_
کسی چون من اگر دیدی برای ماندنت جان داد
از او بستان تو جانش را ولی با او بمان لطفا..
-شهریار
_
_
به بغض سر کردم
دیدهتر نشد که نشد
دلت ز حال دلم باخبر نشد که نشد
هزار حجره، هق ، هق ، هزار دفتر شعر
دلت عزیزدلم، نرم تر نشد که نشد
کجاست شانهی امنت که بعد تو این سر
برای من، منه دل مرده سر نشد که نشد
قرار بود که درددلی کنم با تو
ولی دریغ...
در این مختصر، نشد که نشد ...
-حامد عسکری
_
نیــاز ِشــدید بـه یـه بـغـل ِمحکم و آروم که بتونم با خـیال ِراحت ببارم : ).
نمیدونم چطور بـگم ؛
حـالمُ نمیتونم با چیزی توصیف کنم ،
از تموم ِحسها سِر شدم ،
از بس که از هـمه خـوردمُ هرکی به نحوی منو از خـودش ناامید کرد سـِر شدم ؛
کـاش همیشه تـنها بودم ،
آدما موجودات عجیبیان ، کاری مـیکـنـن که نسبت بهشون نومید بشی ، کاری میـکنن حس بـیارزشی بکنی ، کاری میکنن همه عالمُ آدم منفور بـشـن برات ،
آدما میرن ، و بعد اظهار بخشش و پشیمونی میکنن ...
درکل بخوام بگم ؛
آدما موجودات عجیبیان !
با اشکها جنگیدهام بر غصهها خندیدهام
از جیب آدمها کمی دیوانگی دزدیدهام :)
دلم گرفته از آدمای ِنصفِ نیـمه
از هـرکی که میاد و میگه میـمونه و و فوری میـره
از عمري که رفته ، خیلی وقته دیره : ).
_
عـمری به سودای ِلبش سـوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد :)
- حامد عسکری
_
مـَن دل ِنفرین ندارم پس دعایت میکنم...
بــعــد ِمن دلدادهٔ یـاری شــوی مــثل خـودَت :)
سـلول سـلول تنم برای ِوقتی که تو چشام زل میزد و بعد میخندید و میگفت فلان چیزو یادته ؟ یا با ذوق و خنده یه چیزی رو تعریف میکرد...
وجودم براش تـنگـه :)
د لامصب بذار ازت متنفر بشم دیگه 💔 :)