eitaa logo
🍀🪻.‌‌. ژلوفن ..🪻🍀
4.8هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
229 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از اینکه زنی دیوانه وار با تو بحث می‌کند خوشحال باش، دنیای زن ها متفاوت و مرموز است؛ زن اگر سکوت کرد بدان سکوتش پایان توست.
رسم لاتی به چاقو زدنو و عرق خوردن نیست ... رسم لاتی بودن تو سه چیزه: معرفت ،غیرت ،ادب
چیزایی که باید مخفی نگه داریم👍 مخفی کن پیش دزد ، مالت را پیش فقیر ، ثروتت را پیش اسیر ، آزادیت را پیش مریض ، سلامتیت را پیش گرفتار ، رها بودنت را پیش خسیس ، ولخرجیت را پیش هرزه و نااهل ، ناموست را پیش زندگی ناآرام ، زندگی آرامت را پیش نامرد ، بی کسیت را پیش افتاده ، ایستادنت را پیش ناتوان ، زرنگیت را پیش مظلوم ، قدرتت را پیش بی کار، شغلت را پیش حسود ، فکرت را اگر داشته هایت را دوست داری آنها را مخفی کن..‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
آدم‌های معمولی را گذر زمان پیر می‌کند... آدم‌های احساسی را قورت دادنِ بغض هایشان... 🥺🥀
آدم است دیگر هر چقدر هم که قوی باشد گاهی وقت ها نیاز دارد مچاله شود در آغوش کسی ...
راه اگر سخت ،اگر تلخ ولی میدانم آخرش لذت نابیست اگر صبر کنم ...
هرگز به خاطر بی کسی هر کسی را به زندگیت راه نده، با بی کسی می توان زندگی کرد اما با هر کسی نه!!
عمر به خشنودی دل‌ها گذار تا ز تو خوشنود بود کردگار🌱 سایه‌ی خورشید سواران طلب رنج خود و راحت یاران طلب🌱 درد ستانی کن و درماندهی تات رسانند به فرماندهی🌱 گرم شو از مهر و ز کین سرد باش چون مه و خورشید جوانمرد باش🌱 هر که به نیکی عمل آغاز کرد نیکی او روی بدو باز کرد🌱 🌱نظامی
حکایت گرگ و گله ! گرگی به سبب هوشیاری چوپان نمی توانست به گله بزند و گوسفند شکار کند. از قضا روزی پوست میشی را یافت. پس آن را به بر کرد و به میان گله رفت. بره ای گرگ را در پوستین میش دید و خیال کرد که مادرش است و او را دنبال نمود. گرگ بره را به دنبال خود به گوشه ای کشاند و خورد. او مدت ها گوسفندان را به همین حیلت فریب می داد و دلی از عزا در می آورد. گرگ این را خوب می دانست که اگر بخواهد از چماق چوپان محفوظ باشد و بدون نگرانی از گوسفندان بخورد، باید هم رنگ آنان باشد. چون بسی ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نشاید داد دست
‍وقتی نانوا خمیر نان سنگک را پهن میکند... و درون تنور میگذارد را دیدی که چه اتفاقی می افتد؟ خمیر به سنگها می چسبد... اما نان هر چه پخته تر می شود، از سنگها جدا میشود!! حکایت آدم‌ها همین است... سختی های دنیا ، حرارت تنور است... و این سختی هاست که انسان را پخته تر می کنند... و هر چه انسان پخته تر میشود سنگ کمتری بخود می گیرد... سنگها تعلقات دنیایی هستند... ماشین من.. خانه من..من.. من !! آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند سنگها را از آن می گیرند!! خوشا بحال آنکه در تنور دنیا آنقدر پخته میشود... که به هیچ سنگی نمی چسبد!! ما در زندگی به چه چسبیده ایم ؟ سنگ ما کدام است ؟📌👌🏻
من افتادم؛ خیلی محکم، از ارتفاع بلند، افتادم و بلند شدم. حالا؛ خیلی قوی تر از روزی ام، که نیفتاده بودم! ‌
گاهی وقتها از نردبان بالا میروی تا دستان خـدا را بگیری... غافل از اینکه خـدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی