eitaa logo
سومین دوسالانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان
278 دنبال‌کننده
49 عکس
17 ویدیو
2 فایل
ارتباط با ادمین دوسالانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان @jaadabishaihadadiyan74 ارسال پیامهای این کانال باذکر منبع مجاز می‌باشد.
مشاهده در ایتا
دانلود
«گلستان هفتم» را با تخفیف ۷۰ درصدی از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/216275 https://eitaa.com/jashh2
سلاحتان را به ما بدهید تا ما امنیت را به زمین شما بیاوریم. آیا در مورد راهپیمایی مارش میرا چیزی شنیده‌اید؟ آیا دوست دارید نسل‌های بعدی ایران نیز راهپیمایی داشته باشند مثلاً با نام راهپیمایی آریایی؟ یا هر عنوان مناسب دیگر! حافظه تاریخی، چیز خوبیست برای فرزندان بشر! سلاحتان را به ما بدهید تا ما امنیت را به زمین شما بیاوریم. این گفتارِتکراری، تاریخی است! این جمله را در ژوئیه ۱۹۹۵ یعنی سی سال پیش صربها به مردم مسلمان سربرنیتسا در بوسنی و هرزگوین گفتند. خواستند که اسلحه هایشان را تحویل بدهند تا در امنیت باشند. مردم سربرنیتسا به پشتوانه سربازان حامی صلح سازمان ملل( کلاه‌آبی‌ها) سلاح زمین گذاشتند و نتیجه مشخص است! حاصل این اعتماد به دشمن، شد فاجعه نسل‌کشی مسلمانان در این سرزمین. ۸۰۰۰هزار مرد و کودک پسر را کشتند و به زنان آنها حتی کودکانِ دختر تجاوز کردند. همه اینها هم به لطف خوش‌بینی مردم سربرنیتسا نسبت به بیگانه بود! بیگانه‌ای که امتحانش را قبلا پس داده بود. حال می‌خواهد سربازان کلاه آبی صلح سازمان ملل باشد خواه دشمن صربش! سه دهه هست که مردم از سراسر جهان به یاد آن کشتار، مسیر جنگلی که از آن مردان و پسران اسیر را عبور دادند تا به مقتل برسانند، در تاریخ۸ تا ۱۱ جولای پیاده طی می‌کنند تا بلکه یادآوری کنند به جهان ... حکایت امنیتی که دشمن می‌خواهد به مردم یک سرزمین در ازای سلاح یا همان توان نظامی‌اش ببخشد حکایت همان ساعت مچی است که جوان روستاییِ محافظ روستا در معامله با یک گروه اشرار در ازای تقدیم اسلحه‌‌ش به دست آورد. نتیجه؟ فقط توانست ساعت غارت روستا و تجاوز به زنان روستا را با آن ساعت در ذهنش ثبت کند! همین! این روزها که حرف از تسلیم قدرت هسته‌ای ایران و تجهیزات نظامی‌اش است؛ بهترین وقت بود برای مرور این نسل‌کشی تاریخی در قلب اروپا. دنیا با چشمانی باز به تماشای نسل‌کشی مسلمانان بوسنی نشست همانطور که بعد ازین به تماشای نسل‌کشی مسلمانان آریایی ساکن ایران خواهد نشست. همانطور که حالا به تماشای نسل‌کشی در غزه نشسته است! بیانیه‌ها و محکوم کردن‌های بعد از نسل‌کشی چه حاصلی دارد وقتی فقط حرکت لب و دهن است! وقتی این جنگ، جنگ تن به تن است مشخص است آن که اسلحه دارد پیروز است نه آن که ساعت دارد! چند کودک را سراغ دارید که با بیانیه‌های حقوق بشری زنده شده باشد؟ باید علاج پیش از واقعه کرد! اگر حزب‌الله لبنان، حماس فلسطین و حشدالشعبی عراق و کشور ایران حاضر به تسلیم سلاح‌ها و قدرت نظامی خود نیستند، نشانه این است که هنوز حافظه تاریخی‌شان خوب است! هنوز خاطرشان هست سرنوشت قذافی و صدام حسین و همه آنهایی که در مقطعی به دشمن اعتماد کردند! ما ایرانی‌ها علاقه‌ای به این نداریم که نسل‌های احتمالی(!) بعدیِ ایران نیز راهپیمایی داشته باشند مثلاً با نام راهپیمایی مسیر آریایی؟ یا هر عنوان مناسب دیگر، در یادآوری نسل‌کشی‌ ایرانیان امروز! باید خود فکری برای محافظت از خود برداریم! نقد را نمی‌دهیم که نسیه بستانیم. اسلحه ما مال خودمان و ساعت شما برای خودتان نگاهش کنید و در خاطر بسپارید ساعتی را که پاسخ تجاوزهایتان را می‌دهیم. اینجا ایران است! ایرانیِ اصیل سر در برابر هیچ متجاوزی فرو نمی‌آورد. خاک می‌خورد و خاک نمی‌دهد! مردم! علاج در وطن است دنیا فقط لب و دهن است این جنگ جنگ تن به تن است ... https://eitaa.com/jashh2
سومین دوسالانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان
باید قوی شد! حکایتی داشت این مرد! #شهیدـحسینـامهز https://eitaa.com/jashh2
چند روز پیش پسر شهید حسین امهز از شهدای بعلبک گفت می شود داستان پدر شهیدش را بنویسم؟ گفتم فعلا سرم شلوغه و راستش حوصله نوشتن نداشتم. گاهی آدم اینطور می شود. نوشتنش نمی آید. اما این را به پسر شهید نگفتم. گفتم قصه پدرت رو بگو اگر وقت پیدا کردم می نویسم. گفت پدرش شهید فردای جنایت پیجرها ست. تعجب کردم و پرسیدم یعنی روز بعد هم پیجرها منفجر شدند؟ به طور طبیعی باید همه از پیجرها دور می شدند. اصلا یادم است که همان روز مدام می گفتند از پیجرها دور بشید. باطریش رو در بیارید و دور بیندازید. گفت فردای جنایت پیجر اینبار بیسیم ها منفجر شدند.‌ این را که گفت حس کردم چیزی مثل پیجر در درونم منفجر شد. اینقدر که وقتی نفس می کشیدم حس می کردم نفس هایم بوی سوختگی می دهد. بوی دود. بعضی از دوستان خانوادگی در جنایت پیجر مجروح شده بودند و نگرانشان بودم برای همین اصلا نفهمیدم که جنایت، روز دوم هم داشته. انفجار بیسیم. گفت با پدرم رفتیم حال یکی از دوستانش رو بپرسیم. خیلی آسیب ندیده بود چون از پیجر دور بود اما پدرم گفت بریم حالش رو بپرسیم. گفت توی حیاط خونه دوست پدرم نشسته بودیم. بچه ها بازی می کردند و تقریبا ۱۵ نفر بودیم. هنوز همه توی شوک پیجرها بودند که صدای انفجار بلند شد. اصلا نمی دونستیم چه خبره فقط می دونستیم دیگه کسی پیجر نداره. پس چی منفجر شده بود؟ بعد نگاه کردم دیدم بیسیم پدرم منفجر شده و تیکه هاش همه جا پاشیده و حتی داخل زخم پدرم فرو رفته. می گفت بی سیم پدرم اول روی میز بود. اما چند لحظه قبل از انفجار برش داشت و نصبش کرد کمرش. یعنی اگر بیسیم وسط جمع منفجر میشد شاید تعداد شهدا بیشتر می شد. می گفت بی سیم نزدیک سر یک دختر بچه شیرخوار بود که بغل مادرش خوابیده بود. یعنی اگر بیسیم روی میز منفجر میشد اول مغز اون نوزاد می پاشید رو هوا. این را که گفت بقیه حرف هایش را نمی شنیدم دیگر. داشتم به این فکر می کردم به چه درجه ای از وحشی گری باید رسیده باشی که در ترورهای وسط خانه ها جان بچه ها را به خطر بیندازی. بچه هایی که چیزی از جنگ نمی دانند. بچه های شیرخوار. چرا باید قربانی توحش وحشی ترین و خونریزترین قوم آدمخوار روی زمین بشوند؟ می گفت خواستم جلوی خونریزی را بگیرم دستم رو گذاشتم روی زخمش. می گفت بابام از بچگی یادم داده بود هر وقت کار برام سخت شد بگم یا زهراء. با گریه بهش گفتم بگو یا زهراء ... می گفت حس می کردم تمام ذرات وجود پدرم داره داد می زنه یا زهراء. بعد می گفت به زحمت نگاهم کرد و گفت نگران نباش. من دارم شهید میشم.‌ شهید میشم . می خواست بگه من نمی میرم. می خواست بگه ناراحت نباش. شهادت بهترین اتفاقه. پسر شهید که داشت اینها را برایم می گفت حس تلخی داشتم. از این جنگی که شبیه هیچ جنگ دیگری نبود. جنگ وسط میدان نبود. جنگ تکنولوژی. جنگ اطلاعاتی. ما چقدر آماده بودیم؟ نمی دانم. اما خوب می دانم باید در تکنولوژی هم قوی بشویم چون شکل جنگ ها عوض شده است دیگر ... به این فکر می کردم که روزی باید هر چیز حساسی را با دست های خودمان بسازیم. قبل از اینکه مرگ را به نام باطری بیسیم و پیجر با پول به ما بفروشند. باید قوی شویم. خیلی. دیشب این داستان را به عربی نوشتم. طعم تلخی داشت این داستان. انگار هزاران پیجر و بیسیم در روحم منفجر شده بود! https://eitaa.com/jashh2
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرزگی در نهم ربیع الاول خرافات چیزیست که تا خرخره جاهلیت مدرن نیز رسیده است. افراط و تفریط دو روی سکه نابودیست! در دین نیز چنین است. خرافاتی به نام رُفع القلم و یا نهم ربیع الاول، عیدالزهرا یا همان عُمرکشان نیز از آن دست انحرافات خودساخته‌ای است که برخی مسلمانان در آن غرق شده‌اند! این مراسم جاهلانه، وحدت مسلمان شیعه و سنی را نشانه می‌رود. جایزه ادبی شهید حدادیان، به عنوان یک حرکت ادبی همواره به تولید آثاری، ضد خرافات و عقاید انحرافی در بین مسلمانان کمک کرده است. آنچه می‌بینید انتقاد شهید دکتر بهشتی است به این خرافات. https://eitaa.com/jashh2
نسخه الکترونیکی کتاب گلستان هفتم را از فراکتاب با ۴۰ درصد تخفیف می‌توانید دریافت کنید. https://www.faraketab.ir/book/230203-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85 https://eitaa.com/jashh2
دعوتید به نشست خبری و آیین رونمایی از پوستر سومین دوره جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان زمان: ساعت ۱۰ صبح شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ مکان: تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین فلسطین و برادران مظفر جنوبی، پلاک ۱۰۸۰ طبقه منفی یک، خانه کتاب و ادبیات ایران، سرای کتاب https://eitaa.com/jashh2 https://t.me/jshmhh13399
برشی از کتاب گلستان هفتم داستانهای منتخب اولین دوره جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان شروع طلایی سبیل تراشـیده و گردن افراشــته قـابِ پنجـره یـک خانـۀ نقلــی، در طبقـۀ سـوم مجتمع ریاحی، پیشـانیِ خیابان گلسـتان هفتم ایسـتاده بودم و تقلا می‌کردم از زیــر پوســت تهــران، از لالوی رگ‌ و پیِ پُرجزئیاتش، بیمارســتانِ اعصــاب و روان نیایش را ســوا کنم؛ همان جایی که قرار اســت یک ســاعت بعد پدرم مرخص شــود و برگردد خانه. داستانِ نخلی در پهلو نویسنده: ابوالفضل پروین برگزیده اول https://eitaa.com/jashh2