eitaa logo
جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
640 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.8هزار ویدیو
23 فایل
هردرخت تنومندی اول یه جوانه‌‌ی کوچيک بوده🌱 وقتی تونست در مقابل طوفان وحوادث مختلف مقاومت کنه، تبدیل میشه به درخت قوی و مرتفع🌳 برای رسیدن به اون بالاها باید ازجوانه‌ی وجودیت حسااابی مراقبت کنی، درست مثل یه باغبان😉👨‍🌾 ارتباط باما: @admin_javane_noor
مشاهده در ایتا
دانلود
☀تابستون☀وقت مناسبیه که علاقه 💟 و استعداد های✨خودت رو بسنجی، ⁉️به چه کاری علاقه داری🤔... ⁉️تو چه زمینه ای استعداد داری🤔.... ⁉️توانایی انجام چه کاری رو داری🤔... 🌱 نوجوانی دوران طلایی ✨ کشف استعدادها، ✨ برنامه‌ریزی درست برای قرار ‌گرفتن در جاده موفقیت و ✨ دوری از تنبلیه. 💡اولین فردی که می‌توانه به کشف این استعدادها در درون تو کمک کنه، خود تو هستی🤗 •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
🌿بادِرِ الفُرصَةَ قَبلَ أن تكونَ غُصّةً🌿 🌹 فرصت را درياب، پيش از آن كه از دست رفتنش موجب اندوه گردد🌹 📜نهج البلاغه، نامه۳۱ ✨ ما از یک سرمایه ای برخوردار هستیم به نام⏰ زمان ⏰ و فرصت‌های پیش رو در زمان هم گذراست... ⏪ مثل عبور ابرها☁ در آسمان، به سرعت عبور می‌کند... •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
اصلا هم خفن نیست😕😒😐 •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
درختی کاملا شبیه چهره انسان!😱🤯 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌭پسرک فلافل فروش توی خیابان شهید عجب گل، پشت مسجد مغازه فلافل‌ فروشی داشتم. سال ۱۳۸۳ بود که یک بچه‌ مدرسه‌ای، مرتب به مغازه من می‌آمد و فلافل می‌خورد. این پسر نامش هادی و عاشق سس فرانسوی بود. ✨نوجوان خنده ‌رو، شاد و پرانرژی نشان می‌داد. من هم هر روز با او مثل دیگران سلام و علیک می کردم. یک روز به من گفت: آقا پیمان، من می‌تونم بیام پیش شما کار کنم و فلافل ساختن را یاد بگیرم. گفتم: مغازه متعلق به شماست، بیا. از فردا هر روز به مغازه می‌آمد. خیلی سریع کار را یاد گرفت و استاد کار شد. خیالم راحت بود و حتی دخل و پول‌های مغازه را در اختیار او می‌گذاشتم. ✅در میان افراد زیادی که پیش من کار کردند هادی خیلی متفاوت بود؛ انسان کاری، با ادب، خوش‌برخورد و از طرفی خیلی شاد و خنده‌ رو بود و کسی از همراهی با او خسته نمی‌شد. 💎 با اینکه در سنین بلوغ بود، اما ندیدم به دختر و ناموس مردم نگاه کند، باطن پاک او برای همه نمایان بود. 🇮🇷 محمد هادی ذوالفقاری🇮🇷 •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
گوارای وجودتون 😋🍹 •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
•┈••✾🌼🍃 ﷽ 🍃🌼✾••┈• #رمان_ریحانه #قسمت_78 روز‌های مدرسه تو چشم بر هم زدنی می‌گذرن و باز هم به دوره‌
•┈••✾🌼🍃 ﷽ 🍃🌼✾••┈• انتظارم خیلی طولانی نمی‌شه و هانیه و مطهره ذوق‌کنان می‌پَرن تو خونه و با اَدا و اَطوارهای خاصی، خبر جشن عروسیِ پسرِ عمو احمد رو به اطلاع اهل خونه می‌رسونن. دیگه نشستن پشت میز رو جایز نمی‌دونم و با هیجان به هال می‌رم. وسطِ حرکاتِ بی‌مزه‌ی هانیه و مطهره و بازخواست‌های مامان که «کی بود و چرا تعارف نکردید بیاد بالا و زشت شد و...»، کارت دعوت عروسی رو که تو دست هانیه در حال پیچ و تاب خوردن تو هوا هست، می‌گیرم تا تاریخ عروسی رو بررسی کنم. تاریخ برای آخر هفته بعد هست‌. بعد از زیر و رو کردن کارت و تجزیه و تحلیل راجع شکل و محتوای کارت و پاکتش اون رو مجدد به هانیه می‌سپرم. بعد از گذشت چندین سال از آخرین جشن عروسی تو خانواده پدری، خبر این جشن خیلی هیجان‌انگیز بود؛ در حدی که تا نیم ساعت مغز من یکی سِرّ شده بود. بعد از یکی- دو دور چرخیدنِ بی هدف تو خونه و دو- سه بار باز و بسته کردن درِ یخچال و حتی بررسی تک‌تکِ کشو‌های فریزر، بالاخره برای خوندن باقی درسم، به اتاق بر‌می‌گردم. ... صبح به سختی از خواب بیدار می‌شم. باید تا یک ساعت دیگه، این چهار صفحه آخر رو تموم کنم. هیچ وقت عادت نداشتم هیچ کاری رو بذارم برای دقیقه‌ی نود. اما این سری نمی‌دونم چرا این‌طور شد! الان بیشتر از هر زمانی، به خاطرِ همه‌ی وقت تلف کردن‌ها و بازی‌گوشی‌های دیروز، پشیمونم. اگه به جای خوندن درسم، به عروسی هفته‌ی بعد فکر نمی‌کردم… اگه بی‌خودی با شستن ظرف‌ها و تمیز‌ کردن کابینت‌های آشپزخونه، وقت‌کُشی نمی‌کردم… اگه بی‌دلیل به چین‌های پرده هال گیر نمی‌دادم که الا و لله باید همین الان درستش کنم… اون‌وقت مجبور نبودم ساعت پنج صبح بیدار بشم تا بتونم کتابم رو تموم کنم! به هر حال حسرتِ زمان‌های از دست رفته رو خوردن دیگه فایده‌ای نداره، اما درس گرفتن ازشون چرا! و شاید اگه بتونم از امتحانات بعدی این درسی که زندگی بهم داد بربیام، ارزشش بیشتر از نمره‌ای باشه که قراره از امتحان دو ساعت آینده، تو کارنامه‌م ثبت بشه. رمان اختصاصی کانال جوانه نور ✍️به قلم م. بابایی ⛔️ کپی شرعا اشکال دارد ⛔️ •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy
✅ اگر تصمیم داری فرد مؤثر و مفیدی باشی، ✅ اگر قراره آدم مسئولیت پذیری باشی ✅ و برای انجام کارهای مهم روی تو حساب کنن؛ ✨ باید تنبلی و بی حالی رو بذاری کنار ✨ 👂🏻شنیدی میگن مؤمن کم حرف🙂و پرکاره💪🏻 💎معمولی نباش... 🌱یا علی بگو و پاشو... •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹شروع کنیم روزمون و با یه دعای قشنگ، برای خودمون و بهترین رفیق‌هامون...😌 الهی آمین🤲☺️ 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•