خونهی محدثه رو میبینم میخوام گریه کنم ، کنار شوهرش میبینمش میخوام گریه کنم ، سوار ماشینشون میشم میخوام گریه کنم، کلا میخوام گریه کنم (:
صرفه نداره برام توی عروسیش به خودم برسم من از اول تا آخرش میخوام سیل راه بندازم.
من توی تمام مساجد سرتاسر ایران اعتکاف پیش ثبت نام کرده بودم و امروز همشون دارن باهام تماس میگیرن و میگن شما پیش ثبت نام کرده بودید و من باید بپرسم شما کدوم مسجدید🤣🤣🤣.
کلیی کار دارمم به همراه امتحانهای زیبا ولی نشستم دارم داستان زندگی همسایههامون رو که مامانم تعریف میکنه گوش میدم و با هم گریه میکنیم.