جِنابِ او +:
دلم میخواد پنجره رو باز کنم بگم هاهاهاهاها هاهاها من خیلی خوشحالم ملت به روانی بودنم پی ببرن بیان بب
الانم واقعا باید این کارو کنم پنجره رو وا کنم و فقط جیغ بکشممم
امروز بلقیس میگفت نیاز به یه سومون داری که حافظتو پاک کنه و برگردی از اول ،واقعا به یک سومون نیاز دارم که حافظمو پاک کنه /:
خیلی بده امروز اصلا رو مود کار کردن نیستم و وقت ندارم ولی دلم میخواد فقط بشینم یه گوشه فک کنممم:_
هدایت شده از دکّهقافیهها)
دل به دل راه ندارد، که به عینی دیدم؛
دل من غرقِ در آشوبُ لبش خندان بود (!
یعنی عذاب بدتر اینکه فردا شنبه هست که هیچی باید زنگ اول اون معلمم بیاد با اون لبخندش بشینه جلوم بعد من میز اولم میخوام بخوابم یا مغز بلقیس رو با حرفام بخورم ولی اون نمیزاره هیچ کدومشون رو انجام بدم و میخواد هی بگه بلقیس و دوستشششش/:
یعنی اگه من بلند شم به جای درس مسخره ی این زن براشون داستان تعریف کنم به خدا جالب و مهیج ترههه
هدایت شده از ذهنی پر از خالی:)
امروز بعد از مدت ها از چهار راه مرگ گذر کردیم و مثل همیشه مثل معتاد های بیچاره یه گوشه نشستیم و از برنامه هایی گفتیم که هیچ وقت قرار نیست عملی شه 😂🥲