تهران سیل آمده است 🔺
سیل مردمانی که همیشه هستند
ولی اقلیت خوانده میشوند
#حماسه_تهران
#رئیسی
#سید_شهیدان_خدمت
#شهید_رئیس_جمهور
#کانون_مسجد_حضرت_جوادالائمه
🆔@Javadollaeme🔆
6.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📱|#استوری
گاهی زندگی
چارهاش فقط...
علی بن موسی الرضاست...
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
#کانون_مسجد_حضرت_جوادالائمه
🆔@Javadollaeme🔆
🔅#امام_حسن علیهالسلام:
✍️ الإعطاءُ قَبلَ السُّؤالِ مِن أكبَرِ السُّؤدُدِ؛
💠 بخشيدن پيش از طلبكردن [كسى] از بزرگترين سرورىهاست.
📚 بحارالأنوار، ج۷۸، ص۱۱۳، ح۷
#حدیث_روز
#کانون_مسجد_حضرت_جوادالائمه
🆔@Javadollaeme🔆
🔅#پندانه
✍️ اگر فردا آخرین روز دنیا باشد...
🔸اگر فردا آخرین روز دنیا باشد، تمام خطوط تلفن دنیا پر میشود از جملههایی مثل «همیشه دوست داشتم»، «مرا ببخش» و…
🔹هزاران نفر برای دیدن کسی که دوست دارند، حاضرند کل داراییشان را بدهند تا وقت دیدن طرفشان را لحظهای داشته باشند.
🔸خیلیها پشیمان میشوند که چرا خیانت کردند. خیلیها دنبال گرفتن یک بخشش ساده میروند.
🔹کاشکی هر روز، روز آخر بود، تا ما انسانها قدر لحظات زندگی را میفهمیدیم. کاشکی بهجای لجبازی و غرور، لحظهای را با عشق سپری میکردیم.
#کانون_مسجد_حضرت_جوادالائمه
🆔@Javadollaeme🔆
#داستان_شهدا
📚موضوع : دو برادر
🔅برای مراسم ختم شهید شبهازی راهی یکی از شهرهای مرزی شدیم. طبق روال و سنت مردم آنجا، مراسم ختم از صبح تا ظهر برگزار می شد.
ظهر هم برای میهمانان آفتابه و لگن می آوردند! با شستن دست های آنان، مراسم با صرف ناهار تمام می شد.
در مجلس ختم که وارد شدم جواد بالای مجلس نشسته بود و ابراهیم کنار او بود. من هم کنار ابراهیم نشستم.
ابراهیم و جواد دوستان بسیار صمیمی و مثل دو برادر برای هم بودند. شوخی های آن ها هم در نوع خود جالب بود.
در پایان مجلس دو نفر از صاحبان عزا، ظرف آب و لگن را آوردند. اولین کسی هم که به سراغش رفتند جواد بود.
ابراهیم در گوش جواد، که چیزی از این مراسم نمی دانست حرفی زد! جواد با تعجب و بلند پرسید: جدی می گی؟! ابراهیم هم آرام گفت: یواش، هیچی نگو! بعد ابراهیم به طرف من برگشت. خیلی شدید و بدون صدا می خندید. گفتم: چی شده ابرام؟! زشته، نخند!
رو به من گفت: به جواد گفتم، آفتابه را که آوردند، سرت رو قشنگ بشور!! چند لحظه بعد همین اتفاق افتاد. جواد بعد از شستن دست، سرش را زیر آب گرفت و ...
جواد در حالی که آب از سر و رویش می چکید با تعجب به اطراف نگاه می کرد.
گفتم: چیکار کردی جواد! مگه اینجا حمامه! بعد چفیه ام را دادم که سرش را خشک کند!
#شهید_ابراهیم_هادی
#کانون_مسجد_حضرت_جوادالائمه
🆔@Javadollaeme🔆
7.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفع #شبهه
شبهه:این هلیکوپتر اصلا هلیکوپتر آقا رئیسی نیست ❗️
#کانون_مسجد_حضرت_جوادالائمه
🆔@Javadollaeme🔆
🔅#امام_صادق علیهالسلام:
✍️ مَنْ يَزْرَعْ خَيْرا يَحْصِدْ غِبْطَةً وَ مَنْ يَزْرَعْ شَرّا يَحْصِدْ نَدامَةً وَ لِكُلِّزارِعٍ ما زَرَعَ؛
💠 هركس خوبى بكارد، خشنودى درو مىكند و هركس بدى بكارد، پشيمانى چيند، هركس هرچه بكارد، همان را دِرو مىكند.
📚 كافى، ج۲ ، ص۴۵۸، ح۱۹
#حدیث_روز
#کانون_مسجد_حضرت_جوادالائمه
🆔@Javadollaeme🔆
🔅#پندانه
✍️ این است حکایت دنیا
🔹قطره عسلی بر زمین افتاد. مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه عسل برایش اعجابانگیز بود. پس برگشت و جرعه دیگری نوشید.
🔸باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمیکند و مزه واقعی را نمیدهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد.
🔹مورچه در عسل غوطهور شد و لذت میبرد.
🔸اما افسوس که نتوانست از آن خارج شود. پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت.
🔹در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد.
💢 دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ!
🔺پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات مییابد، و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک میشود.
#کانون_مسجد_حضرت_جوادالائمه
🆔@Javadollaeme🔆