3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبة جدک الحسین علیه السلام 🖤
السلام علیک یا أباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی أولاد الحسین و علی أصحاب الحسین ایام سوگواری عاشورای حسینی تسلیت باد
نقل شده است که علامه امینى فرمودند:
شب و روز تاسوعا و عاشورا، براى سلامتى امام زمان(عجل اللّٰه تعالی فرجه الشریف) صدقه دهید، چون قلبِ حضرت، اندوهناک جَدِّ غریب شان، حضرت سیدالشهداء است
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج🇮🇷🏴
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظه ورود رهبر شهید به مراسم شب عاشورای سال گذشته
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️موکبی کوچک، بیسایبان؛ اما به وسعت دلهای عاشقان اباعبدالله الحسین(ع). آبادان، زیر آفتاب سوزانِ حدود ۵۰ درجه؛ کودکی ایستاده تا عشق را معنا کند
🥺🥺🥺🥺
به ساعات حساسی داریم میرسیم
لحظات سختی داره به امام زمان عج میگذره
الهی من به قربانش که داره خون گریه میکنه برای جدش
علامه امینی در روز عاشورا هر نیم ساعت صدقه میدادن برای فشار قلب امام زمان عج
با صدقه فشار قلب امام زمان عج رو کم کنید
آی منتظران ظهور
بسمالله
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به قمر بنی هاشم امر شده که هیچ صدایی رو بی جواب نگذاره...💔
765.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️امام موسیصدر: كسى كه گريه مىكند، اما در عين حال، براى پايمال كردن اهداف امام حسين تلاش مىكند، همانند عمربنسعد است كه گريه مىكرد، ولى دستور كشتن امام حسين را هم داد. كسى كه گريه مىكند، ولى در برابر پايمال شدن حق و جولان دادن باطل خاموش مىنشيند نيز همين وضع ...
آنهایی که می گویند انتقام خون رهبر شهید فراتر از کشتن این دو تن سگ نجس (ترامپ و نتانیاهو ) است دو دسته هستند:
۱ـ ما مردم که می دانیم هیچ چیزی جای یک تار موی رهبرمان را هم نخواهد گرفت اما این به معنی کنار گذاشتن این دو نفر از موضوع انتقام نیست.
۲ـ دیگرانی که با وعده های انتقام آرمانی می خواهند عملاً به سراغ این دو نفر نروند!
انتقام مختار رحمت الله علیه جگر اهل بیت علیهم السلام را خنک کرد.
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:
«هیچ زن هاشمی سرمه به چشم نکشید، خضاب نکرد و تا پنج سال هیچ دودی (از پختوپز) در خانهای از بنیهاشم دیده نشد، تا آنگاه که عبیدالله بن زیاد کشته شد.»
و از فاطمه دختر علی امیرالمؤمنین(ع) روایت شده است که گفت:
«هیچ زنی از خاندان ما حنا نبست، میل سرمه در چشم خود نگرداند و موی خود را شانه نکرد، تا آنکه مختار سر عبیدالله بن زیاد را فرستاد.»
و ابن قولویه در کامل الزیارات با سند خود از امام جعفر صادق(ع) روایت کرده است که فرمود:
«هیچ زنی از خاندان ما خضاب نکرد، روغن (و عطر) به کار نبرد، سرمه نکشید و موی خود را نیاراست، تا آنکه سر عبیدالله بن زیاد به نزد ما آورده شد...»
([اعیان الشیعة، جلد اول، صفحه ۵۸۲)
بله عزیزان ما انتقام می خواهیم با عنایت بر این مطلب که انتقام اصلی خون رهبرمان نابودی رژیم صهیونیستی و ظهور مولایمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
📣🖤✨
خب رفقا راس ساعت ۵ پارت گذاری داریم؛
لطفاً ، خواهشمندم از ادمین های محترم که
تا ساعت ۵ و چهل دقیقه پست و تقدیمی
در کانال نگذارند.🙏🏻📝📑🕔❌
ممنونم ازتون 🎀❤️
#پروندهیغریبهایاشنا
#part7
~\ شاهرخ /~
اخمامو کشیدم تو هم و گفتم: باشه فعلا کار نداری
_نه داداش برو آماده شو بیا
+باشه داداش یا علی
_یاعلی!
........
بعد از صحبت با اون آرازِ دیوونه یه دوش گرفتم و لباسام رو پوشیدم
یه ژاکت چرمی با شلوار مشکی و یه پیراهن سفید ، عطری هم که ماهرخ دو روز پیش برای تولدم خرید رو زدم، واقعا این دختر تو همهچی تک بود!
سلیقش حرف نداشت!
بوی ملایم و شیرینی داشت . با اینکه ماهرخ از چیزای شاد و شیرین متنفر بود ولی به سلیقه من احترام میزاشت و واقعا ممنونش بودم!
راه افتادم به سمت سازمان..... سر راه یه شیرینی هم گرفتم تا طبق گفته کمیل همه بچهها جمعن، با هم بخوریم..
ماشین رو پارک کردم تو پارکینگ و وارد سازمان شدم
سلام تیمسار!
سلام قربان!
به سرباز هایی که احترام میزاشتن سر تکون میدادم و جواباشونو میدادم.
_به به به آقا شاهرخ چه عجب از این طرفا یادی از ما کردی....
آراز بود که اینو میگفت؛ یه پسر دلقک و باهوش که فکش یه دیقهام واینمیسه!
بهترین رفیقم بودم دقیقا مثه یه داداش!
تو اوج حال بدیم همیشه هوامو داشت و سعی میکرد با شوخی های مسخرش خنده رو لبم بیاره!
+به به سلام آقای دیوونه چطوری؟
_ما که مثل همیشه کیف مون کوکه شما چطوری زنتون چطورن؟!
زدم پس کلش و گفتم:
+من کی زن گرفتم که خودم خبر ندارم؟!
پشت گردنشو گرفت و گفت:
_وا پس من چیم؟!
چشم غره ای بهش رفتم که گفت:
_خب حالا ترش نکن طلاقت میدما!
خواستم دوباره بزنمش که با خنده جاخالی داد و چشمش افتاد به دستم. چشماش برق زد و با لحن شاد همیشگیش گفت:
_به به شیرینی هم که گرفتی،
دستشو سد راهم کرد و گفت:
_اجازه بدین اجازه بدین!
خامه ای گرفتی یا نه؟! اگه نباشه رات نمیدما!
+بله هست آقا آراز اتفاقا از اونا که دوست داری حالا بدو برو اونور ببینم.....
ادامه دارد....
بهقلم: رازا 🎀🎀
₊✧──────✧₊ ☆ ₊✧──────✧₊