1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از پیرمرد حکیمی پرسیدند :
از عمری که سپری نمودی
چه چیز یاد گرفتی؟
پاسخ داد :
یاد گرفتم؛ که دنیا قرض است
باید دیر یا زود پس بدهیم.
یاد گرفتم؛
که مظلوم دیر یا زود حقش را
خواهد گرفت یاد گرفتم؛
که ثروتمند ترین مردم در دنیا
کسی است که از سلامتی،
امنیت و آرامش بهره مند باشد .
یاد گرفتم؛
که مسافرت کردن و هم سفره شدن
با مردم بهترین معیار و دقیق ترین راه
برای محک زدن شخصیت و درون آنان است.
یاد گرفتم؛
کسی که مرتب میگوید:
من این میکنم و آن میکنم تو خالی است
و نمیتواند کاری انجام دهد.
مرد جوانی از مشکلات خود به
حکیمی گلایه می کرد و از او خواست
که راهنمایی اش کند.
حکیم آدرسی به او داد و گفت به این
مکان که رسیدی ساکنان آن هیچ مشکلی ندارند،
می توانی از آنها کمک بطلبی.
مرد هیجان زده به سمت آدرس رفت،
با تعجب دید آنجا قبرستان است.
به راستی تنها مُردگانند که مشکل ندارند!
"همانا انسان را در سختی ها آفریدیم
وقتی به یه مگس بال های پروانه رو بدی،
نه قشنگ میشه،نه میتونه باهاش پرواز کنه،
میدونی دارم از چی حرف میزنم؟!
از اصالت...
بال و پر بیخود به کسی دادن اشتباست...
همه آدم ها ظرفیت بزرگ شدن را ندارند، اگر بزرگشان کنیم،
گم می شوند و دیگر نه شما را می بینند و نه خودشان را،
بیاییم به اندازه آدم ها دست نزنیم...
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد عزیز میشود... یک لحظه آفتاب در هوای سرد،
غنیمت میشود...
خدا در مواقع سختی ها،
تنها پناه میشود...
یک قطره نور در دریای تاریکی،
همۀ دنیا میشود…
یک عزیز وقتی که از دست رفت،
همه کس میشود…
پاییز وقتی که تمام شد،
به نظر قشنگ و قشنگتر میشود... و ما همیشه دیر متوجه میشویم!
قدر داشتههایمان را بدانیم…
چرا که خیلی زود، دیر میشود...