زندگی قبل از هر چیز زندگیست.
گل میخواهد، موسیقی میخواهد، زیبایی میخواهد.
زندگی،
حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن میخواهد.
عطرِ شمعدانیها را بوییدن میخواهد.
خشونت هست، قبول ؛ اما خشونت، اصل که نیست.. زائده است، انگل است، مرض است.
ما باید به اصلمان برگردیم.
زخم را که مظهر خشونت است، با زخم نمیبندند.
با نوار نرم و پنبه پاک میبندند، با محبت، با عشق
👤 نادر ابراهیمی
📚 آتش بدون دود
چارلی چاپلین: وقتی طفل بودم کنار مادرم میخوابیدم و هر شب یک آرزو میکردم. مثلا آرزو میکردم؛ بروم بزرگترین شهر بازی دنیا.
میگفت: میبرمت، به شرط اینکه بخوابی.
یک شب پرسیدم، هروقت که بزرگ شوم به آرزوهایم میرسم؟ گفت: میرسی. به شرط اینکه بخوابی.
هر شب با این خوشحالی میخوابیدم.
وقتیکه بزرگ شدم آرزو هایم کوچک شدند.
دیشب مادرم را خواب دیدم. پرسید: هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟
گفتم: شبها نمیخوابم.
گفت: مگر چه آرزویی داری؟
گفتم: تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.
گفت: سعی میکنم به خوابت بیاییم به شرط آنکه بخوابی!