eitaa logo
'جــویــن شو ادت کنــم'
15 دنبال‌کننده
24 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
گفتم: «ای دوست، پیمانِ یاری با من می‌بندی؟» گفت: «بایست، تا مگر زیرِ پایَت علفی بروید.» گفتم: «ایستاده‌ام و ریشه در خاکِ انتظار دوانده‌ام.» هنوز سخنم به آخر نرسیده بود که گفت: «بایست، تا ریشه‌هایت بخشکند.» گفتم: «ریشه دوانده بودم؛ لیک سال‌هاست که از تشنگی خشکیده‌ام.» گفت: «مرا یارِ پیر خوش نمی‌آید.» پس خاموش ماندم. چه تلخ بود که من، تمامِ جوانیِ خویش را پایِ همان «بایست» نهاده بودم؛ و او، آنگاه که انتظار مرا پیر کرد، مرا به جرمِ پیری نخواست. این‌گونه بود که دانستم: گاه آدمی را رفتن پیر نمی‌کند؛ منتظر ماندن، پیرش می‌کند. و چه بی‌رحم است روزگار، که آن‌کس که تو را سال‌ها به ماندن خوانده، سرانجام از دیدنِ ریشه‌های خشکیده‌ات روی برگرداند.
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
ولی مجنون اول من بودم!!💔
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
به همین سادگی جایم برایت پر میشود..؟
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
دیگه وقتشه بری برو زل زدی به چی؟..
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
یادته هر بار هرجا گم میشدی توی دردات من تا فردا گوش میدادم همه حرفات. الان که تنهام.. زنگ میزنم تو ام بردار.. من دارم حرف بات.. تو جای من باش.. 🙂
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
یه چیزی پاک شده که نباید به این زودی پاک میشده ـ اونی که فور داده بیاد پی دوباره بگه بعد بفرسته اونی ام که پاک کرده بیاد پی.
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
گاهی از دل شب به رخسارت می نگرم و حسرت میخورم؛
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
فکر کردم شاید هنوز آن‌قدر از قصه‌ات دور نشده‌ام که ندانم جای من کجاست.
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
فکر کردم هنوز جایی در میانِ این همه «مالِ من» گفتنش، سهمی از نگاهت برای من باقی مانده؛ 💔
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
تو خودت مرا نمیخواهی جانان..؛
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
ولی وقتی از زمین و زمان خسته ام کاغذو قلم و رنگ سیاه نجاتم میدهد؛..
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
هرچه میگذرد شباهت های بیشتری نسبت به اسنیپ پیدا میکنم.. تنها تر میشوم. عشقم را ازم میگیرند.. مجبورم در سیاهی زندگی کنم.. 🙂