eitaa logo
جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
640 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.8هزار ویدیو
23 فایل
هردرخت تنومندی اول یه جوانه‌‌ی کوچيک بوده🌱 وقتی تونست در مقابل طوفان وحوادث مختلف مقاومت کنه، تبدیل میشه به درخت قوی و مرتفع🌳 برای رسیدن به اون بالاها باید ازجوانه‌ی وجودیت حسااابی مراقبت کنی، درست مثل یه باغبان😉👨‍🌾 ارتباط باما: @admin_javane_noor
مشاهده در ایتا
دانلود
«و باید روسری خود را برگردن خویش (فرو) اندازد» 🌸ای ساکن دیار حجب و حیا!😇 چه عارفانه به میدان آمده ای!💫 پوشش دینی تو دل پاکان روزگار را به شوق آورده است .💖 چرا که این پوشش از زره جنگاوران🛡️🗡️ میدان رزم بسی والاتر است . 🌸من چادرم رو دوست دارم ، چرا که سنگینی نجابتش خم کرده است کمر دشمنان را و حصار اَمن و ایمنش ، نقش بر آب کرده است نقشه های بد خواهان و هرزه دلان را. 🌸حجاب یعنی :من انتخاب میکنم که تو چه ببینی.🧐 🌸دختران خودنما👯 در چشم ها 👁️👁️جای دارند ولی دختران عفیف🧕 در دل ها 💖، زیرا حجاب یعنی به جای شخص ،شخصیت را دیدن.💎 🌸ای عاشق مدهای رنگارنگ🌈! ای فریفته لباس های تنگ👗 و بدن‌نما که از دنیا به شوق آمده ای !هیچ اندیشیده ای🤔 که این شوق ، حزن😔 آخرت را به همراه دارد؟ پ.ن:خمر به معنی روسری ها و در اصل به معنی پوشاندن است شراب🍷 را خمر می گویند زیرا عقل🧠 را می پوشاند. جیوب :منظور از آن در آیه گریبان (یقه لباس) است. •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 کلیپ من در رابطه با حجاب ♻️ ارسال شده توسط نوجوان عزیز خانم زهرا کوشکی🌺 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
این هفته قرار میذاریم: یک ماهی که از تابستونمون گذشته رو بررسی و محاسبه کنیم و برای روزهای باقیمانده اوقات فراغت برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشیم. 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تا حالا برات پیش اومده یا با کسانی برخورد کردی که بخاطر رفع یه مشکل کوچیک یه مشکل بزرگ تر بوجود میارن 💥 🔔 خوب فکر کنیم اهمیت هر مسأله در رابطه با مسائل دیگه چقدره 🤷‍♂ درسته که بخاطر یه مسأله کوچیک اونقدر حساسیت به خرج بدیم که همه توجه و انرژیمون صرف اون بشه 🤦‍♀ 💭 به این میگن: «وسواس» •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
❇️ داستانک/سوال و جواب ساده چادر نمازم رو خیلی دوست داشتم.💝 هروقت موقع نماز بازش می‌کردم، با اون گل‌های صورتیش دلمو می‌بُرد.🌸😍 طبق معمول هر روز موقع نماز شد و منم جانماز و چادرم رو آوردم، یه نماز جانانه و باحالی خوندم که نگو😌 بعد نماز که داشتم چادرم رو با دقت تا می‌زدم 🧕 متوجه یه لکه خون روی اون شدم 🔎 ای وای... حالا تکلیف نمازی که خوندم چی میشه!!!😣 🔻آیا نماز با لباس نجس صحیحه⁉️ ~~~~~~~~~ 🔸هر سوالی داری بپرس 🆔https://eitaa.com/daylami68 •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
6.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴🏴🏴🏴🏴 ۷ روز مانده به محرم 🥀به علی بگو دلتنگم... 🔹ارسالی از خانم عطیه کرمی 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
•┈••✾🌼🍃 ﷽ 🍃🌼✾••┈• #رمان_ریحانه #قسمت_83 تو همون حالت خمیده، پا روی پشت بوم خونه همسایه عمه سیمین
•┈••✾🌼🍃 ﷽ 🍃🌼✾••┈• جلوی در می‌ایستم و از بین جمعی که اون وسط بالا و پایین می‌پرن، به دنبال ترانه می‌گردم. انگار آب شده رفته تو زمین. می‌رم و کنار زنعمو که با موهای فائزه سخت درگیره، می‌نشینم. می‌خوام ازش بپرسم «ترانه رو ندیده؟»، که همون لحظه سر می‌رسه و خودش رو سرخوشانه بین من و زنعمو جا میده. +یهویی کجا غیبت زد؟! -اومدم تو خونه دیگه! حوصله اون‌جا موندن و دیدن خودشیرینی‌های تورو نداشتم! +خودشیرینی چیه؟ یه ملاقه دادم به عمو رضوان! بعدش هم، چرا به دروغ گفتی اومدیم کفشمون رو قایم کنیم؟ ندیدی بعدش چطوری به کفش‌هامون نگاه کرد! -چه می‌دونم؛ یهویی به ذهنم اومد! می‌گفتم رفتیم پشت بوم راضی می‌شدی؟! +اگه می‌گفتی پشت بوم بودیم بهتر از این بود که دروغ بگی! آبروی من رو هم بردی! دیگه حوصله صحبت باهاش رو ندارم. روم رو می‌کنم سمت زنعمو و به این فکر می‌کنم که امروز چه روز بدی بود و هر چی که بیشتر بهش فکر می‌کنم، مثل تقلا توی یه باتلاق، بیشتر من رو تو خودش می‌کشونه و حالم رو خراب‌تر میکنه. دلم پیش مامان‌اینا هست! اگه هانیه و مطهره بودن، الان حالم خوب بود! زنعمو می‌پرسه: ریحانه جان مامانت اینا نیومدن هنوز؟ میگم: نه! تا الان باید دیگه می‌اومدن. منم نگرانشون هستم. با لحن دلسوزانه خاص خودش میگه: نگران نباش! الان میان! تا ازشون خبری نگیرم، دلم آروم نمیشه. دوباره رو می‌کنم به زنعمو و میگم: زنعمو! میشه گوشیتون رو بدین به مامانم اینا زنگ بزنم؟ سرش رو تکون می‌ده و کیف بزرگش رو به دنبال گوشی ساده و قدیمیش، زیر و رو می‌کنه و بالاخره گوشی رو سمت من می‌گیره. بلافاصله شماره خونه رو می‌گیرم. چند بوق می‌خوره و من دعا می‌کنم تو راه باشن تا کسی تو خونه نباشه که گوشی رو جواب بده. دارم به اومدنشون امیدوار می‌شم، اما تو آخرین لحظه‌ها صدای الو گفتن هانیه تو گوشی می‌پیچه. با نگرانی و کمی هم دلخوری می‌گم: شما هنوز خونه‌اید؟! چرا پس راه نیفتادین؟ الان باید این‌جا بودین! -آجی تویی؟ می‌خواستیم بیایم اما باب... حرف هانیه ناتموم می‌مونه و به جاش صدای مامان تو گوشی می‌پیچه که میگه: ریحانه جان، مامان خوبی؟ ما شاید امشب نتونستیم بیایم، بعد از مراسم با عمو اینا بیاین خونه خودمون. معترضانه می‌گم: یعنی چی امشب نمیاین؟! دستپاچه میگه: لباس هانیه و مطهره تموم نشد، نمیشه بیایم. حالا تو این رو ول کن، جای ما هم خوش باش. خداحافظ. و بعد بلافاصله قطع می‌کنه! اعصابم حسابی به هم می‌ریزه و نمی‌دونم چرا، اما دوست دارم دور از این جمعیت، یه گوشه بشینم و گریه کنم. رمان اختصاصی کانال جوانه نور ✍️به قلم م. بابایی ⛔️ کپی شرعا اشکال دارد ⛔️ •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy
2⃣دوست دارید پروفایلتون رو خودتون بسازید⁉️ دلتون می‌خواد کلیپ بسازید و استوری کنید ⁉️ ✅ لازمه کار با اپلیکیشن اینشات رو یاد بگیرید.👌 چند تا از نوجوونای کانال، آموزش کار با نرم افزار اینشات رو آماده کردند.😍 ببینید نوجوونای کانال چقد خلاق و هنرمندن:😎😊 👈👈 هر یکشنبه یک آموزش 👉👉 ❇️آموزش های بخش اول: https://eitaa.com/javaneh_noor/3814 ❇️حذف آیکون اینشات درون برنامه: https://eitaa.com/javaneh_noor/4362 ❇️ آموزش آیمووی: https://eitaa.com/javaneh_noor/3981 ❇️ آموزش سایه دادن سه بعدی: https://eitaa.com/javaneh_noor/4448 ❇️ آموزش ساخت عکس و استوری: https://eitaa.com/javaneh_noor/4522 ❇️آموزش ساخت لوگوموشن: https://eitaa.com/javaneh_noor/4589 ❇️ آموزش حرکت ماندلا https://eitaa.com/javaneh_noor/4674 ❇️ آموزش حرکت تصویر: https://eitaa.com/javaneh_noor/4822 ❇️آموزش کند کردن ویدیوهای آموزشی: https://eitaa.com/javaneh_noor/4884 ❇️آموزش متحرک کردن کروما یا پرده سبز: https://eitaa.com/javaneh_noor/5199 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
🔹مردم نجران همین‌ که نامه پیامبر عزیز ما رو خوندن، با عصبانیت شروع به داد و بیداد کردن. یکی‌شون می‌گفت: پیامبر ما عیسی مسیح است، نیازی نیست تا از دین اسلام پیروی کنیم. ✅خدا دستور داد که ای پیامبر! بگو با هم مباهله می‌کنیم، هر دو گروه با نزدیک‌ترین افراد خانواده‌ای که داریم زیر آسمان می‌آییم، بعد از خداوند می‌خواهیم تا هرگروهی که دروغ می‌گوید رسوا شود. 🔸همه می‌خواستن بدونن که فردا پیامبر با چه افرادی میاد؟ یعنی توی این همه آدم که در مدینه زندگی می‌کنن، چه کسی از همه برای پیامبر عزیزتره؟ 🔹دو نفر از دانشمندهای مسیحی هم همراه پسرهایی که داشتن به اونجا اومده بودن. با خودشون می‌گفتن: می‌خوایم اوّلین آدم‌هایی باشیم که رسوایی مسلمون‌ها رو می‌بینن. ابوحارثه که استاد همه دانشمندان مسیحی بود، گفت: از چهره‌های این افراد معلومه که اگه دعا کنن، همه مسیحی‌ها نابود میشن. برای همین تصمیم گرفتن که از لج‌بازی خودشون دست بردارن و به شهرشون برگردن. 🔸این جریان که تموم شد، مسلمون‌ها از پیامبر پرسیدن چرا بقیه دخترها و دامادهاتون رو نیاوردین؟ چرا هیچ‌کدوم از شما همسرانتون رو نیاوردین؟؟ 🕋 شاخصه: محبّت و عشق به اهلبیت (ع)♥️ 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
16.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ روز مباهله ویژه کودکان و نوجوانان🌹 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•