Alireza Ghorbani - Roozhaye Bi Gharar.mp3
12.8M
میگفت: «من اون شعر علیرضا قربانی رو دوست دارم که میگه مااااا» و ما را میکشید.
شیراز که کنسرت گذاشت میخواستم برایشان بلیط بگیرم که با مامان بروند. اوج شیمیدرمانیها و پرتودرمانیهاش بود با سردردهای عجیب غریب. یکدفعه دستش را روی سرش میگرفت و زیر لب تکرار میکرد: «واااای. واااااای» دیدم اینجوری نمیشود. گفتم: «بابا خوب شدین میبرمتون کنسرت علیرضا قربانی»😔😔😔
ای داغ از قلب پریشانم چه میخواهی
ای جای زخم کهنه از جانم چه میخواهی
دریاچهای خشکیده در آغوش خود دارم
باران سرخ از ابر چشمانم چه میخواهی
…
ای وای از این ای وای از این از دست دادنها
…
ما ما وارثان دردهای بیشماریم
ما گریههای چشمهای انتظاریم