جِنابِ او +:
- هیچوقت ارزش یه لحظه رو درکنمیکنیم(:
من دلم انقد🤏 شده برا اینکه یه بار دیگه در سایت رو باز کنم و ببینم بلقیس و یلدا و همتا و بقیه بچهاا ردیفی نشستنن و میتونمم باهاشون یک روزه دیگرو شروع کنمم:)))))
وقتی بچه مدرسهای ها رو میدیدم هی بهشون یادآوری میکردم من میخوابم و شما میرید مدرسه حالا کارما اومد سراغم یکشنبه قراره ۴:۳۰ صبح پاشممم برم دانشگاه 😂😭😭.
معلومه که کل همکلاسی دوستداشتنیم توی کلاس من هستن خیلی هم از این مورد خوشحالمم🎀
امروز کلی اتفاق افتاد و احساسات هست که دلم میخواد راجبش حرف بزنم ولی انقد که کتلتم باید بزارم برا بعدا😭😭😂.
حسه اولین باری که بچهای هنرستان رو دیدم داشتم به بچهای دانشگاه ندارم یعنی حس دوستیهای عمیق هنرستان رو نمیده:)))