_
تَمامِ عمر خندیدم ، به این عاشق ، به آن عاشق
چنان عشقی سرم آمد ، که دیگر من نمیخندم :)
_
_
ببخشمت؟
عزیزم ، من نمیتونم ببخشمت چون تو آخرین کسی بودی که باور داشتم بهم آسیب نمیزنه.
_
تو بچه خوبی هستی ، ولی الان دورهٔ بچه های خوب نیست !
باید بد باشی !
میفهمی؟:)
_
واقعا دیگه حوصله ندارم برای آدمای زندگیم توضیح بدم این رفتارت اذیتم میکنه ، این رفتارت زشته ، فقط از درون خورد میشم و به رویِ کسی نمیارم ، شایدم ترك کردم...
_
_
الان یادم افتادی ، که خالی مونده شونهت ؟
تا ابد روی قلب من ، زخم میمونه نشونهت !
_
جای ِخالی ِتو ؟
_ رُک بــگویم از همه رنجیدهام از غریبُ آشنا ترسیدهام -فریدون مشیری _
_
با مرام و معرِفَت بیگانهاند
من به هر سازی که شد رقصیدهام
_