کوتاه ترین داستان غمگین دنیا
یک بیت از سعدی است:
"+ شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون صبح شد او بمرد و بیمار بِزیست.. ((:"
<@jonoon_ETA>
'ڄنۅن♡¡
از تنگ دلی جان جای نفسم نیست.. [ @jonoon_ETA ]
مبادا فراموش کنی که دوستت دارم!
[ @jonoon_ETA ]
'ڄنۅن♡¡
و به خویشتن در آینهها مینگرم، آیا من اویم...؟ #محمود_درویش🌱 [ @jonoon_ETA ]
نیستم غمگین گر از من دل بریدند این و آن
عشق ورزیدن به جز تمرین تنهایی نبود...
#فاضل_نظری🌱
[ @jonoon_ETA ]
در نامه ای پرسیده بود بی من خوشبختی؟
دردم تازه شد!
بال و پرم و چیده بود از پرواز میپرسید…
<@jonoon_ETA>