میخواهم مو꯭جو꯭دی꯭ رها باشم. خیالاتم را در آغوش بکشم و کوچ کنم از دیار د꯭ر꯭وغ꯭گو꯭یان꯭ی꯭ ꯭که ꯭نقا꯭بی꯭ از ꯭ح꯭قیق꯭ت𝇁 ꯭بر ꯭چه꯭ره ꯭زد꯭هان꯭د꯭. میخواهم به آن مرداب، در نزدیکی پههی آلامور بروم. روی تنهی درختِ مردهای بنشینم و نفسهایم را تازه کنم.نگاهم غرق شود به ت꯭ک ꯭نی꯭لو꯭فر꯭ آب꯭ی꯭ ک꯭ه ꯭س꯭حر ꯭شد꯭ه꯭ اف꯭سا꯭ر꯭ ری꯭ش꯭هه꯭ای꯭ش꯭꯭ را꯭ به ꯭چن꯭گ꯭ ها꯭ی ꯭꯭چر꯭کی꯭ن꯭ش꯭꯭ ꯭گرف꯭ته꯭ تا꯭ ز꯭یبای꯭یا꯭ش ꯭را ن꯭ابو꯭د꯭ کن꯭د. اما چه بگویم که سالهای سال است که نیلوفر در آرامش به زیستن در آن مرداب ادامه میداد.
سایه ی افکار
اخرین سالی بود که کنار هم دیگه بودیم، دلم براتون تنگ میشه 😭 ~
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اول مهر میبینمتون بچه ها›››
_اول مهر؟.. (╥﹏╥)
آره ما دیوونه هستیم، بیخیال این زمونه..
مهدی رعنایی و امیر طلاجوراننماهنگ خانه پدری.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
رندوم، چون دوسش دارم