ماه عسل 60 سال بعد...!
ساسان علیخانی(نوه ی احسان علیخانی):
از اون روز بگو از اون اتفاق...!
مهمان برنامه:
خسته از کار برمیگشتم سوار اتوبوس بودم،نشستم روی صندلی ایستگاه بعد یه پیرمرد سوار شد منم دیدم اتوبوس جا نداره دلم سوخت براش ما همه انسانیم باید یه کاری میکردم ، پاشدم که اون پیرمرد بشینه روی صندلیم....
ساسان علیخانی:واقعاً چطور میشه یه انسان به چنین معرفتی برسه 😐
❤️باهم#خنده😂
🆔 @jookman
🍴آموزش آشپزی در صدا و سیما ایران:🍽
ماهیتابه تفلون و سینی رو که قبلا با شیرآلات البرز شستید
می گذارید روی گاز پنج شعله فردار سینجر که
با ضمانت سام الکتریک عرضه میشه.
بعد گاز رو با کبریت توکلی روشن کنید.
کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش.
دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش.
اگر در حین کار خسته شدید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید.
در پایان همتون رو می سپرم به خدای بزرگ و بیمه ایران و بیمه دانا😂
❤️باهم#خنده😂
🆔 @jookman
دهه شصتیا از بچگی با غصه بزرگ شدن!!! 😔
پسر شجاع مادر نداشت!
دختری به نام نل دنبال مادرش میگشت!
هاچ زنبور عسل مادرشو پیدا نمیکرد!
مادر کزت از پیشش رفته بود!
سگارو مادر نداشت!
کُنا تو سریندیپیتی گم شده بود،غصه مادرشو میخورد!
پرین دنبال مادرش بود!
حنا دختری در مزرعه،مادرش نبود!
خداییش هر چی کارتون بی پدر مادر بود برای دهه شصتیا میذاشتن 😐😂
❤️باهم#خنده😂
🆔 @jookman
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا