اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود
نوعی تپشِ قلب، شبیه ضربان بود!
کم کم همهی دغدغهام دیدن او شد
انگار که جذابترین فردِ جهان بود :)
هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم،
دلبستگیام بیشتر از تاب و توان بود...
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما...
چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟ :)
فهمید که دیوانه و دلبستهی اویم :)
از بس که اشارات نظر، نامهرسان بود!
القصه گرفتارِ دل هم شده بودیم
روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود...
از آنچه میان من و او بود چه گویم؟
مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود
اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق
معشوقهام انگار کمی دلنگران بود...
خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده
من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود!
کم کم به خودش آمد و فهمید چه کرده!
حق داشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود...
اصلا تو بگو دختر خان با دَکُ پُزَّش
هم شأن منِ پاپَتیِ غاز چران بود؟
البته که نه! رفت، خدا پشت و پناهش
اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود...
او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت
من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود :)
یک مشت غزل شد همهیِ دار و ندارم
دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود...
بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم
دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود :)
گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است
من تجربه کردم به همین قبله چاخان بود!
حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را
آگاه نکردند به شری که در آن بود!...
ویروس، خطرناک تر از عشق ندیدم
یک قاتل بِالفطره اگر بود، همان بود :)
هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کَنَم کرد
این تودهی بدخیم گمانم سرطان بود!
• محمدرضا نظری
<@jonoon_ETA>
ما بچه هایی بودیم که وقتی چشممیذاشتیم تا 10 بشماریم
به هر عدد نیم اضافه میکردیم
که رفیقمون بتونه بهتر قایم شه
این زندگی حق نسل ما نبود......
<@jonoon_ETA>
'ڄنۅن♡¡
چو فرهاد از جهان بیرون به تلخی میرود سعدی ولیکن شورِ شیرینش بمانَد تا جهان باشد #سعدی🌱 [ @jonoon_E
«بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم»
#امیرخسرو_دهلوی🌱
[ @jonoon_ETA ]
« عاشق نشوم، دل ندهم،
پس به چه کوشم؟
جز عشق، دگر بهر
چه کار است دل ما؟ »
-شفاییاصفهانی
-@jonoon_ETA
هدایت شده از "مَنِ اُو"
چند ثانیه برای تفکر:
خدایا تو دیدی و چیزی نگفتی.!!
اما مردم ندیدن و فریاد زدن....!!!
شنیدی میگن خدا روزی رسونه؟
تو رو خدا واسه روزای من رسونده
حالا جدا از اینکه تو خُودت نعمتی، رحمتی :)🤍