#جریانات
هم اکنون عکس از اتاق جریان
در صبح سرد پاییزی
ایشون هم یکی از اهالی سرزمین اتاق جریان هستن 🥰
ساکن در محلهٔ رشد، اون گوشهٔ اتاق،
در مجاورت پنجره، نبش کوچهٔ امید، پلاک نور
(از این حرفای دلمال* ولی دوست داشتنی😅)
*دلمال واژه ای دوستساخت است که وی در مواردی که این حجم از معنویت و لطافت رو نمی تونست بربتابه می فرمود: «ووی بچه ها از این حرفای دلمال نزنین!» 😁
🌊جریان؛ تربیت نویسندهٔ جریان ساز 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱
بسم الله🌱
قرار دوشنبه ها را که یادتان هست؟
می خواهیم در مورد تاریخ شفاهی بگوییم.
اگر دوست دارید بدانید در ایران از چه مبدئی ثبت تاریخ به روایت مردم مورد توجه جدّی قرار گرفت ، بیایید بخش هایی از یک نامه قدیمی را باهم بخوانیم:
✨✉️✨ از شما می خواهم هر چه می توانید سعی و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید، چرا که همیشه موَرّخین اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح می کنند. امروز همچون همیشۀ تاریخ انقلابها، عده ای به نوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پر است از تحسین و دشنام عدّه ای خاص، له و یا علیه عدّه ای دیگر و یا واقعه ای در خور بحث. اگر شما می توانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوی مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده های مردم رنجدیده کنید، کاری خوب و شایسته در تاریخ ایران نموده اید. باید پایه های تاریخ انقلاب اسلامی ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد.
👌بله، قیام را مردم کرده اند، خودشان خون داده اند، جوان فدا کرده اند، از شب و روزشان زده اند تا بتوانند ظلم را ، تحجّر را و آن همه عقب ماندگی را از زندگی هایشان حذف کنند. حق این است که خودشان هم بگویند چطور توانستند کاری به این عظمت را پیش ببرند. و امام خمینی (قدس سره) این حرف حق را در نامه ای به رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشتند.
✍ 📷 🎥 از همان سالها هنرمندان زیادی این دغدغه را در وجود خود زنده نگه داشتند. آنها با همان ابزارهایی که در دست داشتند شروع کردند. هر جا کسی را یافتند که نقشی در پیروزی انقلاب داشت، پای حرف هایش نشستند.
با این وجود هنوز هم نشنیده های بسیاری وجود دارد . و البته که هر روزه روایت های جدیدی نیز در سراسر کشور در حال شکل گیری است. روایت کسانی که دارند پای درخت جوان انقلاب را آبیاری می کنند.
✨شاید روزی شما هم یکی از این افراد را پیدا کردید و دلتان نیامد تجاربش را ثبت نکنید.من فکر می کنم در روزگاری به سر می بریم که همه ما می توانیم و باید یک محقق تاریخ شفاهی باشیم. می توانیم چون امکانات این کار را همگی در دسترس داریم. بایدش را بگذارید تا هفته بعد درباره اش بگوییم.
✍فهیمه فرشتیان
#تاریخ_شفاهی
#تاریخ_شفاهی_به_زبان_ساده.
🌊 جریان، جمع بانوان نویسنده🌊
💠 @jaryaniha
🌱 در جریان باشید.
21.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#معرفی
#هم_سنگر
🔸 فيلم کوتاه داستانی "شورشی" به نویسندگی و کارگردانی "علی سلمانی" و تهیهکنندگی مشترک: هاشم مسعودی، مجتبی خیاط احسانی و انجمن سینمای جوانان ایران_دفتر مشهد
🔹 "شورشی" روایتگر: هجوم نیروهای ارتش اسرائیل به فلسطین اشغالی است...
🔸 عوامل فیلم کوتاه "شورشی" عبارتاند از:
نویسنده و کارگردان: علی سلمانی
مشاور پروژه: محمد صادق رمضانی مقدم
بازیگران: سارا نجاتیان، حجت باغانی، اسدالله سرداریان، فاطمه زهرا حسینی، پوریا ظفرمحجوب و محمدرضا عربشاهی و...
مدیر فیلمبرداری: سید حمیدرضا سادات فاطمی
تدوین: مجتبی احسانی
مدیر تولید: علی حسن زاده
دستیار یک و برنامه ریز: حسین نژاد موسی
صدابردار: امیرحسین محمودی
طراح صحنه و لباس: امین فاضلی
گریم: مجتبی رحمانی
عکاس: علی عقیلی
منشی صحنه: نفیسه فرامرزی
اصلاح رنگ: یحیی محمدعلیی
طراحی و ترکیب صدا: سلمان ابوذر
مشاور امور نظامی: اسماعیل عبدی اسفاد
مشاور زبان عربی: محمد حمید نورس
مشاور زبان عبری: محمدرضا خانی
تهیهکننده: هاشم مسعودی، مجتبی احسانی، انجمن سینمای جوانان ایران_دفتر مشهد
مجری طرح: شمسه فیلم
🔹 گفتنی است "شورشی" در پیچینگ فیلمنامه ۱۴۰۱ توسط "علی سلمانی" ارائه شد و توسط داوران استان خراسان رضوی مورد تأیید قرار گرفت.
🌊جریان؛ تربیت نویسندهٔ جریان ساز 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱
6.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش بچهها نمیمردند،
کاش برای مدتی کوتاه به آسمان میرفتند و آنگاه که جنگ تمام شد سلامت به خانه باز می گشتند.
و وقتی پدر و مادرشان میپرسیدند: کجا رفته بودید؟ میگفتند: رفته بودیم با ابرها بازی کنیم... 🥺💔
✍️ غسان کنفانی
🌊جریان؛ تربیت نویسندهٔ جریان ساز 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱
#ذره_بین
🔰نویسنده هایی که همیشه دغدغهٔ فیلمنامه انیمیشن داشتید.
🔰تولید کننده هایی که همیشه دوست داشتید برای کشورتون انیمیشن خوب بسازید.
🔰خیّر محترمی که حاضری پولت رو در ساخت انیمیشن صرف کنی.
راهتو درست انتخاب کردی✅
نشون به این نشون! 👇 پیام شرکت والت دیزنی و کمک مالی این شرکت به پدر معنوی اش اسرائیل:
شرکت والت دیزنی اعلام کرده است که ۲میلیون دلار به سازمان هایی که کمک های بشر دوستانه در اسرائیل ارائه می کنند اهدا می کند.
رابرت ایگر، مدیر عامل شرکت والت دیزنی: «به دنبال حملات تروریستی وحشتناک علیه یهودیان (صهیونیستها) در اسرائیل (فلسطین اشغالی) در هفته گذشته، ما باید هر کاری* که می توانیم برای حمایت از مردم بی گناهی که درد، خشونت و عدم اطمینان فوق العاده را تجربه می کنند، انجام دهیم.
*هر کاری برای شرکتی مثل والت دیزنی به جز پول، دیگه میشه چه کارهایی؟ 🤔🤔
🌊جریان؛ تربیت نویسندهٔ جریان ساز 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱
سه سال قبل :
🥺بچه ام جیغ می زدو مقاومت می کرد. نمی گذاشت پرستار رگش را بگیرد. قلبم داشت از جا در می آمد. اما پسرم را نوازش می کردم و باهاش حرف می زدم. او هیچ نمی شنید، یعنی نمی خواست که بشنود. فقط فریاد می زد و من دیگر خودم را از آرام کردنش عاجز می دیدم.
پرستار بچه را رها کرد و پرسید: باباش کجاست؟ نمی فهمیدم منظورش چیست. گفتم : برای چی؟ همین جا. توی سالن. سرش را از اتاق بیرون کشید و فریاد زد: آقا بیا کمک.
❤️ از فرصت استفاده کردم و پسرم را محکم توی آغوشم گرفتم. پرستار برگشت سمت من و ادامه داد: مامانا دلشون نازک تره، خوب دست بچه رو نمی تونن بگیرن. به من نگاه و به تخت اشاره کرد . یعنی که بچه را دوباره روی آن بخوابانم. یک تکه پنبه جدا کرد و بدون اینکه در چشم هایم نگاه کند گفت : شما بیرون باشی بهتره.
نمی خواستم به حرفش گوش بدهم. سرم را پایین انداختم و شروع کردم به نوازش پسرم. پرستار هم به روی خودش نیاورد. همین که دید بابای بچه دستش را خوب گرفته ومی شود رگ پیدا کرد کارش را پیش برد. صدای جیغ ها هم هیچ اثری بر اراده اش نداشت.
😴 یک ساعت بعد بالاخره پسرم آرام شد و چشم های خسته و قرمزش را بست. مثل همیشه، آن نفس عمیق اول خوابش را از درون سینه رها کرد. همان طور که توی خواب بود هر چند دقیقه صدای هِک هِکش را می شنیدم. اتاق تاریک بود و بقیه بچه ها و مادرهای خسته شان هم خواب بودند.
🥺نفسم تنگی می کرد، از یک ساعت قبل. انگار یک سنگ بزرگ در مسیر گلویم ایستاده باشد. بی اختیار داغی اشک را بر صورتم حس کردم. و آرام آرام سینه ام سبک شد. آن شب تا صبح نشسته خوابیدم تا اگر درد ذره ای پسرم را بی تاب کرد فوری آرامش کنم.
🌀آن شب گذشت و آرام آرام پشت بازی ها و خنده های پسرکم قایمش کردم تا فراموش شود.
این روزها اما آن خاطره را لازم دارم.تا فکر کنم امشب بچه ها در بیمارستان المعمدانی، چقدر جیغ کشیدند؟ آیا باباهای همه آن کودکان بودند تا دستشان را محکم نگه دارند؟ پرستارها وقت داشتند حال مادرها را بفهمند؟ اصلا آنجا در غزه بیمارستان ها آرام و تاریک می شوند که مادرها فرصتی برای باز کردن راه نفسشان پیدا کنند.
امشب مگر می شود خوابید؟
✍فهیمه فرشتیان.
#فلسطین
#غزه
#غزه_ایه_المقاومه
🌊 جریان، جمع بانوان نویسنده🌊
💠 @jaryaniha
🌱 در جریان باشید.
«حلقوم ها را میتوان برید
اما فریاد ها را هرگز؛
فریادی که از حلقوم بریده بر میآید
جاودانه میماند».
✍شهید سید مرتضی آوینی
#المعمدانی
🌊 جریان، جمع بانوان نویسنده🌊
💠 @jaryaniha
🌱 در جریان باشید.
«امشب دلم میخواهد از خانه بیرون بزنم...
بدوم میان خیابان، خودم را برسانم تا میدان #فلسطین...
فریاد بزنم من مادرم...
ای مسلمانها بیدار شوید، قیام کنید...
من مادرم...
کودکم آرام زیر پتو، کنار بخاری، زیر نور ملایم شبخواب، در سکوت و آرامش خوابیده است...
اما من...
طاقت نمیآورم، ضجههای مادری را در حال درد کشیدنهای کودکش ببینم...
من مادرم و امشب خواب ندارم، بیدارم به پای آن نوزاد فلسطینی که درد میکشد و نه از آب خبری هست و نه...😔
امشب برای وسعت دلهای مادران و طاقت کودکان یتیمش دعا کنیم...»
#المعمدانی
#فلسطین
#غزه
🌊 جریان، جمع بانوان نویسنده🌊
💠 @jaryaniha
🌱 در جریان باشید.