد، ایجاد نکرد. اما دکارت نخستین کسی بود که رشته نوینی از افکار را به هم پیوست و حوزه فلسفی جدیدی را گشود. تنها کاری را که اسلاف دکارت انجام دادند، این بود که فلسفه ی مدرسی را از اعتبار انداختند. به این ترتیب، این دکارت است که باب جدیدی را در فلسفه باز کرد.
🔸در کتاب سیر حکمت در اروپا می خوانیم:
دکارت، جاده کوبیده ی پیشینیان را رها کرده و راه تازه پیش گرفت؛ یعنی آنچه را از پدر ومادر و استاد و معلم و کتاب آموخته بود را نیست انگاشت؛ بساط کهنه را برچیده و طرحی نو در انداخت و بنا را بر این گذاشت که جمیع محسوسات و معقولات و منقولات را که در خزینه خاطر دارد، مورد شک و تردید قرار دهد، نه به قصد اینکه مشرب شکاکان را اختیار کند، که علم را برای انسان غیر ممکن می دانند؛ بلکه به این نیت که به قوه تعقل و تفحص شخصی خویش اساسی در علم به دست آورد. به عبارت دیگر، شک را راه وصول به یقین قرار داد.
🔹عقل گرایان عقل را منشاء و منبع معرفت دانسته، اموری را قابل معرفت می دانند که ثابت، ضروری و کلی باشند. بنابراین جزئیات و متغیرات را متعلق علم و معرفت ندانسته، آنها را اموری ظنی تلقی می کنند. آنها راه و روش تحصیل علم را روش عقلی بر می شمارند و فایده ی علم را دریافت لذت عقلانی حاصل از کسب علم و رسیدن به امور مجهول می دانند. در نظر آنان این لذت، بارها بیش از لذت های حسی و حیوانی است. فهم حسن و قبح اعمال نیز، از دیگر فوایدی است که بر کسب علم مترتب می دانند. ادامه دارد...
#روشنفکری_در_ایران_و_غرب
🆔 @Jarianshenasi
3.mp3
7.31M
🔰#کتاب_صوتی🔰
🎙عنوان : اندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا
✍اثر : مرحوم محمد آیتی
📼 قسمت سوم
#کتاب_صوتی
#اندلس_یا_تاریخ_حکومت_مسلمین_در_اروپا
🆔 http://eitaa.com/joinchat/839057428Cbb18df1b3c