eitaa logo
🍀🪻.‌‌. ژلوفن ..🪻🍀
4.8هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
228 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
حال بهتری خواهیم داشت؛ اگر دست برداریم از: فردی که لیاقت محبت ندارد! دشمنی که ارزش جنگیدن ندارد! حقی که ارزش گرفتن ندارد، و فکری که ارزش اندیشیدن ندارد!
گريه كردم چون كفش نداشتم كه با دوستام فوتبال بازى كنم اما يه روز مردى رو ديدم كه پا نداشت و فهميدم چقدر ثروتمندم
سه دسته🌸🍂 از آدمها را هیچ گاه از یاد نبر کسانیکه در"سختی یاریتان" کردند کسانیکه در"سختی رهایتان" کردند کسانیکه در"سختی گرفتارتان" کردند🌸🍂
کسی که کتاب می خواند ، هزاران زندگی را قبل از مرگش زندگی می کند. کسی که هرگز کتاب نمی خواند ، فقط یک بار زندگی می کند...
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد عزیز می‌شود... یک لحظه آفتاب در هوای سرد، غنیمت می‌شود... خدا در مواقع سختی ها، تنها پناه می‌شود... یک قطره نور در دریای تاریکی، همۀ دنیا می‌شود… یک عزیز وقتی که از دست رفت، همه کس می‌شود… پاییز وقتی که تمام شد، به نظر قشنگ و قشنگتر می‌شود... و ما همیشه دیر متوجه می‌شویم! قدر داشته‌هایمان را بدانیم… چرا که خیلی زود، دیر می‌شود...
و مومنان باید تنها بر خدا توکل کنند ‌
🔴دو چیز را در زندگی به یاد داشته باش: مراقب افکارت باش وقتی تنهایی! مراقب کلماتت باش وقتی با دیگرانی
ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺑﻪ ﮔﺮﮒﮔﻔﺖ ﺩﺭﺱ ﺯﻧﺪگی رﻭﻳﺎﺩﻡ ﺑﺪﻩ ﮔﺮﮒ ﮔﻔﺖ:ﺍﺯﺑﺎﻻﻯﻛﻮﻩ ﺑﭙﺮ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮔﻔﺖ:ﭘﺎﻳﻢ ﻣﻴ‌‌‌‌‌‌ﺸﻜﻨﺪ ﮔﺮﮒﮔﻔﺖ:ﻣﻴﮕﻴﺮﻣﺖ ﺭﻭﺑﺎﻩﭘﺮﻳﺪﮔﺮﮒ ﺍﻭﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺖ ﻭﭘﺎﻳﺶﺷﻜﺴﺖ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍﻧﮕﺮﻓﺘﻰ؟ ﮔﺮﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭﺱﺍﻭﻝ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺮﮒ!
بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند بزرگ که شدم دیدم شنیدم رفتم آمدم و یاد گرفتم آدمها هم نیش می زنند! هر چقدر صمیمی تر و عزیز تر نیششان سمی تر...!
"ماهیگیری" بود که هر روز صبح میرفت با دیگران ماهی میگرفت. ولی همه ماهی میگرفتند به "جز او‌." بهش گفتند: تو چیکار میکنی که "ماهی نمیگیری؟" گفت: قلاب من یک "قلاب مخصوص" است. "نگاه کردند دیدند قلابش کج نیست راسته." گفتند: خوب این "ماهی نمیگیره،" قلابت باید سرش کج باشه. گفت: من میخواهم "ماهی مخصوص" بگیرم که با این قلاب میشه گرفت... هر روز از صبح تا شب میرفت ماهی بگیره و هیچ ماهی "عایدش" نمیشد. بالاخره خبر در شهر پر شد که "دیوانه ای" پیدا شده که میخواهد با قلاب راست ماهی بگیرد. خبر رسید به "وزیر و وکیل و پادشاه." پادشاه علاقه مند شد گفت: بیاریدش "نزد من" تا ببینم داستان از چه قرار است. به دنبال او رفتند اما ماهیگیر گفت: من "فرصت" ندارم و میخوام ماهی بگیرم. بنابراین "سلطان" مجبور شد خودش به دیدن ماهیگیر برود. پادشاه از او پرسید: تو چی میخوای بگیری با این قلابت؟ گفت: "من میخواستم تو را صید کنم." میخواستم تو را "بکشونمت" اینجا! * با "قلاب سر راست" آدم میتونه پادشاه بگیره... ولی با "قلاب کج" آدم میتونه دو تا ماهی بگیره... * ‹🤍🌼›