هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
یادته هر بار هرجا گم میشدی توی دردات
من تا فردا گوش میدادم همه حرفات.
الان که تنهام.. زنگ میزنم تو ام بردار..
من دارم حرف بات.. تو جای من باش.. 🙂
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
یه چیزی پاک شده که نباید به این زودی پاک میشده ـ اونی که فور داده بیاد پی دوباره بگه بعد بفرسته اونی ام که پاک کرده بیاد پی.
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
گاهی از دل شب به رخسارت می نگرم و حسرت میخورم؛
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
فکر کردم شاید هنوز آنقدر از قصهات دور نشدهام که ندانم جای من کجاست.
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
فکر کردم هنوز جایی در میانِ این همه «مالِ من» گفتنش، سهمی از نگاهت برای من باقی مانده؛ 💔
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
تو خودت مرا نمیخواهی جانان..؛
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
ولی وقتی از زمین و زمان خسته ام کاغذو قلم و رنگ سیاه نجاتم میدهد؛..
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
چرا وجود دارم زمانی که از لیست قهرمان های زندگی اش نفر اخر هم نیستم.. 🙂؛
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
وقتی یکی دیگه هست
بهتر از من.. 💔؛
هدایت شده از دُختَری میانِ سَطرهایِ خاموش؛
اره.
من زر زیاد میزنم
همه حرفام زره..
کل زندگیم زر زدم ولی درمورد این یکی کاملا حرفم حقه؛..