نیست آرام در آن دل که هوس بسیارست
شررآمیز بود شعله چو خس بسیارست
دلِ بیوسوسه از گوشهنشینان مطلب
که هوس در دل مرغان قفس بسیارست
هر قدم اری و هر خار زبان ماری است
آفت دامن صحرای هوس بسیارست
بر تهیدستی ما خنده زدن بیدردی است
به کنار آمدن از بحر ز خس بسیارست
باعث رنجش ما یک سخن سرد بس است
دل چون آینه را نیم نفس بسیارست
ناقه و محمل و لیلی همه بی آرامند
اثر شعلهٔ آواز جرس بسیارست
از تماشای گهر نعل در آتش دارد
ورنه در سینه غوّاص نفس بسیارست
بر جگرسوختگانی که درین انجمنند
سینهٔ گرم مرا حق نفس بسیارست
از بدان فیض محال است به نیکان نرسد
حق بیداری دزدان به عسس بسیارست
در پی قافله ز افسانه غفلت صائب
نتوان خفت که آواز جرس بسیارست
#صائب_تبریزی
🤔حرف هايي كه ميزنيم،،،، دست دارند!!!
دست های بلندی كه گاهی،
گلويی را می فشارند
و نفس فرد را می گيرند !!!
حرف هايي كه ميزنيم،،،پا دارند !!!
پاهای بزرگی كه گاهی،
جايشان را روی دلی مي گذارند
و برای هميشه مي مانند !!!
حرف هايي كه ميزنيم ،،، چشم دارند !!!
چشم های سياهی كه،
گاهی به چشم های دیگران نگاه میكنند،
و آنها را در شرمی بیکران فرو ميبرند !!!
پس
👈مراقب حرفهايي كه ميزنيم باشيم
زيرا
سنجیده سخن گفتن از سکوت هم دشوار تر است !!!
شاگردی از استاد خود پرسید:
معنای زندگی چیست؟
استاد جواب داد:
به جایی که تاریک و ظلمانی است،
نور ببریم.
به جایی که امید نیست، امید ببریم.
به جایی که دروغ هست، راستی ببریم.
به جایی که ظلم هست، عدالت ببریم.
به جایی که کدورت هست، مهر ببریم .
به جایی که جنگ هست،
صلح و انسانیت ببریم ....
و …. این ساده ترین و قابل فهم ترین
معنای زندگیست....