جیم.
ما در این اواخر خراب کردیم. اما میشود دوباره تکههارا ساخت؟ نه. از نظرتو جواب منفیست، بله که منفی
امشب که دوباره ملاقات کردیم، چشمهامون رو. دلتنگیهات رو میشد حس کرد، امشب واقعا لبخند بود، لبخند هایِ عمیق از اونها که همیشه برام لبخند میزنی، میخندیدی ازم سوال میپرسیدی. ابروکمونجونِمن دلت خنک میشه با ابروهات اخم میکنی؟ پریشون بودم، خیلی مشخص بود. شاید فقط برای تو که دیدی چیها شد و نشد. من همون آدمی بودم که شاید میشد بیام یکهو بغلت کنم و کلی ذوق کنم همراهِ بغض و اتفاقاتی که افتاد، اما تو باور نکن. کاش این آخرین خداحافظیمون نباشه.
جیم.
مدام از شانهی خودکار، بالا میروم هرشب برایت شعر میگویم، تو اصلا شعر میخوانی؟
امشب برای یادِگاریش، ایننوشته شد رو یهکاغذ. برای همیشگی، برای راههای دور.