'ڄنۅن♡¡
_ _ _!
؏شق عینہ جنگ مۍمونہ!
شرۅع کردنش آســـوں ،
تمۅم ڪردنش سخت ،
ۅ فراموش کردنش غیࢪ ممکن♥. .
هم روح من خسته بود هم روح او سوخته
ولی در کنارهم زخمهایمان کمتر درد میکرد:)))
<@jonoon_ETA>
به جاے سرزنش من بہ او نگاه ڪنید!
دلیل سر بہ هوا بودن زمین ، ماه است...
<@jonoon_ETA>
راستش تو نه مثل ماه خوشگلی،
نه از شیر کاکائو خوشمزه تری،
نه تنت پر از شکوفه های یاسِ خوش عطره،
نه خنده هات شیرین تر از عسله،
تو یه چیزی هستی که من هیچوقت
توان توصیف کردن یا تشبیه کردن قشنگیاتو ندارم.
تو از همه اینا قشنگ تری.
<@jonoon_ETA>
«مدرسه كه میرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا میذاشتيم معلممون میگفت "مواظب باش خودتو جا نذارى" ما میخنديديم و فكر میكرديم نمیشه خودمونو جا بذاريم!
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛ توى يه كافه، توى يه خيابون، توی یه شعر...»
حتی شاید توی یه خونه...
<@jonoon_ETA>