eitaa logo
شیعه مَہد؎🌱
1.4هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
6.2هزار ویدیو
66 فایل
‹‹بِسـم‌‌ِاللّھ‌‌ِالخَلَق‌َالمَہد؎.🤍 ماشیعه‌مَہد؎فرزند‌نائب‌امام‌زمان فرزندشهیدسیدعلی‌خامنه‌ای💔 منتظرانتقام‌باشید شیعه‌به‌دنیا آمدیم‌که‌مؤثردرتحقق ظهورمولاباشیم.🤍🌚 مُتولدِ1403/2/22 اينجا!؟ چنلےازبوی دلنتگی‌فراقِ مَہد؎ِفاطمه🫀⛓ آیدی مالک: @gomnAm1_3_5
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 پلاک پنهان💗 کمیل سرش را پایین انداخت تا نگاهش به چشمان سمانه گره نخورد. سمانه کیفش را از روی زمین برداشت و سریع به سمت در خانه رفت،کمیل با شنیدن صدای قدم های سمانه ،سریع از جا بلند شد و با دیدن جای خالیه سمانه به طرف دوید. با دیدن سمانه که به طرف ماشین خودش می رفت،بلند صدایش کرد: ـــ سمانه،سمانه صبر کن اما سمانه با شنیدن صدای کمیل ،به کارش سرعت بخشید و سریع سوار ماشین شد وآن ر،ا روشن کرد، پایش را روی پدال گاز فشرد. کمیل دنبالش دوید،اما سریع به طرف پارکینک برگشت،سوار ماشین شد،همزمان با روشن کردن ماشین و فشردن ریموت در پارکینگ،شماره ی یاسر را گرفت. بعد از چند بوق آزاد صدای خسته ی یاسر در گوش کمیل پیچید؛ ــ جانم کمیل در باز شد و کمیل سریع ماشین را از ماشین بیرون آورد و همزمان که دنده را جابه جا می کرد گفت: ــ سمانه،سمانه از خونه زد بیرون،نتونستم آرومش کنم،الان دارم میرم دنبالش از طریقgps بهم بگو کجاست صدای نگران و مضطرب یاسر ،کمیل را برای چندلحظه شوکه کرد!! ــ چی میگی کمیل؟وای خدای من ــ چی شده یاسر؟ ــ گوش کن کمیل،الان جون زنت در خطره هرچقدر سریعتر خودتو بهش برسون کمیل تشر زد: ــ دارم بهت میگم چی شده؟ ــ الان مهم نیست چی شده.فقط سریع خودتو به سمانه برسون کمیل مشتی به فرمون زد و زیر لب غرید: ــ لعنتی لعنتی بعد از چند دقیقه یاسر موقعیت سمانه را با ردیابیه گوشی همراهش ،را برای کمیل فرستاد. کمیل بعد بررسی موقعیت سمانه پایش را روی پدال گاز فشرد.
اینم ۶ پارت خیلی باحال هم تقدیم شما❤️‍🔥✨️😍 بازم ببخشید دیر شد این چند روز درگیر کلاس هام و امتحاناتم بودم و یکم دیگه مونده پس خیلی ممنونم از صبر شما🌸❤️
آره مرسی که گفتی الان درست میکنم
خب درستش کردم 😉 بِبَشید😅🥺
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 آیا منم با این همه گناه، میتونم یار امام زمان ارواحنا فداه باشم؟
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- يه لحظه برو حرمش ، تصور کن : ) ) ❤️‍🩹
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- اصلاً خبر داری دارم از دوری دق میکنم؟! 💔
ما تمام ِ زندگی خود را صرف این می‌کنیم که دیگران چه خواهند گفت؟! . . و در آخر همه می‌گویند : ' انا لله و انا الیه راجعون '
دوباره آمدم، با ناخنی خونین و رنجور دلم تاریک و چشمم، از اشک غصه پر نور چه گویم از غمی که در سینه‌ام سنگینی کرده؟ زخم ناخن‌های من، گویی مرا تدفینی کرده تو ای سلطان طوس، ای مرهم هر دردمندان ببین این بنده را، با اشک و آه و با قلب سوزان گره بگشا از این بغض گلوگیر، ای شفیع نشانم ده رهی، تا از غم دلم شود فارغ و ودیع