سومین دوسالانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان
گفت: یک جُک بگو! گفتم: نتانیاهو، ترامپ رو به عنوان نامزد جایزه صلح نوبل پیشنهاد داده! #گربهنرهورو
#موقت
وقتشه یادی کنیم از این جُک که سه ماه پیش اینجا نوشتیم.
https://eitaa.com/jashh2
فراخوان سومین دو سالانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان در آیین رونمایی از پوستر این دوره منتشر شد.
موضوعات فراخوان:
۱. شهادت در گلستان هفتم
۲. نقش فرقههای ضاله(خصوصا صوفیه منتسب به گنابادی و بهاییت) در حمایت از رژیم صهیونیستی در مقابله با ایران
آخرین مهلت ارسال اثر ««یکم اسفند»» همزمان با سالروز شهادت شهید
آیین اختتامیه جایزه ادبی ((تیر ماه۱۴۰۵))
جوایز:
نفر اول در هر موضوع ۱۲ میلیون تومان به همراه لوح تقدیر و تندیس
نفر دوم در هر موضوع ۱۰ میلیون همراه لوح تقدیر و تندیس
نفر سوم در هر موضوع ۸ میلیون همراه لوح تقدیر و تندیس
۱۰ نفر برتر لوح تقدیر
آثار برگزیده دو دوره اخیر در مجموعه داستانی چاپ خواهند شد.
قالب آثار:
داستان کوتاه
محدودیتی در تعداد ارسال آثار وجود ندارد.
راه ارتباط با دبیرخانه تماس با
۰۹۱۹۲۷۰۰۴۸۰
ارسال پیام در پیامرسانهای تلگرام و ایتا
داستان نویسان میبایست داستانهای خود را در قالب فایل word با قلم bnazanin14 به آدرس الکترونیکی دبیرخانه و یا در صفحات ایتا و تلگرام دبیرخانه ارسال کنند و تاییدیه دریافت نمایند.
ja.shahidhadadiyan@gmail.com
✅جایزه ادبی شهید محمد حسین حدادیان جایزهای خصوصی و نذر فرهنگی است که توسط خانواده شهید برگزار میگردد.
https://eitaa.com/jashh2
هدایت شده از شهید محمدحسین حدادیان
37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ رونمایی سومین جایزه ادبی شهید محمد حسین حدادیان
🔸️جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان، صرفا یک نذر فرهنگی است🔸️
https://eitaa.com/shahidhadadian74
هدایت شده از سراب حقیقت | نقد ادیان و فرق انحرافی
#جایزه_ادبی #شهید_حدادیان #گلستان_هفتم
🔴 فراخوان سومین دو سالانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان
🔻موضوعات فراخوان:
۱. شهادت در گلستان هفتم
۲. نقش فرقههای ضاله(خصوصا صوفیه منتسب به گنابادی و بهاییت) در حمایت از رژیم صهیونیستی در مقابله با ایران
👈 ادامه مطلب را در سایت سراب حقیقت مطالعه کنید.
🌏 سراب حقیقت | پایگاه تخصصی نقد و بررسی ادیان و فرق انحرافی
➡️ @sarabehaghighat
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گزارش مینویسد قتل با جسمی گران بوده
و مقتوله زنی که ظاهرا خیلی جوان بوده
سالروز آه کشیدن برای یتیمیمان است.
آه کشیدن برای مظلومیت مادر اهل زمین، خانوم فاطمهزهرا(که سلام خدا بر او باد).
در چنین شبی بود که شهید محمدحسین حدادیان در اوج مظلومیت، کمرش مثل مادر شکست زیر ضربات آنان که به ظاهر امیرالمؤمنین را ولی و سرپرست خود میدانستند و خلاف جهت او میرفتند.
https://eitaa.com/shahidhadadian74
https://eitaa.com/jashh2
محبوب من! بگذار بگویند فلانی با یک عرب هزار و پانصد سال پیش رفیق است. اصلا خودشان بروند رفیق بهتر از شما پیدا کنند.
من قبل از شما با خیلی ها رفیق بودم. از سالومهی نیچه بگیرید تا قهرمان برادران کارامازوف. از آنجا رسیدم به حتی مریم میرزاخانی.
من برای رسیدن به شما با بدها هم دوست شدم و کمکم صفحهی همهشان را ورق زدم و به شما رسیدم. من فقط شما را دوست دارم، طرفدار شما هستم. شما براي من کهنه نمیشوید، کاش همه بگویند فلانی #رفیق_زهرا_دختر_پیغمبر_اسلام است.
من به هیچ چیز افتخار نمیکنم؛ شهر شغل، خانواده و هیچ چیز دیگر.
من فقط به شما افتخار می کنم، بقیه هم می توانند به هر چیزی افتخار کنند.
#بیبیجان
#دکتر_مینا_احمدی_کهجوق
https://eitaa.com/shahidhadadian74
https://eitaa.com/jashh2
هدایت شده از شهید محمدحسین حدادیان
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷شهید "محمدحسین حدادیان"، شب شهادت حضرت زهرا(س) به شهادت رسیدند...
جوان مومن انقلابی، که در ۲۲ سالگی توسط دراویش گنابادی به شکل وحشیانهای به شهادت رسید...
🍃لینک زیر، مربوط به فیلم حضور حضرت آقا در منزل خانواده شهید، پس از شهادت آقا محمد حسین است.
https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=41412
🌷هدیه از طرف شهید عزیز، هدیه به محضر حضرت زهرا(س)، سه سوره توحید هدیه کنیم.🌷
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد!
برای سلامتیاش دعا کنیم.
نویسنده باذکاوتی که سه نسل را با داستانهایش همراه کرد، جایش روی تخت بیمارستان نیست.
#رضاامیرخانی
https://eitaa.com/shahidhadadian74
https://eitaa.com/jashh2
هدایت شده از شهید محمدحسین حدادیان
بسم رب الشهداء والصدیقین
ما، خانوادهی شهید مظلوم محمدحسین حدادیان، ضمن یادآوری مواضع گذشتهی خود در قبال فعالیتهای " فتنهانگیز فرقه ضالّه دراویش منتسب به گنابادی ها " اعلام میکنیم:
باوجود ممنوعیت قانونی برگزاری مراسمات فرقه ای در خانقاه امیر سلیمانی (جنب معراج شهدای تهران)؛ تسامح نهاد های ذیربط، دراویش را در تبدیل برنامه های پنهانی به مراسمات آشکار جسورتر نموده است. و پس از جنگ تحمیلی اخیر همافزایی دراویش با گروهک ریاستارت قابل توجه بوده است.
📌لذا در این خصوص اطلاعیه ای جامع ظرف ۲۴ ساعت آینده "جهت تجمع و جمعآوری فعالیت این فرقه ضاله " جنب معراج شهدای تهران به سمع و نظر مومنین وانقلابیون و دغدغه مندان، خواهد رسید.
/eitaa.com/shahidhadadian74
تقدیم به روح بلند شهدای حوادث اخیر
⁉️چرا #سلبریتیها، #بلاگرها و #تریبوندارها، از #نیروهاینظامی با حقوق حداقلی ۱۵ تومن و ۲۰ تومن، یا #بسیجی هایی که حقوقی نمیگیرند و از پایین ترین اقشار جامعه هستن
انقد بدشون میاد و مردم رو تحریک می کنن در مقابل شون
اما کسی اسمی از کسانی که مسئول وضع به وجود اومده هستن نمیبره؟
کسی از #قائمپناه معاون رییسجمهور که فرزندش آمریکاست صحبتی نمی کنه!
از #عارفوبچههاش از #قالیبافوالیاسش ، از برادرِجهانگیری، از فریدون ، از ظریف، حتی از #تراستی و #دلالهای نفتی ، از #مُدَللها!
از برخی شرکت نفتیها و مدیر عاملهای پتروشیمی و مدیرعامل بانک ها و بچه هاشون!
از #علیدایی که یه فقره قراردادش با شرکت نفت ۱۵ میلیارد برای فروش عینک بِرَنده. می دونید چرا ؟
چون همهی اینا از یه قماش هستن! دست همهی اینا تو یه کاسه ست. اگه حکومت عوض هم بشه باز اینا همدیگه رو پیدا می کنن و دوباره نفوذ میکنن به همهی سوراخ سمبههای مملکت.
#هداحشمتیان
#مزدور
#آقازاده
#مدلل
#تراستی
#مطالبه #اقتصادی
#ریاکاران
https://eitaa.com/jashh2
با بچه هایمان حرف بزنیم ...
روزهای شلوغی رفته بودم سر بزنم به خواهرم و بچه هاش. تا رسیدم دختر کوچیک خواهرم بدو بدو اومد و خواست زیر آب خواهرش رو بزنه
- خاله خاله ... مهلا میگه شاه خوبه خمینی بده
یک لحظه احساس کردم چیزی در دلم افتاد و من صدای افتادنش را شنیدم. چند ثانیه ای میخکوب سرجایم ماندم. بعد به مهلا نگاه کردم که داد می زد
- دروغ میگه خاله
بعد هم دنبال دنیا گذاشت. خواهر هشت ساله اش. خواهرم هم با دمپایی دنبال هر دو.
چند دقیقه بعد وقتی که خواهرم چای برایم آورد یک برگه از کیفم درآوردم و با یک خودکار به مهلا دادم
- خاله جون توی یک صفحه هر چیزی که از پهلوی می دونی برام بنویس ...
تلخ بود برایم که مهلا دختر ۱۴ ساله خواهرم حتی یک سطر هم نتوانست بنویسد. این یعنی تحت تاثیر همسالان و فضای مجازی بوده. این یعنی مرجعیت صحبت کردن با نوجوان ها دیگر خانواده ها نیستند انگار!
بعد گفتم: مهلا جانم. بگو چرا رهبر رو دوست نداری؟
گفت: همیجوری خاله. دلیلی نداره ...
گفتم: جانِ دلم.. ما همینجوری نداریم خاله. باید دلیل بگی تا در موردش حرف بزنیم.
بعد خواستم لباس بپوشد و با هم برویم بیرون.
دقیقا چند قدمی خانه حاجمامان. کوچه #شهیدآقامحمدی. تابلوی کوچه را نشانش دادم و گفتم میدونی این شهید کیه؟ پسر آقجه خانمه. همون پیرزنی که هر روز روی سکوی خونه اش می نشست و بهش سلام میدادی. همون که حالا فوت کرده و خونه قدیمیش هنوز مونده. گفتم چهار ساله بودم وقتی عروسی پسرش بود. گفتم خودم رو کشتم از بس گریه کردم. می گفتم من می خوام عروس ببینم. اون روزها حتی به قیمت جانم هم که شده من باید عروس می دیدم. خیال می کردم عروس خوشگل ترین آدم روی زمینه. مثل حالا نبود که خیلی ها مثل عروسند. این را که گفتم مهلا خندید.
گفتم ما دعوت نبودیم. دست آخر مادرم با خجالت من را برد تا عروس را ببینم. عروس قشنگ بود. چشم هایش سبز و درشت بود. مثل عروسکها! یک هفته بعد کوملهها سر شوهرش را بریدند و بیرون در پاسگاه مرزی گذاشتند!
مهلا تازه پرسید #کومله یعنی چی؟ گفتم تجزیه طلبها. تازه پرسید تجزیه طلب یعنی چی؟ ...
گفتم من دیدم که #عروس زیبای آن خانه با شیون اهل خانه برای همیشه از آن خانه رفت. گفتم کومله ها وسط میدانند حالا. قاتل های پسر آقجه خانم ...
بعد گفتم همین خیابان ۱۷ شهریور که هر روز با مادرت از اون میای خونه حاج مامان. تا حالا از خودت پرسیدی چرا ۱۷ شهریور؟ چرا ۱۸ مهر نیست. چرا ۱۲ اسفند نیست؟ نمی دانست. بعد برایش قصه ۱۷ شهریور را گفتم. قصه میدان ژاله. قصه جدایی بحرین. جدایی #آرارات. از قانون #کاپیتالاسیون. از قتل عام و سرکوب عشایر. اشغال ایران و متفقین. #تبعیدشاهپهلوی به موریس.
#کشفحجاب. برایش گفتم که در روستای حاج مامان تازه عروسی حامله از ترس اینکه حجابش را بردارند وسط کوچه از ترس مُرد. با بچه توی شکمش دفنش کردند!
بعد یکی یکی از کوچهها گذشتیم و قصه شهیدهایش را برایش گفتم. اینجا کوچه #شهیدخزلی ... #برادرانشعبانی. گفتم رفته بودم بستنی بخرم.
پنج سالم بود شاید. شاید هم کمتر. نامزد شهید شعبانی هم در مغازه بود. یک دفعه خبر دادند نامزدش اومده مرخصی. ظرف ماست از دستش افتاد. با چادر سفیدش توی کوچه میدوید. چادرش توی باد میرقصید. وسط کوچه زمین خورد. من داشتم نگاهش می کردم. خیلی نگذشت که نامزدش شهید شد. شد اسم همین کوچه. با اسم برادرش با هم!
من هنوز نامزدش رو گاهی توی خواب میبینم. توی کوچه داره می دوئه. بهش گفتن #نامزدش اومده مرخصی. #چادرشپرازپروانههایصورتییه.
اینجا کوچه شهید امیر حسنی ... می دانی این شهید چطور شهید شده؟ میدانی این یکی چطور؟
برایش گفتم که #۴۰۰هزارشهید دادهایم.
خیلی حرف زدیم آن روز. یعنی من فقط حرف زدم. مهلا فقط گوش میداد.
سردم شده بود دیگر. خواهرم هم مدام زنگ میزد که برگردید.
صبح فردا سر کار بودم که خواهرم زنگ زد و با خنده گفت: چی گفتی به این بچه دیروز؟ میگه من از شاه متنفرم. میگه #رهبرمرودوستدارم.
گوشی را که قطع کردم داشتم به این فکر می کردم که چقدر با بچههایمان حرف زده ایم؟ #چقدرازتاریخایرانبرایشانگفتیم؟
#بابچههایمانحرفبزنیم
#قبلازاینکهدشمنباآنهاحرفبزند
#نوجوان
#تاریخ
#ایران
#بچههایایران
#شهید
https://eitaa.com/jashh2