●● نخستوزیر هند از مردم خواست بهخاطر کمبود سوخت دورکاری و صرفهجویی کنند.
• ما در دوران کرونا دورکاری کردیم. اکنون نیز این دوران دشوار ناشی از بحران سوخت ایجاب میکند که آن شیوه را از سر بگیریم.
• مردم برای صرفهجویی در مصرف سوخت، تا حد امکان از حملونقل عمومی یا خودروی اشتراکی استفاده کنند.
• مردم به مدت یک سال از سفرهای خارجی و برگزاری مراسمهای ازدواج در خارج از کشور خودداری کنند و حتی خرید طلا را نیز به مدت یک سال متوقف کنند.
• قیمت سوخت در سراسر جهان بسیار گران و چندین برابر شده است. وظیفهٔ ماست از ذخایر ارزی که صرف خرید بنزین و گازوئیل میشود، حفاظت کنیم.
@jaykhas🇮🇷🔥 | #AS
کیش و مات در ایران (۱)
تصور زمانی که ایالات متحده در یک درگیری دچار شکستی تمامعیار شده باشد دشوار است؛ شکستی چنان قاطع که زیان استراتژیک آن نه قابل جبران باشد و نه قابل چشمپوشی. خسارات فاجعهباری که در پرل هاربر، فیلیپین و سراسر اقیانوس آرام غربی در ماههای نخست جنگ جهانی دوم وارد شد، در نهایت جبران گشت. شکستها در ویتنام و افغانستان هزینهبر بودند اما آسیب دائمی به جایگاه کلی آمریکا در جهان وارد نکردند، چرا که این مناطق از صحنههای اصلی رقابت جهانی فاصله داشتند. ناکامی اولیه در عراق نیز با تغییری در استراتژی تعدیل شد که در نهایت عراق را نسبتاً باثبات و بیخطر برای همسایگانش باقی گذاشت و سلطه ایالات متحده در منطقه را حفظ کرد.
شکست در رویارویی فعلی با ایران ماهیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت. این شکست نه قابل جبران است و نه قابل نادیده گرفتن. بازگشتی به وضعیت پیشین در کار نخواهد بود و هیچ پیروزی نهایی آمریکایی وجود ندارد که آسیبهای وارده را خنثی کند یا بر آنها فائق آید. تنگه هرمز دیگر مانند گذشته «باز» نخواهد بود. ایران با کنترل بر این تنگه، به عنوان بازیگر کلیدی منطقه و یکی از بازیگران اصلی جهان ظهور میکند. نقش چین و روسیه به عنوان متحدان ایران تقویت شده و نقش ایالات متحده به شکل قابل توجهی تضعیف میشود. برخلاف ادعای مکرر حامیان جنگ مبنی بر نمایش قدرت آمریکا، این درگیری آمریکایی را به تصویر کشیده که غیرقابل اعتماد و ناتوان از به پایان رساندن کاری است که آغاز کرده است. این امر واکنشهای زنجیرهای را در سراسر جهان برمیانگیزد، چرا که دوستان و دشمنان خود را با شکست آمریکا وفق میدهند.
رئیسجمهور ترامپ دوست دارد درباره اینکه چه کسی «برگهای برنده» را در دست دارد صحبت کند، اما مشخص نیست که آیا اصلاً برگ برندهای برای بازی برایش باقی مانده است یا خیر. ایالات متحده و اسرائیل به مدت ۳۷ روز با کارایی مخربی به ایران ضربه زدند، بخش بزرگی از رهبری کشور را ترور کرده و بدنه نظامی آن را منهدم کردند، اما با این حال نتوانستند رژیم را فرو بپاشند یا حتی کوچکترین امتیازی از آن بگیرند. اکنون دولت ترامپ امیدوار است که محاصره بنادر ایران کاری را انجام دهد که نیروی نظامی عظیم نتوانست. البته ممکن است، اما رژیمی که با پنج هفته حملات نظامی بیوقفه به زانو درنیامد، بعید است تنها در واکنش به فشارهای اقتصادی تسلیم شود. این رژیم از خشم مردم خود نیز هراسی ندارد. همانطور که سوزان مالونی، پژوهشگر مسائل ایران، اخیراً خاطرنشان کرد: «رژیمی که برای ساکت کردن اعتراضات در ماه ژانویه شهروندان خود را به خاک و خون کشید، اکنون کاملاً آماده است تا سختیهای اقتصادی را بر آنها تحمیل کند.» (البته که نمیشود اسم تروریست اسلحه بدست را شهروند گذاشت!)
@jaykhas🇮🇷🔥 | #EQ
کیش و مات در ایران (۲)
بنابراین، برخی از حامیان جنگ خواستار ازسرگیری حملات نظامی هستند، اما نمیتوانند توضیح دهند که چگونه دور دیگری از بمباران، کاری را انجام خواهد داد که آن ۳۷ روز بمباران انجام نداد. اقدام نظامی بیشتر ناگزیر ایران را به سمت اقدامات تلافیجوئیانه علیه کشورهای حاشیه خلیجفارس سوق خواهد داد؛ مدافعان جنگ برای این موضوع نیز پاسخی ندارند. ترامپ حملات به ایران را نه از روی بیحوصلگی، بلکه به این دلیل متوقف کرد که ایران در حال ضربه زدن به تأسیسات حیاتی نفت و گاز منطقه بود. نقطه عطف در ۱۸ مارس رخ داد، زمانی که اسرائیل میدان گازی پارس جنوبی ایران را بمباران کرد و ایران با حمله به شهرک صنعتی «رأس لافان» قطر ــ بزرگترین کارخانه صادرات گاز طبیعی جهان ــ تلافی کرد و خساراتی به ظرفیت تولید وارد آورد که جبران آن سالها زمان خواهد برد. ترامپ با اعلام توقف موقت حملات علیه تأسیسات انرژی ایران و سپس اعلام آتشبس واکنش نشان داد، آن هم در حالی که ایران حتی یک امتیاز هم نداده بود.
محاسبات ریسکی که یک ماه پیش ترامپ را مجبور به عقبنشینی کرد، همچنان پابرجاست. حتی اگر ترامپ تهدید خود مبنی بر نابودی «تمدن» ایران از طریق بمباران بیشتر را عملی کند، ایران همچنان قادر خواهد بود پیش از سقوط رژیمش ــ به فرض اینکه سقوط کند ــ موشکها و پهپادهای بسیاری پرتاب کند. تنها چند حمله موفقیتآمیز میتواند زیرساختهای نفت و گاز منطقه را برای سالها، اگر نگوییم دههها، فلج کند و جهان و ایالات متحده را به یک بحران اقتصادی طولانیمدت بکشاند. حتی اگر ترامپ بخواهد به عنوان بخشی از یک استراتژی خروج، ایران را بمباران کند ــ تا با سرسخت نشان دادن خود، عقبنشینیاش را پنهان کند ــ نمیتواند بدون پذیرش خطر این فاجعه چنین کاری انجام دهد.
اگر این وضعیت «کیشومات» نباشد، چیزی نزدیک به آن است. طبق گزارشها، ترامپ در روزهای اخیر از جامعه اطلاعاتی آمریکا خواسته است تا پیامدهای صرفاً «اعلام پیروزی و رها کردن کار» را ارزیابی کنند. نمیتوان او را سرزنش کرد. امید بستن به فروپاشی رژیم، استراتژی چندان دندانگیری نیست، بهویژه زمانی که این رژیم پیش از این از ضربات مکرر نظامی و اقتصادی جان سالم به در برده است. ممکن است فردا سقوط کند، یا شش ماه دیگر، یا اصلاً سقوط نکند. اما در حالی که قیمت نفت به سمت ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه بالا میرود، تورم افزایش مییابد و کمبود جهانی غذا و سایر کالاها آغاز میشود، ترامپ زمان زیادی برای منتظر ماندن ندارد. او به راه حلی سریعتر نیاز دارد.
@jaykhas🇮🇷🔥 | #EQ
کیش و مات در ایران (۳)
اما هر راه حلی، به جز تسلیمِ دوفاکتوی آمریکا، خطرات عظیمی به همراه دارد که ترامپ تاکنون حاضر به پذیرش آنها نشده است. کسانی که با بیفکری از ترامپ میخواهند تا «کار را تمام کند»، بهندرت هزینههای آن را در نظر میگیرند. مگر اینکه ایالات متحده آماده باشد تا برای براندازی رژیم فعلی ایران وارد یک جنگ تمامعیار زمینی و دریایی شود و سپس تا زمان استقرار دولتی جدید، ایران را اشغال کند؛ مگر اینکه آماده باشد ریسک غرق شدن کشتیهای جنگیای را بپذیرد که نفتکشها را از میان تنگهای پرآشوب اسکورت میکنند؛ مگر اینکه آماده باشد آسیبهای ویرانگر و بلندمدت به ظرفیتهای تولیدی منطقه را، که احتمالاً ناشی از اقدامات تلافیجویانه ایران است، بپذیرد؛ در غیر این صورت، عقبنشینی در مقطع فعلی ممکن است «کمهزینهترین گزینه» به نظر برسد. از نظر سیاسی، ترامپ ممکن است به این نتیجه برسد که شانس او برای پشت سر گذاشتن تبعات یک شکست، بیشتر از شانس زنده ماندن از جنگی بسیار بزرگتر، طولانیتر و گرانتر است که همچنان میتواند به شکست منتهی شود.
بنابراین، شکست برای ایالات متحده نه تنها ممکن، بلکه محتمل است. شکست به این شکل خواهد بود:
ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد داشت. این تصور رایج که تنگه با پایان بحران، به شکلی خودبهخود بازگشایی خواهد شد، بیاساس است. ایران هیچ سودی در بازگشت به وضعیت پیشین نمیبیند. مردم از شکاف میان تندروها و میانهروها در تهران سخن میگویند، اما حتی میانهروها نیز باید درک کنند که ایران نمیتواند از تنگه بگذرد، فارغ از اینکه فکر کند چه معامله خوبی میتواند به دست آورد. یک دلیلش این است که اصلاً معامله با ترامپ چقدر قابل اطمینان است؟ او با تأیید ترور رهبران ایران در میانه مذاکرات، عملاً به کپیبرداری از حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر افتخار کرد. ایرانیها نمیتوانند مطمئن باشند که ترامپ چند ماه پس از توافق، دوباره تصمیم به حمله نگیرد. آنها همچنین میدانند که اسرائیلیها ممکن است دوباره حمله کنند، چرا که هرگاه احساس کنند منافعشان در خطر است، هیچ محدودیتی برای اقدام خود نمیبینند.
و منافع اسرائیل در خطر خواهد بود. همانطور که بسیاری از کارشناسان مسائل ایران اشاره کردهاند، رژیم تهران در حال حاضر در موقعیتی است که بسیار قدرتمندتر از پیش از جنگ از این بحران خارج شود؛ چرا که نه تنها توان هستهای بالقوه خود را حفظ کرده، بلکه به سلاحی حتی موثرتر دست یافته است: توانایی به گروگان گرفتن بازار جهانی انرژی. وقتی ایرانیها از «بازگشایی» تنگه صحبت میکنند، منظورشان همچنان حفظ تنگه تحت کنترل خودشان است. ایران قادر خواهد بود نه تنها برای عبور و مرور «حق عوارض» مطالبه کند، بلکه تردد را به کشورهایی محدود کند که با آنها روابط خوبی دارد. اگر کشوری به گونهای رفتار کند که حاکمان ایران نپسندند، آنها میتوانند تنها با کند کردن، یا حتی تهدید به کند کردنِ حرکت کشتیهای تجاری آن کشور در ورودی و خروجی تنگه، از آن کشور انتقام بگیرند.
@jaykhas🇮🇷🔥 | #EQ
کیش و مات در ایران (۴)
قدرتِ بستن یا کنترلِ ترددِ کشتیها از طریق تنگه، فراتر و فوریتر از قدرت تئوریکِ برنامه هستهای ایران است. این اهرم فشار به رهبران تهران اجازه میدهد تا کشورها را مجبور به لغو تحریمها و عادیسازی روابط کنند، وگرنه با جریمه و تنبیه مواجه خواهند شد. در حالی که ایران ثروتمندتر میشود، دوباره مسلح میگردد و گزینههای خود را برای هستهای شدن در آینده حفظ میکند، اسرائیل خود را بیش از هر زمان دیگری منزوی خواهد یافت. اسرائیل حتی ممکن است خود را در تعقیب گروههای نیابتی ایران ناتوان ببیند: در جهانی که ایران بر تأمین انرژیِ ملتهای بسیاری نفوذ دارد، اسرائیل ممکن است با فشارهای بینالمللی عظیمی مواجه شود تا در لبنان، غزه یا هر جای دیگری، تهران را تحریک نکند.
«وضعیت موجودِ» جدید در تنگه، همچنین باعث جابهجایی قابل توجهی در قدرت و نفوذ نسبی، هم در سطح منطقهای و هم در سطح جهانی خواهد شد. در منطقه، ایالات متحده ثابت خواهد کرد که «ببری کاغذی» است و کشورهای حاشیه خلیجفارس و دیگر کشورهای عربی را مجبور خواهد کرد که با ایران کنار بیایند. همانطور که روئل گرکت و ری تکیه، پژوهشگران مسائل ایران، اخیراً نوشتند: «اقتصاد کشورهای عرب خلیجفارس زیر سایه هژمونی آمریکا ساخته شد. آن سایه و آزادیِ کشتیرانیِ همراه با آن را بردارید، و کشورهای خلیجفارس بهناچار به گدایی و التماس به سوی تهران خواهند رفت.»
آنها تنها نخواهند بود. تمام ملتهایی که به انرژی خلیجفارس وابسته هستند، مجبور خواهند شد توافقات خاص خود را با ایران پیش ببرند. آنها چه انتخاب دیگری دارند؟ اگر ایالات متحده با آن نیروی دریایی قدرتمندش نتواند یا نخواهد تنگه را باز کند، هیچ ائتلافی از نیروها با تنها بخشی از توانمندیِ آمریکاییها نیز قادر به انجام این کار نخواهد بود. ابتکار عملِ انگلیس و فرانسه برای پاسبانی از تنگه پس از آتشبس، چیزی شبیه به یک شوخی است. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، به صراحت اعلام کرده است که این «ائتلاف» تنها در شرایط صلحآمیز در تنگه فعالیت خواهد کرد: آنها کشتیها را اسکورت میکنند، اما فقط به شرطی که آن کشتیها نیازی به اسکورت نداشته باشند. با این حال، تا زمانی که ایران کنترل را در دست دارد، تنگه تا مدتها دیگر امن نخواهد بود. چین احتمالاً نفوذی بر تهران دارد، اما حتی چین هم به تنهایی نمیتواند تنگه را با زور باز کند.
@jaykhas🇮🇷🔥 | #EQ
کیش و مات در ایران (۵)
یکی از پیامدهای این تحول ممکن است گسترش رقابت دریایی قدرتهای بزرگ باشد. در گذشته، اکثر کشورهای جهان، از جمله چین، برای پیشگیری و رسیدگی به چنین وضعیتهای اضطراری روی ایالات متحده حساب میکردند. اکنون کشورهای اروپایی و آسیایی که به دسترسی به منابع خلیج فارس وابستهاند، در برابر از دست دادن منابع انرژی که برای ثبات اقتصادی و سیاسیشان حیاتی است، بیدفاع شدهاند. تا چه زمانی میتوانند این وضعیت را تحمل کنند، پیش از آنکه در دنیایی که «هر کس به فکر خویش است» و نظم و پیشبینیناپذیری در آن فروپاشیده، شروع به ساخت ناوگانهای خود برای اعمال نفوذ کنند؟
شکست آمریکا در خلیج فارس پیامدهای جهانی گستردهتری نیز خواهد داشت. تمام دنیا میتواند ببیند که تنها چند هفته جنگ با یک قدرت درجه دوم، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را به سطوح خطرناکی کاهش داده است، بدون آنکه راه حل سریعی در افق دیده شود. سوالاتی که این موضوع درباره آمادگی آمریکا برای یک درگیری بزرگ دیگر ایجاد میکند، ممکن است شی جینپینگ را به حمله به تایوان یا ولادیمیر پوتین را به تشدید تجاوزات خود علیه اروپا ترغیب کند (و یا نکند). اما دستکم، متحدان آمریکا در شرق آسیا و اروپا باید نسبت به قدرت تابآوری و ماندگاری آمریکا در درگیریهای آینده تردید کنند.
سازگاری جهانی با «جهانِ پسا-آمریکایی» در حال شتاب گرفتن است. جایگاه زمانی مسلطِ آمریکا در خلیج فارس، تنها اولین مورد از تلفات بسیارِ این مسیر است.
🔴 *منبع: نشریه آتلانتیک به قلم رابرت کیگان که برای دههها پشت پردهی تمام جنگهای ایالات متحده بوده است. اینکه او اعتراف میکند آمریکا هژمونی خود را بر اثر شکست از ایران از دست داده، سیگنال بزرگی است که نشان میدهد نظم جهانی تغییر کرده است. او همسر ویکتوریا نولاند؛ همان مأمور تغییر رژیم، جنگ و شرارت در همهجا، بهویژه در اوکراین است.
*
@jaykhas🇮🇷🔥 | #EQ