11- منظور يکي از چندين خانه متصل بهم است که يک شکل ساخته شده اند.
My parents live in a terraced house.(Br.)
12- منظور خانه مجزاي کوچکي است که يک طبقه باشد.
We live in a bungalow.(Br.)
13- در يک خانه سه طبقه زندگي مي کنيم.
We live in a three-story house.
@joinenglish
صحبت درباره خانه/ آپارتمان : Speaking about a house/ an apartment
1- خانه داري يا آپارتمان؟
Do you have a house or an apartment?
2- يک آپارتمان(کوچک ولي راحت) دارم.
I have a cozy apartment.
3- در کدام طبقه زندگي مي کني؟
Which floor do you live on?
4- در طبقه همکف زندگي مي کنم.
I live on the first floor (Am.)/ground floor(Br.).
5- در هر طبقه ۴ آپارتمان هست.
There are four apartments on each floor.
6- تلفن داري؟
Do you have a telephone? (Am.)/ Are you on the phone (Br.)
7- در کدام خانه زندگي مي کني؟
Which house do you live in?
8- خانه من دو تا مانده به آخر است.
My house is the last but two.
9- از سه تا پله بالا مي روي تا به در جلويي برسي.
You go up three steps to get to the front door.
10- اين پله ها به زير زمين منتهي مي شوند.
These steps lead to the basement.
@joinenglish
خانه ما حرارت مرکزي دارد.
Our house has central heating/ is centrally heated.
12- تمام خانه موکت است.
The whole house is carpeted.
13- هال پارکت است اما اتاق خواب ها مو کت دارند.
The living room is parquetted but the bedrooms have (fitted) carpet.
14- خانه ام رو به جنوب است(آفتاب روست).
My house is south-facing.
15- تمام پنجره ها شيشه دو جداره دارند.
All the windows are double-glazed.
16- چند تا اتاق خواب دارد/ داريد؟
How many bedrooms are there/ do you have?
17- حمام روبروي اتاق خواب است.
The bathroom is across from the bedroom.
18- در اتاق خواب کوچک يک کمد ديواري(کمد لباس) هست.
There’s a closet in the small bedroom.
19- منظور کمد ديواري بزرگي است که مي توان داخل آن لباس عوض کرد.
In the large bedroom there’s a walk- in closet.
20- وارد که مي شوي آشپزخانه بزرگي در سمت راست قرار دارد.
As you walk in there’s a large kitchen on the right.
@joinenglish
- در آشپزخانه ظرفشويي کابينت هاي کاملا نو قرار دارد.
There’s a nice new sink in the kitchen.
22- بالاي ظرفشويي کابينت هاي کاملا نو قرار دارد.
There are brand new cabinets above the sink.
23- تعداد کابينت ها کافي است و جا براي همه چيز هست.
There are enough cabinets to fit everything.
24- جا براي همه خورده ريزه من هست.
There’s room for all my pots and pans.
25- اجاق گار در گوشه قرار دارد.
The stove(Am.)/ cooker (Br.) is beside the freezer.
26- يخچال پهلوي فريزر قرار دارد.
The refrigerator (Am.)/fridge (Br.) is beside the freezer.
27- بين ماشين لباسشويي و ماشين ظرفشويي يک کابينت قرار دارد.
There’s a cabinet between the washing machine and the dishwasher.
28- کف آشپزخانه کاشي( يا کف پوش) است.
The kitchen floor is tiled.
29- اين اتاق خواب سه در چهار است.
This bedroom is three by four.
30- ديوارها کاغذ ديواري هستند.
The walls are papered./ there’s wallpaper on the walls.
@joinenglish
- (رنگ) ديوارها سبز روشن است.
The walls are light green (in color).
32- در اتاق مطالعه من يک جا کتابي (کتابخانه) کوچک است.
There’s a small bookcase in my study room.
33- روي همه ديوارها پوستر هايي هستند.
There are posters on all the walls.
اجزاء خانه : Part of House
1- سه اتاق خواب در طبقه بالا و يک اتاق خواب در طبقه پايين است.
There are three bedrooms upstairs and there’s one bedroom downstairs.
2- هال به شکل اِل است.
The living room is L-shaped.
3- هال به شکل مستطيلي و خيلي بزرگ است.
The kitchen is rectangular and huge.
4- آشپزخانه به شکل مربع و متوسط است.
The kitchen is square and (of) medium size.
5- حمام جنب توالت است.
The bathroom is next to the rest room/toilet.
(توضيح: براي توالت بخصوص در منزل از کلمه bathroomاستفاده ميشود زيرا توالت اغلب درون حمام قرار دارد اما در ايران چون توالت جداگانه نيز وجود دارد لذا براي آن لازم است از rest roomاستفاده شود تا تفاوت مشخص گردد.)
@joinenglish
- آشپزخانه به سالن(اتاق) غذاخوري متصل است.
The kitchen is through the dining room.
7- اتاق انباري به آشپزخانه متصل است.
The panty/storage room is through the kitchen.
8- منظور اتاق کوچکي است که معمولا براي مطالعه يا استراحت و تماشاي تلويزيون مورد استفاده قرار مي گيرد.
There’s a den next to the bedroom.
9- خانه ما زير زمين نسبتا بزرگي دارد.
Our house has a pretty large basement/cellar.
10- منظور اتاق کوچکي است که به شکل انباري است و ماشين لباسشويي در آن قرار دارد و شستشوي لباس ها در آنجا انجام مي شود.
There’s a laundry room in the basement.
11- ما اتاق زير شيرواني نسبتا بزرگي داريم.
We have a pretty large attic.
12- بالکن داريد؟
Do you have a balcony?
13- پاسيوي قشنگي در آپارتمان من هست.
There’s a nice patio in my apartment.
14- گاراژ بزرگي در حيات است.
There’s a large garage in the yard.
15- پارکينگ در زير زمين/ زير ساختمان است.
The parking is in the basement/under the building.
@joinenglish
روی میز توالت آینه مکعبی وجود دارد.
There is a cubic mirror on the dressing table.
2- دو پاتختی در طرفین تختخواب قرار دارند.
There are two nightstands on both sides of the bed.
3- جلوی میز توالت چهار پایه ای قرار دارد.
There is a stool in front of the dressing table.
4- رو تختی نقش (طرح) زیبایی دارد.
The bedspread has a beautiful pattern.
5- توی اتاق، یک کمد کشودار روبروی پنجره هست.
Inside the bedroom there’s a dresser opposite the window.
dresser کمد پهن و کوتاهی است که معمولا از چندین کشو تشکیل شده و در اتاق خواب برای نگهداری البسه زیر، حوله، ملافه، لوازم آرایش و غیره بکار می رود.
6- روی تخت تشک راحتی قرار دارد.
There is a comfortable mattress on the bed.
7- لحاف قشنگی روی قفسه قرار دارد. چهل تکه است.
There is a nice quilt on the shelf. It’s patchwork.
8- لطفا پتو ها را تاکن و روی تخت بگذار.
Please fold the blankets and put them on the bed.
9- در کمد دیواری چندین متکا و بالش اضافه هست.
There are some extra pillows and cushions in the closet.
10- پرده های اتاق خواب باز/بسته است.
The bedroom curtains are open /closed.
11- در هال کاناپه زیبایی در سمت راست قرار دارد.
In the living room there’s a beautiful sofa / couch on the right.
12- چند بالش (کوسن) روی کاناپه قرار دارد.
There are some cushions on the sofa.
13- در هر طرف شومینه یک مبل قرار دارد.
There’s an armchair on either side of the fireplace.
14- بین مبل ها یک میز کوتاه (میز جلو مبل) قرار دارد.
There’s a coffee table between the armchairs.
15- یک میز ناهار خوری با هشت صندلی وجود دارد.
There’s a dining (room) table with eight chairs.
16- کاناپه بزرگی در سمت چپ قرار دارد.
There’s a big sofa / couch on the left.
17- یک کاناپه تخت خواب شو در اتاق تلویزیون قرار دارد.
There’s a sofa bed / studio couch/ hide-a-bed sofa in the TV room.
18- پهلوی تلویزیون مبل دو نفره زیبایی قرار دارد.
There’s a beautiful love seat to the TV.
19- در گوشه های اتاق دو چراغ پایه دار قرار دارد.
There are two lamps in the corners.
20- روی زمین قالی ایرانی زیبایی پهن شده است.
On the floor there’s a beautiful Persian carpet.
21- روی زمین نزدیک میز قالیچه زیبایی پهن شده است.
There’s a nice rug on the floor near the table.
22- تابلوهای مدرنی روی دیوار آویزان است.
There are modern paintings on the wall.
23- تلویزیون رنگی در اتاق نشیمن / هال قرار دارد ولی تلویزیون سیاه و سفید در اتاق بچه هاست.
The color TV is in the rec-room (recreation room) but the black and white TV is in the children’s room.
24- چندین گیاه زیبا نزدیک پنجره قرار دارد.
There are several beautiful plants near the window.
25- اون گوشه یه صندلی راحتی هست.
There’s a rocking chair in the corner.
منظور نوعی صندلی چوبی است که زیر پایه های آن دو هلال چوبی قرار دارد و پس از نشستن روی آن می توان صندلی را به عقب و جلو تاب داد. این نوع صندلی بیشتر مورد استفاده افراد سالخورده قرار می گیرد.
@joinenglish
. انواع #غذاهای بین المللی انگلیسی
stroganoff
/ˈstroʊɡənɔːf /
استراگانف
2.
jambalaya
/ˌdʒæmbəˈlaɪə /
(نوعی) سبزی پلو با گوشت
3.
spaghetti bolognese
/spəˌɡeti ˌboʊlənˈjeɪz /
اسپاگتی با سس بولونی
4.
bruschetta
/bruˈsketə /
بروسکتا
5.
chow mein
/ˌtʃaʊ ˈmeɪn /
چاومین
6.
moussaka
/muːˈsɑːkə /
موساکا
7.
goulash
/ˈɡuːlæʃ /
تاس کباب
8.
madras
/məˈdræs /
مدراس
9.
couscous
/ˈkʊskʊs /
بلغور آب پز
10.
falafel
/fəˈlæfl /
فلافل
11.
cauliflower cheese
/ˌkɑːliflaʊər ˈtʃiːz /
گل کلم پنیری
12.
ragout
/ræˈɡuː /
راگو
13.
succotash
/ˈsʌkətæʃ /
خوراک لوبیا و ذرت
14.
bhaji
/ˈbɑːdʒi /
باجی
15.
risotto
/rɪˈzɔːtoʊ /
ریزوتو
16.
eggs Benedict
/ˌeɡz ˈbenɪdɪkt /
ساندویچ تخم مرغ آب پز و ژامبون
17.
lasagna
/ləˈzænjə /
لازانیا
18.
compote
/ˈkɑːmpoʊt /
کمپوت
19.
omelet
/ˈɑm.lət /
املت (نوعی غذا)
20.
sushi
/ˈsuːʃi /
سوشی
21.
haggis
/ˈhæɡɪs /
جغور بغور
22.
chilli con carne
/ˌtʃɪli kɑːn ˈkɑːrni /
خوراک چیلی و گوشت
23.
fish and chips
/ˌfɪʃ ən ˈtʃɪps /
ماهی و سیب زمینی سرخ کرده
24.
kofta
/ˈkɔːftə /
کوفته
25.
casserole
/ˈkæsəroʊl /
کسرول
26.
masala
/məˈsɑːlə /
ماسالا
27.
teriyaki
/ˌterɪˈjɑːki /
تری یاکی
28.
rogan josh
/ˌroʊɡən ˈdʒoʊʃ /
روغن جوش
29.
stir-fry
/ˈstɜːr fraɪ /
تفت دادن و سرخ کردن (در روغن داغ)
30.
curry
/ˈkɜr.i /
خورش کاری (خوراک)
31.
ratatouille
/ˌrætəˈtuːi /
راتاتویی
32.
coq au vin
/ˌkɑːk oʊ ˈvæ̃ /
مرغ سرخ کرده در شراب
33.
macaroni and cheese
/ˌmækəˈroʊni ænd ʧiz /
ماکارونی با پنیر
34.
tabbouleh
/təˈbuːleɪ /
تبوله
35.
hash browns
/ˌhæʃ ˈbraʊnz /
سیب زمینی ریز و سرخ شده
36.
tortilla
/tɔːrˈtiːə /
نان تورتیلا
37.
paella
/paɪˈelə /
پائیا
38.
enchilada
/ˌentʃɪˈlɑːdə /
لازانیای مکزیکی
39.
shepherd’s pie
/ˌʃepərdz ˈpaɪ /
پای گوشت
40.
biryani
/ˌbɪriˈɑːni /
بریانی
41.
dim sum
/ˌdɪm ˈsʌm /
دلمه چینی
42.
chop suey
/ˌtʃɑːp ˈsuːi /
خوراک سبزیجات و گوشت
43.
cassoulet
/ˈkæsʊleɪ /
تاس کباب لوبیا و گوشت
44.
gnocchi
/ˈnjɑːki /
نوکی
45.
mixed grill
/ˌmɪkst ˈɡrɪl /
کباب مخلوط
46.
Irish stew
/ˌaɪrɪʃ ˈstuː /
تاس کباب ایرلندی
47.
pie
/paɪ /
پای
48.
coronation chicken
/ˌkɑːrəneɪʃn ˈtʃɪkɪn /
مرغ کروناکس
49.
tikka
/ˈtɪkə /
تیکا
50.
pizza
/ˈpiːtsə /
پیتزا
51.
balti
/ˈbɑːlti /
خورش بالتی
52.
fajitas
/fəˈhiːtəs /
گوشت بریان با تورتیلا
53.
vindaloo
/ˌvɪndəˈluː /
ویندالو
54.
korma
/ˈkɔːrmə /
کرما
55.
dopiaza
/ˈdoʊpiɑːzə /
دوپیازه
56.
ploughman’s lunch
/ˌplaʊmənz ˈlʌntʃ /
ناهار شخمزن
57.
Lancashire hotpot
/ˌlænkəʃər ˈhɑːtpɑːt /
آبگوشت بره با سبزیجات
58.
lasagne
/ləˈzænjə /
لازانیا
59.
toad-in-the-hole
/ˌtoʊd ɪn ðə ˈhoʊl /
سوسیس پخته شده در خمیر (غذای انگلیسی)
60.
Welsh rarebit
/ˌwelʃ ˈrerbɪt /
خوراک گوشت خرگوش ولزی
61.
bean curd
/ˈbiːn kɜːrd /
پنیر سویا
62.
broth
/brɔθ /
سوپ آبکی
63.
burger
/ˈbɜr.gər /
همبرگر
64.
burrito
/bəˈriː.t̬oʊ /
بوریتو
65.
canapé
/ˌkænəˈpeɪ /
کاناپه (نوعی غذای انگشتی)
66.
cannelloni
/ˌkænəˈləʊni /
پاستا لولهای
67.
cheeseburger
/ˈtʃiːzbɜːrɡər /
چیزبرگر
68.
cheese straw
/ˌtʃiːz ˈstrɔː /
کرانچی پنیری
69.
chef’s salad
/ˌʃefs ˈsæləd /
سالاد سرآشپز
70.
doner kebab
/ˌdoʊnər kɪˈbɑːb /
کباب ترکی
71.
fishcake
/fˈɪʃkeɪk /
کیک ماهی
72.
fondue
/fˈɑːnduː /
فوندو (نوعی خوراک سوئیسی)
73.
gratin
/ɡɹˈætɪn /
گراتین (نوعی غذای فرانسوی)
@joinenglish
لیست انواع #غذا به انگلیسی
در این بخش انواع غذا و اسامی آن ها در زبان انگلیسی با ترجمه فارسی آورده شده است.
غلات
rice
برنج
Add rice to the pan and also fish sauce, lemon juice and salt and pepper to taste.
برنج و همچنین سس ماهی، آبلیمو و نمک و فلفل را به تابه اضافه کنید.
oats
جو
wheat and oats ripened in the sun.
گندم و جو در آفتاب رسیده است.
bulgur
بلغور
wheat
گندم
bread
نان
toast
نان تست
millet
ارزن
buckwheat
گندم سیاه
مثال در جمله
Add rice to the pan and also fish sauce, lemon juice, and salt and pepper to taste.
برنج و همچنین سس ماهی، آبلیمو و نمک و فلفل را به تابه اضافه کنید.
Wheat and oats ripened in the sun.
گندم و جو در آفتاب رسیده بودند.
Would you like some bread with your soup?
با سوپت نان میخواهی؟
گوشت و مرغ
beef
گوشت گاو
chicken
مرغ
salmon
ماهی سالمون
trout
ماهی قزل آلا
lamb
گوشت بره
buffalo
گوشت گاو
sardines
ساردین
herring
شاه ماهی
We never buy cheap frozen chicken.
ما هرگز مرغ منجمد ارزان نمی خریم.
It adds a characteristic flavor to a range of savory dishes, from pizza to meat.
طعم خاصی را به طیف وسیعی از غذاهای خوش طعم، از پیتزا گرفته تا گوشت اضافه می کند.
We have both dairy and beef cattle on the farm.
ما در مزرعه هم گاوهای شیری داریم و هم گاوهای گوشتی.
غذاهای دریایی
lobsters
خرچنگ ها
Personally, I would need a lobster or two.
من شخصاً به یک یا دو خرچنگ نیاز دارم.
crabs
خرچنگ ها
shrimps
میگوها
I can even find potted shrimps when the wind’s in the right direction.
حتی وقتی باد در جهت درست باشد میگوهای گلدانی پیدا می کنم.
oyster
صدف خوراکی
If we eat out my favorite meal is oysters and caviar followed by asparagus with melted butter.
اگر بیرون غذا بخوریم غذای مورد علاقه من صدف و خاویار است و سپس مارچوبه با کره آب شده.
snails
حلزون ها
clam
گوشت صدف
cuttlefish
کاسه ماهی
fish
ماهی
You need a sharp knife to fillet fish.
برای فیله کردن ماهی به یک چاقوی تیز نیاز دارید.
mussel
صدف
scallop
گوش ماهی
squid
ماهی مرکب
غذاهای آماده
hamburger
همبرگر
Could you pick up a pound of hamburger on your way home?
آیا می توانید یک پوند همبرگر در راه خانه بردارید؟
cheeseburger
چیزبرگر
I was eating a White cheeseburger.
داشتم یک چیزبرگر سفید می خوردم.
sandwich
ساندویچ
milkshake
میلک شیک
muffin
کیک مافین
hot dog
هات داگ
He bought a hot dog and had it covered with all the fixings.
او یک هات داگ خرید و آن را با تمام وسایل و لوازم آن پوشاند.
fried chicken
مرغ سرخ شده
There is a smell of fried chicken in this room.
در این اتاق بوی مرغ سرخ شده می آید.
donuts
دونات
pizza
پیتزا
She cancelled her order for a pizza.
او سفارش خود را برای یک پیتزا لغو کرد.
sausage
سوسیس
pancake
کلوچه
noddle
رشته فرنگی
دسته بندی کلی غذا ها به انگلیسی
در این بخش دسته کلی غذا ها به انگلیسی با معنی فارسی آورده شده است.
vegetables
سبزی ها
fruits
میوه ها
grains, beans, nuts
غلات، لوبیا، آجیل
meat and poultry
گوشت و مرغ
fish and seafood
ماهی و غذای دریایی
dairy food
غذای روزانه
توصیف غذا ها (foods) به زبان انگلیسی
در این بخش غذاها (food) به زبان انگلیسی با ترجمه فارسی توصیف می شود.
It looks terrific.
خوب به نظر می رسد.
It smells terrible.
مزه بدی دارد.
It smells like chicken.
بویی شبیه به مرغ دارد.
It tastes like chicken.
مزه شبیه به مرغ دارد.
It looks like chicken.
شبیه به مرغ به نظر می رسد.
It tastes sweat.
مزه شیرین دارد.
It tastes spicy.
مزه تندی دارد.
It tastes salty.
مزه شوری دارد.
It tastes sour.
مزه ترش دارد.
It is soft.
نرم است.
It is hard.
سخت است.
It is chewy.
جویدنی است.
It is crunchy.
غذا ترد است.
it is tender.
غذا ترد و نرم است
@joinenglish
جملات کاربردی غذا در زبان انگلیسی
در این بخش برخی از جمله های کاربردی با موضوع غذا (foods) به زبان انگلیسی با ترجمه فارسی آورده شده است.
I’ve been cutting back.
من مقدار آن را کاهش دادم.
I am watching my weight now.
من مراقب وزن خودم هستم.
I am a vegetarianism.
من گیاه خوار هستم.
turn down chocolate.
کاهش دادن شکلات
It is not a problem.
این مشکل نیست.
I have to admit.
من باید این شرایط را بپذیرم.
help yourself.
از خودتان پذیرایی کنید.
I couldn’t resist.
من نمی تونم تحمل کنم.
Didn’t you tell me you were avoiding sweet?
به من نگفته بودی که شیرینی نمی خوری؟
that sounds delicious.
خوشمزه به نظر می رسد.
My favorite food is …
غذای مورد علاقه من …. است.
there is good restaurant nearby.
یک رستوران خوب در این نزدیکی ها است.
what are you in the mood for?
تو چه حسی هستی؟ چه کاری دوست داری انجام بدی؟
could you recommend me a good restaurant?
می تونی یک رستوران خوب به من پیشنهاد بدین؟
I’ll have the pasta for my main course, please.
من یک پاستا برای وعده غذایی اصلی می خواهم، لطفا.
it comes with soup or salad?
با سوپ یا سالاد سرو می شود؟
what does my main course come with?
غذای اصلی با چه چیزی سرو می شود؟
there ‘s tomato soup or chicken soup.
سوپ گوجه یا سوپ مرغ وجود دارد.
anything to drink?
چیزی برای نوشیدن داری؟
we ‘re ready to order.
ما آماده سفارش هستیم.
this isn’t what i ordered.
این آن چیزی نیست که من سفارش دادم.
there ‘s …….. on the menu.
بر روی منیو … وجود دارد.
i ‘d like to start with ……
من دوست دارم با ….. شروع کنم.
bon appetite
نوش جان
the food was incredible.
غذا خیلی خوب بود.
@joinenglish
ترکیب های مختلف غذا ها (foods)
در این بخش ترکیب های مختلف غذا (foods) برای مهارت گفتاری در زبان انگلیسی بسیار کاربرد دارد. من پشنهاد می کنم ترکیب های غذا یا همان collocations را حتما بخوانید چون برای حرفه ای کردن مهارت گفتاری خیلی کاربرد دارد.
good/excellent food
غذای خوب
delicious/tasty food
غذای خوشمزه
fresh food
غذای تازه
healthy food
غذای سالم
nourishing/nutritious food
غذای مغذی
simple food
غذای ساده
spicy food
غذای تند
hot food
غذای داغ
cold food
غذای سرد
Italian/French food
غذای ایتالیایی/فرانسوی
junk food
مواد غذایی غیر مغذی
Fatty food
غذای چرب
starchy food
غذای نشاسته دار
have/eat food
غذا خوردن
cook/prepared food
غذا آماده کردن
serve food
غذا سرو کردن
enjoy your food
از غذا لذت بردن
chew food
غذا را جویدن
a food supply
منبع غذایی
food production
فرآیند تولید غذا
swallow food
بلعیدن غذا
@joinenglish
اسامی #غذاها انگلیسی
اسامی غذاهای پر کاربرد به شرح زیر است :
Meal
وعده غذایی
Dish
بشقاب غذا
Fried chicken
جوجه سرخ شده
Omelet
املت
Pizza
پیتزا
Kebab
کباب
Fish
ماهی
Steak
استیک
Pasta
پاستا
Rice
برنج
Soup
سوپ
Tossed salad
سالاد میکس (سالاد همراه با سس)
Broth
آبگوشت
Dressing
سس
Chips
چیپس
Corn
ذرت
Hamburger
همبرگر
Hot dog
هات داگ
Sandwich
ساندویچ
@joinenglish