از طرفی چشم تو ، از طرفی پاکیام
آخ که پیشانیات ، وای مسلمانیام...
(ای تف بهت 😔💔😂.)
حالَم طوریه که میدونم دیگه هیچکس توانایی خوب کردنش رو نداره ، انگار افتادم توی ِباتلاق و تا عمقش فرو رفتم و خب اون موقعس که کسی نمیتونه نجاتت بده ، حتی خودت ، پس باید بسازی و بسوزی و بمیری :)
یه سری حرفا رو نمیشه گفت ، نمیشه ، ولی اون حرفا بغض میشن ، بعضی از بغض ها میشکنن و اشک میشن و بعضی ها میمون. و میشن بغض ِنشکسته..
هیچ حرف نزده یا زدهای که بهت حس بد داد ازبین نمیره... .
_
مثل آن چایی که میچسبد به گرما بیشتر
با همه گرمیم ، با دلهای تنها ، بیشتر :)
- حامد عسگری
_
_
خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها
عاقبت با قلمِ شرم نوشتند نــــشد :)
- فاضل نظری
_
_
گــیرم کــه بـه هرحال مرا بُردهای از یــاد
گـــیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد...
- محمدرضا نظری
_