هدایت شده از Ali Mesbahi
#حق_با_علی_است (قسمت یازدهم)
آیهای که در قرآن خداوند متعال، مستقیم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهماالسلام را مورد خطاب قرار داده است!
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيماً[1]
و اگر اين مخالفان، هنگامىكه به خود ستم مىكردند [و فرمانهاى خدا را زيرپا مىگذاردند]، به نزد تو مىآمدند، و از خدا طلب آمرزش مىكردند،
و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند.
درباره مرجع ضمیر «تو» در «جاؤُكَ - نزد تو میآمدند» روایاتی بسیار تأمّلبرانگیز وجود دارد که نشان میدهد متناسب با بلاغت قرآن کریم، این مرجع ضمیر که به شکل مخاطب آمده است، غیر از رسول (صلواتاللهعلیهوآله) است که در ادامه به شکل غایب بیان میشود، به عنوان نمونه:
حضرت امام محمد باقر علیهالسلام در خصوص این آیه خطاب به زراره میفرمایند:
«خداوند در قرآن، علی (علیهالسلام) را مخاطب خود قرار داده است».
زراره میگوید: «در کجای قرآن»؟
حضرت در پاسخ میفرماید:
«در آیهی: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللهَ تَوَّابا رَّحِیمًا - و اگر اين مخالفان، هنگامىكه به خود ستم مىكردند [و فرمانهاى خدا را زيرپا مىگذاردند]، به نزد تو مىآمدند، و از خدا طلب آمرزش مىكردند، و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند.»[2]
همچنین حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام نیز در خصوص این آیهی شریفه میفرمایند:
به خدا سوگند یعنی... ای علی (علیه السلام)! اگر آن (حقّ حکومت) را نزد تو بیاورند و به خاطر آنچه انجام دادهاند از خدا طلب آمرزش کنند و پیامبر هم برای آنها طلب آمرزش کند، خدا را توبهپذیر و مهربان خواهند یافت.[3]
پانوشت:
[1] نساء:۶۴
[2] لَقَدْ خَاطَبَ اللَّهُ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی کِتَابِهِ، قَالَ، قُلْتُ: فِی أَیِّ مَوْضِعٍ؟ قَالَ: فِی قَوْلِهِ: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِیماً.» (الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۱، ص۳۹۱)
[3] ...یَعْنِی وَاللَّهِ ...لَوْ جَاءُوکَ بِهَا یَا عَلِیُّ (علیهالسلام) فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ مِمَّا صَنَعُوا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِیما. (الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۸، ص۳۳۴)
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
✅ إِيَّاکَ وَ الاِْعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَ الثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَ حُبَّ الاِْطْرَاءِ، فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطَانِ فِي نَفْسِهِ لِيَمْحَقَ مَا يَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِينَ.
⬅ از خودپسندی و از اطمینان (و اتکا کردن) به هر چیزی که (آن را برای خود کمالی استقلالی تصوّر میکنی که در نتیجه) موجب عُجب تو شده، و نیز از دلبستگی به ستایش و چربزبانیهای دیگران، بپرهیز
زیرا اینها از بهترین فرصتهای شیطان، برای نابود کردنِ کردارِ نیکوی نیکوکاران است.
📚 نهج البلاغه (سید رضی): ج۱، ص۴۲۶ - فرازی از نامهی ۵۳ خطاب به مالک اشتر نخعی در حکم ولایت بر مصر
پ.ن: یعنی برای خودت هر کمالی که قائل بشوی (استقلالی)،
من با هوش هستم
من مهربان هستم
من سخاوتمند هستم
من خوشاخلاق هستم
من چشمپاک هستم
من عفیف هستم
من اهل انصاف هستم
من قاری و مفسر قرآن هستم
من اهل کمک به دیگران هستم
من حدیث زیاد بلد هستم
من رفیق فلان عالم بزرگ هستم
من توان مدیریتی آنچنانی دارم
من خوب بلد هستم پول حلال در بیاورم
من تخصص بالای در فلان چیز دارم
من جانباز هستم
من مجاهد در راه خدا هستم
من انسانی قانونمند هستم
من وجدان کاری دارم
من به کسی آزاری نرساندم و حق کسی را نخوردهام
من...
من...
من...
ابلیس میآید و دقیقاً از همین کمالی که جنابِ من برای خودش تصور کرده و انسان را بر زمین میکوبد و اعمالش را نابود میکند...
پناه بر خدا...
@justhadis110
✳ حدیثی که جگر محب امیر المؤمنین علیه السلام را خُنَک میکند:
💠 فلسفهی خلقت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهماالسلام از زبان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله:
✅ وَ اللَّهِ یَا عَلِیُّ!
مَا خُلِقْتَ إِلَّا لِیُعْبَدَ رَبُّکَ.
...وَ لَنْ یَهْتَدِیَ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْ لَمْ یَهْتَدِ إِلَیْکَ وَ إِلَی وَلَایَتِکَ
وَ هُوَ قَوْلُ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ «وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی (طه:۸۲)»
یَعْنِی إِلَی وَلَایَتِک.
⬅ به خدا سوگند یا علی!
تو آفریده نشدهای، مگر برای اینکه پروردگارت پرستیده شود.
و راهی به خدا ندارد، کسی که به تو و ولایتت هدایت نشده است
و این سخن خود پروردگار عزّ و جلّ است که فرموده: «به راستی که من بسیار آمرزندهام، تنها برای کسی که توبه کند، ایمان آورد، عمل صالح انجام دهد و پس از آن هدایت هم بشود»
یعنی [بعد از توبه از شرک و ایمان به وحدانیت خدا و نبوت من و انجام اعمال صالح (از واجب و مستحب و ترک حرام و...)] به سوی ولایت تو [نیز] هدایت شود.
📚 امالی (شیخ صدوق): ص۴۹۴
پ.ن:
یعنی اگر علی نبود! خدا پرستیده نمیشد، شناخته هم نمیشد،
چرا که شناخته شدن، مقدمهی مورد پرستش واقع شدن است!
در ارسالهای قبلی نیز بیان شد که به چه علت اولاً پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام شرط تحقّق ایمان در همهی ادیان گذشته نیز بوده است! و بیان شد که پذیرش ولایت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نجات بخش نیست! شرط لازم است، اما کافی نیست! و این پذیرش ولایت امیرالمؤمنین و اولاد طاهرینشان علیهمالسلام است که شرط کافی برای تحقّق ایمان و هدایت و نجات است.
دو روایت ضمیمه:
💠 حضرت امام محمد باقر علیهالسلام دربارهی همین آیهی ۸۲ از سورهی طه: «وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی * «به راستی که من بسیار آمرزندهام، تنها برای کسی که توبه کند، ایمان آورد، عمل صالح انجام دهد و پس از آن هدایت هم بشود»» میفرمایند:
✅ أَ لَا تَرَی کَیْفَ اشْتَرَطَ وَ لَمْ تَنْفَعْهُ التَّوْبَهًُْ أَوِ الْإِیمَانُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ حَتَّی اهْتَدَی وَ اللَّهِ لَوْ جَهَدَ أَنْ یَعْمَلَ مَا قُبِلَ مِنْهُ حَتَّی یَهْتَدِیَ قَالَ قُلْتُ إِلَی مَنْ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ قَالَ إِلَیْنَا.
⬅ آیا نمیبینید که خداوند چگونه شرطی گذاشته است که نه توبه، نه ایمان و نه عمل صالح به حال انسان سودی نمیبخشد، مگر آنکه هدایت یابد.
به خدا قسم! بنده هر قدر هم تلاش کند تا عمل صالحی انجام دهد، از او پذیرفته نیست تا اینکه هدایت یابد.
حارث میگوید: عرض کردم: بهسوی چه کسی هدایت شود، فدایت گردم؟
امام علیهالسلام فرمود: بهسوی ما (اهل بیت).
📚 تفسیر قمی: ج۲، ص۶۱
💠 حضرت امام محمد باقر علیهالسلام:
✅ بِنَا عُبِدَ اَللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اَللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى
وَ مُحَمَّدٌ حِجَابُ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.
⬅ به واسطهی ما اهل بیت است که خداوند پرستیده میشود
به واسطه ما اهل بیت است که خداوند شناخته میشود
به واسطه ما اهل بیت است که خداوند یگانه دانسته میشود
و محمد صلیاللهعلیهوآله حجاب خداوند [و واسطهی فیض بین خودش و مخلوقاتش] است.
📚 الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۱، ص۱۴۵
@justhadis110
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
✅ اِحْفَظْ أمرَكَ
و
لا تُنكِحْ خاطِبا سِرَّكَ.
⬅️ كارَت را پوشيده دار
و
رازت را عروسِ هر خواستگارى نكن.
📚 غررالحكم: ح۲۳۰۵
@justhadis110
هدایت شده از Ali Mesbahi
#حق_با_علی_است (قسمت دوازدهم)
گوهری که بدون آن، نه توبه، نه ایمان و نه عمل صالح، به انسان سودی نمیدهد و فایدهای ندارد!
إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى [1]
من هر که را توبه کند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، میآمرزم!
در آیهی فوق، مواجههی انسان با غفّاریت خدا، مقید شده است به اینکه پس توبهکردن و ایمان آوردن و عمل صالح انجام دادن، شخص هدایت هم شده باشد.
اینجا این پرسش مطرح میشود که: مقصود از این هدایتی که علّت تامّه برای مورد مغفرت ویژهی خداوند واقع شدن است چیست؟
چرا که هر ایمان آوردنی، مقدمهاش هدایت شدن است، یعنی کسی که ایمان آورده، قبل از ایمانش، هدایت شده که بعد، متأثر از آن هدایت، ایمان آورده،
حال سؤال این است: این چه هدایتی است که مافوق هدایت اولیه است، که علّت تامه است برای مورد مغفرت واقع شدن
و بدون آن، نه توبه، نه ایمان و نه عمل صالح سودی نمیبخشد!
پاسخ، در روایاتِ تأمّلبرانگیز و ارزشمند ذیل:
حضرت امام محمد باقر علیهالسلام:
مقصود از (ثُمَّ اهْتَدى - سپس هدایت شود) در این آیه، این است که به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام هدایت شود.[2]
رسول خدا حضرت محمد مصطفیصلیاللهعلیهوآله:
به خدا سوگند یا علی!
تو آفریده نشدهای، مگر برای اینکه پروردگارت پرسیتده شود.
و راهی به خدا ندارد، کسی که به تو و ولایتت هدایت نشده است
و این سخن خود پروردگار عزّ و جلّ است که فرموده: «به راستی که من بسیار آمرزندهام، تنها برای کسی که توبه کند، ایمان آورد، عمل صالح انجام دهد و پس از آن هدایت هم بشود»
یعنی [بعد از توبه از شرک و ایمان به وحدانیت خدا و نبوت من و انجام اعمال صالح (از واجب و مستحب و ترک حرام و...)] به سوی ولایت تو [نیز] هدایت شود.[3]
حضرت امام محمد باقر علیهالسلام دربارهی همین آیهی ۸۲ از سورهی طه میفرمایند:
آیا نمیبینید که خداوند چگونه شرطی گذاشته است که نه توبه، نه ایمان و نه عمل صالح به حال انسان سودی نمیبخشد، مگر آنکه هدایت یابد.
به خدا قسم! بنده هر قدر هم تلاش کند تا عمل صالحی انجام دهد، از او پذیرفته نیست تا اینکه هدایت یابد.
حارث میگوید: عرض کردم: بهسوی چه کسی هدایت شود، فدایت گردم؟
امام علیهالسلام فرمود: بهسوی ما (اهل بیت).[4]
سدیر صیرفی از شاگردان برجسته امام باقر علیهالسام نیز نقل میکند:
هنگامیکه امام باقر علیهالسلام داخل مسجد الحرام میشد، من خارج میشدم؛
امام علیهالسلام دست مرا گرفت و رو به قبله ایستاد فرمود:
«سدیر به مردم دستور دادهاند که بیایند اطراف این خانهی سنگی را طواف نمایند؛ بعد پیش ما بیایند و ولایت و ارادت خود را به ما خانواده اعلام نمایند؛
که این آیه: اشاره بههمینمطلب است؛
«وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی. (طه:۸۲)»
سپس با دست به سینهی مبارکشان اشاره نمود و فرمود:
یعنی به ولایت ما خاندان هدایت یابند. [5]
پانوشت:
[1] طه:۸۲
[2] تأویل الآیات الظاهرهًْ (استرآبادی): ص۳۱۰
[3] وَ اللَّهِ یَا عَلِیُّ! مَا خُلِقْتَ إِلَّا لِیُعْبَدَ رَبُّکَ... وَ هُوَ قَوْلُ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ «وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی (طه:۸۲)» یَعْنِی إِلَی وَلَایَتِک. (امالی (شیخ صدوق): ص۴۹۴)
[4] أَ لَا تَرَی کَیْفَ اشْتَرَطَ وَ لَمْ تَنْفَعْهُ التَّوْبَهًُْ أَوِ الْإِیمَانُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ حَتَّی اهْتَدَی... (تفسیر قمی: ج۲، ص۶۱)
[5] ...إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ یَأْتُوا هَذِهِ الْأَحْجَارَ فَیَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ یَأْتُونَا فَیُعْلِمُونَا وَلَایَتَهُمْ لَنَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی ثُمَّ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ إِلَی وَلَایَتِنَا. (الکافی (ثقة السلام کلینی): ج۱، ص۳۹۲)
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
✅ أصلُ الغِيبَةِ تَتَنوَّعُ بعَشرَةِ أنواعٍ:
شِفاءُ غَيظٍ، و مَساءَةُ قَومٍ، و تُهمَةٌ، و تَصديقُ خَبرٍ بلا كَشفِهِ، و سُوءُ ظَنٍّ، و حَسَدٌ، و سُخريَةٌ، و تَعجُّبٌ، و تَبَرُّمٌ، و تَزيِينٌ،
فإن أرَدتَ السلامَةَ فاذكُرِ الخالِقَ لا المَخلوقَ، فَيَصِيرَ لكَ مَكانَ الغِيبَةِ عِبرَةً، و مَكانَ الإثمِ ثوابا.
⬅️ منشأ غيبت ده چیز متنوّع و متفاوت است:
فرو نشاندنِ خشم؛
همراهى نشان دادن با عدّهاى؛
متّهم و بد نام کردن؛
تصديق كردن يك خبر، بى آن كه حقيقت آن بر وى معلوم باشد؛
بدگمانى؛
حسادت؛
مسخره کردن؛
متعجّب و شگفتزده شدن؛
به جهت دلخور و منزجر شدن؛
خود را خوب جلوه دادن (خودشیرینی کردن).
پس گر خواهان سلامت [دين و دنياى خود] هستى، تنها به ياد آفريدگار باش و آفريدگان را فراموش كن،
تا به جاى غيبت، عبرت نصيبت شود
و به جاى گناه، ثواب.
📚 بحار الأنوار (علامه مجلسی): ج۷۲، ص۲۵۷
@justhadis110
#حق_با_علی_است (قسمت سیزدهم)
ای کاش در کنار پذیرش ولایت پیامبر، ولایت دیگری را نیز قبول میکردم...
وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً * يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً[1]
روزى كه ستمكار دستان خود را [از شدّت حسرت] به دندان مىگزد و مىگويد: «اى كاش با رسول [خدا] راهى برگزيده بودم * [و] اى واى بر من، كاش فلان [شخص گمراه] را به دوستى انتخاب نكرده بودم!
این دو آیه از آیات بسیار تأمّلبرانگیز قرآن کریم است!
در آیه نخست شخص ظالم در روز قیامت با حسرت میگوید:
«يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً»
ای کاش به همراه رسول خدا راهی برمیگزیدم
در آیه بعد و در ادامه باز با حسرت میگوید:
«يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً»
ای وای بر من، ای کاش فلانی را به عنوان دوست برنمیگزیدم!
به حسب ظاهر، منطق حاکم بر این آیات نشان میدهد که بایست، یک ارتباطی از جنس تضاد وجود داشته باشد، میان «مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً» و «فُلاناً خَلِيلاً»؛
یعنی همچنانی که شخص میگوید: ایکاش فلانی را به عنوان دوست برنمیگزیدم و از مهمترین عوامل شقاوت خود را دوست انتخاب کردن یک شخص خاصی میداند؛ همچنان باید این سبیلی که باید اتخاذ میشده در کنار پیغمبر اکرم نیز، شخص خاصی باشد که عدم اتخاذ ولایت و دوستی او در کنار پذیرش ولایت و دوستی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهآله نیز مایه شقاوت شخص شده باشد.
اهمیت خاص این دو آیه از این جهت است که به حسب ظاهر آیه و با توجّه به روایات تفسیری ذیل آن، این آیه نیز از آیاتی است که نشان میدهد، پذیرش ولایت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به تنهایی نجاتبخش نیست و شرط لازم است اما کافی نیست، در کنار پذیرش ولایت رسول الله طبق این آیه و آیاتی دیگر (نظیر آیه ۸۲ از سورهی طه که قبلاً توضیحش تقدیم شد) بایست چیز دیگری نیز از جنس پذیرش ولایت و دوستی شخص (و یا اشخاصی) از یکسو و برائت و دشمنی با دشمنان این شخص (یا اشخاص) از سوی دیگر محقّق شود تا نجات واقع گردد.
اما روایات تفسیری ذیل این آیات شریفه:
در روایات متعدد بیان شده است که در هنگام مرگ (که پردهها کنار میرود و حقایق مشخّص میشود)، ملائکه برای منافقان و کافران به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، هم جایگاهشان در دوزخ را نشان میدهند و هم نشان میدهند که در صورت پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام جایگاهشان در بهشت چگونه میبود.
در این هنگام است که با حسرت فراوان میگویند:
«ای کاش به همراه رسول خدا راهی برمیگزیدم (فرقان:۲۷)، اى كاش دستور پيامبر صلیاللهعلیهوآله در خصوص ولايت علی عليهالسّلام را مىپذيرفتم...[2]
همچنین در روایتی از امام محمد باقر علیهالسلام نقل شده است که در تفسیر دو آیهی فوق فرمودند:
مقصود از «يَا لَيْتَنِي اِتَّخَذْتُ مَعَ اَلرَّسُولِ – ای کاش همراه با پیامبر راهی را بر میگزیدم» پذیرش ولایت علی علیهالسلام است و مقصود از فلانی در «يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً – ای کاش فلانی را به عنوان خلیل برنمیگزیدم» دشمن علی علیهالسلام است که حق او را غصب و حرمت او را هتک کرد.[3]
و در خلال روایتی طولانی و بسیار تأمّلبرانگیز و پرنکته و زیبا، رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله در پاسخ به پرسش جمعی از اهالی یمن که به خدمت ایشان رسیده بودند، در خصوص اینکه جانشین ایشان چه کسی است فرمودند:
كسى است كه ...خداى تعالى در بارۀ او اين آيه را فرو فرستاده:
«يَوْمَ يَعَضُّ اَلظّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اِتَّخَذْتُ مَعَ اَلرَّسُولِ سَبِيلاً * روزى كه ستمكار دستهاى خود به دندان گزيده گويد اى كاش همراه با پيامبر راهى را برمیگزیدم» او همان وصی من است و پس از من راه رسيدن به من است.
و در نهایت نیز، رسول الله صلیاللهعلیهوآله، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام را به عنوان جانشینشان به آنها معرفی فرمودند.[4]
پانوشت:
[1] فرقان:۲۷و۲۸
[2] رسول خدا صلیاللهعلیهوآله: ...فعند ذلک یقول: ...فقبلت ما أمرنی و التزمت من موالاة علی علیهالسلام ما ألزمنی. (تفسير امام حسن عسکری علیهالسلام): ج۱، ص۱۳۱)
[3] امام باقر علیهالسلام: یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول علیا ولیا... (تفسير قمی: ج۲، ص۱۱۳)
[4] فقالوا یا رسول الله من وصیک فقال... هو الذی یقول الله فیه «و یوم یعضّ الظّالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا» هو وصیی و السّبیل إلیّ من بعدی... (الغيبة (نعمانی): ج۱، ص۳۹)
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
#حق_با_علی_است(6) (بخش هفتم)
آیهی مباهله، بزرگترین فضیلت امیرالمؤمنين علیهالسلام در قرآن، به گواه شیعه و سنی!
و دلیل اصلی افضلیت امیر مؤمنان علیهالسلام بر همهی انبیا علیهمالسلام (جز رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله)
فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ الله عَلَی الْکاذِبِینَ [1]
هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
همانطور که در خلال مباحث گذشته عرض شد، در احادیث متعددی منقول از حضرت امیر صلواتاللهعلیه و دیگر حضرات معصومین علیهمالسلام، که در تفسیر «نبأ عظیمِ» مورد نظر قرآن بیان شده، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را عظیمترین خبر و بزرگترین نشانهی الهی معرفی کردهاند[2].
و بر طبق روایات این مطلبی بوده است که حضرت علی علیهالسلام مکرّر آن را بیان میفرمودند و بر آن تأکید ویژه داشتند[3]!
حال ممکن است این سؤال پیش آید، با توجه به این که پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله یقیناً افضل از امیرالمؤمنین علیهالسلام هستند، چرا حضرت امیر علیهالسلام چنین بیان کردهاند که عظیمترین خبر و بزرگترین نشانهی الهی هستند!
جواب در آیهی مباهله[4] نفهفته که بنابر فرمایش امامان علیهمالسلام، بزرگترین فضیلت امیرالمؤمنین علیهالسلام در همین آیه بیان شده[5]،
چرا که بر طبق آن (به اتفاق روایات منقول در منابع شیعه[6] و سنی[7]) امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکم نفس و حقیقت باطنی وجود رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله معرفی شدهاند.
بر این اساس، وقتی حضرت امیر صلواتاللهعلیه میفرمایند من عظیمترین خبر خدا و بزرگترین آیت الهی هستم، یعنی حقیقت باطنی وجود پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عظیمترین خبر و بزرگترین آیت الهی است.
پانوشتها:
[1] آل عمران:۶۱
[2] تفسير قمی، ج۲، ص۴۰۱.
[3] الکافی، ثقة الاسلام کلینی، ج۱، ص۲۰۷
[4] ...فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم ثم نبتهل...(آلعمران:۶۱)
...بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما نيز فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما نيز زنان خود را؛ ما از نفوس خود [و كسى كه همچون جان ماست] دعوت كنيم، شما نيز از نفوس خود؛ آنگاه مباهله [و نفرين] كنيم...
[5] روزی مأمون به امام رضا (علیهالسلام) گفت: «مرا از بزرگترین امتیاز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که در قرآن آمده باخبر کن».
امام رضا (علیهالسلام) فرمود: «امتیاز مباهله که خداوند در قرآن میفرماید:... (الفصول المختارهْ، شیخ مفید، ص۳۸.)
[6] به گفته قاضی نورالله شوشتری متکلم شیعه، مفسران اتفاقنظر دارند که... «اَنفُسَنا» (خودمان) به امام علی(علیهالسلام) اشاره دارد. (احقاق الحق، قاضی نورالله شوشتری، ج۳، ص۴۶)
[7] در کتاب اِحقاقالحق (ج۳، ص۴۶-۷۲)، حدود شصت منبع از اهلسنت ذکر شده است که تصریح کردهاند آیه مباهله درباره امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین (صلواتاللهعلیهماجمعین) نازل شده است؛ از جمله:
الکَشّاف (ج۱، ص۳۷۰) اثر زَمَخشَری،
التفسیر الکبیر (ج۸، ص۲۴۸) اثر فخر رازی،
اَنوارُ التَّنزیل و اَسرارُ التَّأویل (ج۲، ص۲۱) اثر عبدالله بن عمر بیضاوی و...
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
🌀 #صراط (پاتوق گفتمانی جوانان انقلابی)
https://eitaa.com/joinchat/2094203265C1a91802f6c
#حق_با_علی_است(24) (قسمت چهاردهم)
هادی امت، علی علیهالسلام و زمینی که از حجت خداوند خالی نمیگردد...
إِنَّمَا أَنْتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ[1]
به راستی که تو فقط بیمدهندهاى؛ و براى هر قومی هدایتکنندهاى است.
در بسیاری از معتبرترین منابع اهل سنت، از راویان متعدد، احادیث معتبر فراوانی نقل شده است که مقصود از هادی در این آیه، علی بن ابیطالب علیهماالسلام است.
به عنوان نمونه:
فخر رازی در تفسیر خود از ابن عباس چنین نقل کرده:
هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر صلیاللهعلیهوآله دست مبارکش را بر سینه خود گذارد و فرمود: من بیمدهنده هستم»، سپس اشاره به على علیهالسلام کرد و فرمود:
تو هدایت کنندهاى یا على!
و به وسیلهی تو بعد از من هدایتشوندگان هدایت مىشوند.»[2]
همچنین سیوطی از بزرگترین مفسران اهل سنت، در تفسیر خود (الدّر المنثور) این روایت را به نقل از بزرگان اهل سنت نظیر: ابن جرير و ابن مردويه و ابونعيم و ديلمى و ابن عساكر و ابن نجار نقل کرده است.[3]
برخی دیگر از علمای بزرگ اهل سنت که در منابعشان این حدیث را ذکر کرده و آن را صحیح دانستهاند:
شهاب الدین آلوسی (در تفسیر روح المعانی): ج۷، ص۱۰۳
شوکانی (در فتح القدير): ج۳، ص۸۴
ابن عساکر (در تاریخ دمشق): ج۴۲، ص۳۵۹
ابن کثیر (در تفسیر القرآن العظیم): ج۴، ص۳۷۲
حاکم نیشابوری (در مستدرک علی الصحیحین): ج۳، ص۱۴۰
ثعلبی (در تفسیر خود): ج۵، ص۲۷۲
متقی هندی (در کنز العمّال): ج۱۱، ص۶۲۰
و اینها تنها بخش کوچکی از علمای اهل سنت هستند که در منابع خود این حدیث را نقل کردهاند!
شدّت اهمیت این آیه، از این حیث است که مؤید این حقیقت معقول در معارف بلند شیعی است که زمین از حجت خداوند که خلق را به سوی خداوند هدایت کند (بی هیچ شک و شبهه و اعواجی) خالی نمیماند!
حتی ابن تیمه، مؤسس فرقهی وهابیت، وقتی سعی کرده است که در صحت حدیث فوق خدشه وارد کند، به این حقیقت مستتر در آیه تمسّک جسته، که اگر بخواهد علی مصداق هدایتگر در آیهی فوق باشد، دیگر در اقوام پس از زمان حیات خودش چه کسی هادی است؟
بعد نتیجه گرفته است که چون علی علیهالسلام نمیتواند برای اقوام بعد از خودش هادی باشد، پس حدیث فوق نمیتواند صحیح باشد![4]
حال آنکه توجّه نداشته است که با این اقرار، همان عقیدهی حقّهی معقول و منبعث از آیات قرآن و روایات نبوی را تأیید کرده است که زمین از حجت خالی نمیماند!
چنانچه امام باقر علیهالسلام به نقل از رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله در تفسیر این آیه چنین بیان میدارند:
«من آن منذر و بیمدهنده هستم»، در حالی که در هر عصری، امامی از ما اهل بیت، مردم را به آنچه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) آورده است، هدایت میکند.
هدایتگران الهی پس از ایشان، علی (علیهالسلام) و سپس اوصیای بعد از او، یکی پس از دیگری هستند.
به خدا سوگند، هدایت امّت وظیفه ماست و تا روز قیامت ادامه دارد.
رسول خدا همان منذر است و آنان که خواستار هدایتاند، به وسیله علی (علیهالسلام) هدایت میشوند.[5]
و در حدیثی بسیار تأمّلبرانگیز از امام صادق علیهالسلام که در حقیقت پاسخ به ادعای ابن تیمیه نیز محسوب میشود، در خصوص پرسش ابابصیر دربارهی تفسیر این آیه، نقل شده است:
اى ابا بصیر، رسول خدا صلّىاللّهعليهوآله (منذر و) بيمدهنده است و على عليهالسّلام هادی بود،
بگو بدانم امروز هم (به نظر تو) هدایتگری هست؟
ابابصیر میگوید، گفتم: آرى فدایت گردم، هميشه از شما خانواده هدایتگری پس از هدایتگری دیگر بوده، تا نوبت به شما رسيده است.
فرمود: اى ابا بصیر، خدايت رحمت كند، اگر چنان بود كه آيهاى (تنها فقط و فقط) دربارۀ شخصی نازل مىشد و چون آن شخص میمُرد، آيه هم مىمُرد (و دیگر مصداقى نداشت) در نتیجه قرآن مرده بود، ولى قرآن، هميشه زنده است و همانطور كه بر گذشتگان منطبق مىشد، بر بازماندگان هم منطبق مىشود.[6]
پانوشت:
[1] رعد:۷
[2] ابن عباس قال: لما نـزلت (إنما أنت منذر ولكل قوم هاد) ، وضع صلى الله عليه وسلم يده على صدره فقال: أنا المنذر (ولكل قوم هاد)، وأومأ بيده إلى منكب عليّ، فقال: أنت الهادي يا عليّ، بك يهتدي المهتدون بَعْدي. (تفسیر فخر رازی: ج۱۹، ص۱۴)
[3] الدر المنثور (سيوطی): ج۴، ص۶۰۸
[4] منهاج السنة النبویة (ابن تیمیه): ج۷، ص۱۴۲
[5] "أنا المنذر" و فی کلّ زمان إمام منّا يهديهم إلی... (تفسیر العیّاشی: ج۲، ص۲۰۴)
[6] رسول الله صلی الله علیه و آله المنذر و علیّ الهادی یا أبا محمد هل من هاد الیوم؟...
(الکافی (ثقة السلام کلینی): ج۱، ص۱۹۱)
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
هدایت شده از Ali Mesbahi
#حق_با_علی_است (قسمت پانزدهم)
با علی باشید...!
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقينَ[1]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از تقوای الهی پیشه کنید و با صادقان باشيد.
این آیه از مبناییترین آیاتی است که مؤید شاکلهی اعتقادات تشیع است.
بر طبق این آیه شریفه، خداوند پس از دستور به رعایت تقوا خطاب به اهل ایمان، دستور میدهد بیقید و شرط و در همهی شرایط و زمانها مؤمنان در معیت و همراهی با صادقان باشند!
اینکه آیه نفرموده (کونوا من الصادقین - یعنی از صادقان باشید) بلکه فرموده: (كُونُوا مَعَ الصَّادِقينَ - یعنی همراه با صادقانه باشید) یعنی این صادقان در مرتبهای از صدق قرار دارند که باقی مؤمنان، هر قدر هم که تقوا پیشه کنند، باز از زمرهی ایشان نمیتوانند قرار بگیرند، چرا که اگر امکان نائل شدن به آن مرتبه از صدق وجود داشت، آیه میفرمود (کونوا من الصادقین - از صادقین باشید)
همچنین بیقید و شرط بودن امر به معیت و همراهی با این صادقان نیز گواه معصوم بودن این صادقان است، چرا که امر مطلق و بیقید خداوند به معیت و همراهی با کسی که معصوم نیست محال است.
همچنین مطلق بودن امر به معیت با این صادقان از حیث زمان نیز مؤید این حقیقت است که در هر زمان، حداقل یکی از این صادقان باید باشد که مؤمنین ضمن رعایت تقوا، مأمور هستند به همراهی مطلق و بیچون و چرا با این صادقان!
اما روایات تفسیری ذیل این آیهی شریفه:
قندوزی عالم حنفی مذهب اهل سنت در ینابیع المودة، حدیث ذیل را به نقل از امیر مؤمنان در خصوص تفسیر این آیه ذکر کرده که حضرت فرمود:
آیا شما نمیدانید که هنگامی که این آیه نازل گشت:
سلمان از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید:
ای رسول خدا! این آیه عام است یا خاص؟
و حضرت در پاسخ فرمود:
به عموم مؤمنان امر شده که با صادقان منظور نظر آیه باشند و از این حیث آیه مصداق عام دارد.
اما در خصوص صادقین، پس خاص هست و مصداقش مختص برادرم علی که اوصیای بعد از او از فرزندانش است، تا روز قیامت و از این حیث آیه مصداق خاص دارد.[2]
در روایت دیگری نیز منقول از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در خصوص شأن نزول این آیه چنین آمده است:
حسین سعید با سندی از ابوسعید روایت کرده که گفت:
هنگامیکه آیه: اتَّقُوا اللهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ، نازل شد، رسول خدا (صلیالله علیهوآله) رو به صحابه کرده و فرمود:
«آیا میدانید این آیه دربارهی چه کسی نازل شد»؟
...ابودجانه گفت: «ای رسول خدا (صلیالله علیهوآله) ما همه از صادقین هستیم که به تو ایمان آورده و تصدیقتان کردیم».
حضرت فرمود: «ای ابودجانه! چنین نیست؛ این آیه اختصاصاً در شأن پسر عموی من علیّبنابیطالب (علیهالسلام) نازل شده است، و او از راستگویان است».[3]
و در کتاب کافی شریف نیز چندین روایت در خصوص این آیه ذکر شده از جمله حدیث ذیل منقول از امام رضا علیهالسلام:
مقصود از صادقان در این آیه، همان امامان علیهمالسلام هستند که در طاعتشان صدّیق هستند.[4]
پانوشت:
[1] توبه:۱۱۹
[2] ثم قال علي عليه السّلام: أنشدكم اللّه أ تعلمون أن اللّه أنزل: يََا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللََّهَ وَ كُونُوا مَعَ اَلصََّادِقِينَ (توبه:۱۱۹)
فقال سلمان: يا رسول اللّه عامّة هذا أم خاصّة؟قال: أمّا المؤمنون فعامّة المؤمنين أمروا بذلك، و أمّا الصادقون فخاصّة لأخي علي و أوصيائي من بعده إلى يوم القيامة. (ینابیع المودة (قندوزی): ج۱، ص۳۴۴)
[3] ...فَقَالَ أَبُودُجَانَهًَْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کُلُّنَا مِنَ الصَّادِقِینَ قَدْ آمَنَّا بِکَ وَ صَدَّقْنَاکَ قَالَ لَا یَا أَبَادُجَانَهًَْ هَذِهِ نَزَلَتْ فِی ابْنِعَمِّی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ... (تفسیر فرات الکوفی: ص۱۷۴)
[4] الصَّادِقُونَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ علیهمالسلام وَ الصِّدِّیقُونَ بِطَاعَتِهِمْ. (الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۱، ص۲۰۸)
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
هدایت شده از Ali Mesbahi
#حق_با_علی_است (قسمت شانزدهم)
ایمان، یکی از نامهای امیرالمؤمنین علیهالسلام در قرآن
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ[1]
و كسى كه به ایمان کافر شود، اعمال او تباه مىگردد؛ و در سراى ديگر، از زيانكاران خواهد بود.
این آیهی شریفه، تعبیر عجیبی را به کار برده است!
در قرآن کریم در چندین مورد از عبارت "مَن یَکفُر" استفاده شده است و در تمامی این موارد اشاره شده است به:
۱- کفر ورزیدن به خداوند.[2]
۲- کفر ورزیدن به خداوند، ملائکه، کتب آسمانی و روز قیامت.[3]
۳- کفر ورزیدن به کتب آسمانی.[4]
۴- کفر ورزیدن به آیات خداوند.[5]
اما آیهی فوق، تنها آیهای است که از آن از عبارت کفر به ایمان استفاده شده است؛ و به حسب ظاهر، عبارتِ کفر به ایمان، عبارتی مبهم است،
ایمان لوازمی دارد و کسی که مؤمن به آن لوازم باشد، ایمان در او محقق میشود و کسی که به آن لوازم کافر باشد، کفرش محقق میشود،
همانگونه که در آیات دیگر قرآن کریم هم، کفر به خدا، روز قیامت، کتب آسمانی و آیات الهی که همگی لوازم ایمان هستند را، نشانههای تحقق کفر معرفی کرده است.
حال باید دید مقصود از کفر به ایمان چیست!
در روایات تفسیری، مصادیقی برای این لازمهی ایمانی که اگر به آن کفر ورزیده شود، همه اعمال حبط میشود، بر شمرده شده
که بنابر فرمایش حضرات معصومین علیهمالسلام، مهمترین این مصادیق که بیش از دیگر موارد بر آن تکرار و تأکید شده، عبارتست از:
پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهماالسلام
به عنوان نمونه، حضرت امام محمد باقر علیهالسلام در خصوص مقصود ایمان در این آیه میفرماید:
مقصود از ایمان در بطن قرآن، علی بن ابیطالب علیهالسلام است و هر کس به ولایت ایشان کفر بورزد به تحقیق که عملش نابود است.[6]
در تبیین اینکه بر چه اساسی، مقصود ایمان در این آیه، وجود مبارک امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهماالسلام است، به حدیثی از رسول خدا صلواتاللهعلیهوآله استناد میشود که علاوه بر بسیاری از منابع شیعی، در منابع اهل سنت نیز نقل شده است؛
و آن حدیثی است که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در روز جنگ احزاب (خندق) هنگامی که امیرالمؤمنین علیهالسلام به نبرد با عمر بن عبدود رفت بیان فرمود:
برزَ الإیمانُ کلُّه إلی الشِّرکِ کلِّه[7]
همهی ایمان در برابر همه شرک آشکار شد.
اگر به این حدیث نبوی و حدیث مذکور از امام علیهالسلام دقت شود، تطابق ظریف و دقیق آن عیان میشود!
امام باقر علیهالسلام فرمودند، بطن ایمان در قرآن ولایت امیرالمؤمنین است.
بطن یعنی چیزی که ظاهر نیست؛ و در روز خندق هم، رسول خدا در بیان خود از فعل بَرَز به معنای آشکار شد، استفاده فرمود.
چیزی باید مخفی باشد که آشکار شود، آن چه که مخفی بوده چه بوده است؟
بلی، اینکه حقیقت ایمان، وجود مبارک امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهماالسلام است.
بنابر این، ایمان یکی از نامهای امیرالمؤمنین علیهالسلام در قرآن است!
علامه طباطبایی نیز در المیزان، بعد از بیان مباحث فوق مجدد تأکید میکنند که:
اين را هم بگوئيم كه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در روز جنگ خندق که على (علیهالسلام) را به جنگ با عمرو بن عبدود روانه مىكرد، آن جناب را ايمان خواند، چون در آن روز فرمود: برز الايمان كله الى الكفر كله، و در اين معنا روايات ديگرى نيز هست.[8]
از جمله آیات دیگر قرآن کریم که امیرالمؤمنین علیهالسلام را با عنوان ایمان یاد کرده است، آیهی ۷ از سورهی حجرات است که میفرماید:
حَبَّبَ إِلَیکُمُ الْإِیمانَ[9]
خداوند ایمان را در نزد خدا شما محبوب گرداند.
در کتاب شریف کافی، از امام صادق علیه السلام روایت شده است که مقصود از ایمان در این آیه، که در نزد مؤمنین محبوب شده است، وجود مبارک امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است.[10]
پانوشت:
[1] مائده:۵
[2] (بقره:۲۵۶) - (زخرف:۳۳)
[3] نساء:۱۳۶
[4] (بقره:۱۲۱) - (هود:۱۷)
[5] (آل عمران:۱۹) - (مائده:۱۱۵)
[6] الإیمان فی بطن القرآن علی بن أبی طالب علیه السلام... (تفسیر فرات کوفی: ص۱۲۱) - با همین مضمون: بصائر الدرجات (صفار قمی): ص۹۷ - مناقب (ابن شهر آشوب): ص۹۴ و...
[7] در منابع شیعی: ارشاد القلوب (دیلمی): ج۲، ص۶۴ - الطرائف: (سید بن طاووس): ج۱، ص۶۰ و...
در منابع اهل سنت: ینابیع المودة (القندوزی): ج۱، ص۲۸۱ - حیاة الحیوان الکبری (دمیری): ج۲، ص۲۴۹ و...
[8] المیزان فی التفسیر القرآن (علامه طباطبایی): ج۵، ص۲۱۷و۲۱۸
[9] حجرات:۷
[10] امام صادق علیهالسلام: فی قوله تعالى: "حبب إلیکم الایمان و زینه فی قلوبکم (یعنی أمیر المؤمنین) و کره إلیکم الکفر و الفسوق و و العصیان" الأول و الثانی و الثالث. (الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۱، ص۴۲۶)
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
✅ اگر خداوند سبحان اراده کرده بود، به هنگام بعثت انبیاء، درهاى گنجهاى طلا و معادن زرِ ناب و باغهاى خرّم و سرسبز را به روى آنها میگشود.
و اگر اراده مىکرد که پرندگان آسمان و وحوش زمین را همراه آنها گسیل میداشت،
ولى اگر این کار را مىکرد دیگر آزمایشی در کار نبود و پاداش و جزاى نیکوکاران بىاثر مىشد و وعدههاى الهى بىفایده مىگشت؛
مطیعان، مستحقّ اجر و پاداشِ امتحاندهندگان نمىشدند
و مؤمنان استحقاق ثواب نیکوکاران را نمىیافتند و نامها (نظیر: مسلم، مؤمن، مخلص و...) با معانى خود همراه مطابقت نمیکرد.
اما خداوند سبحان، پیامبران خود را از نظر عزم و اراده، قوى، و از نظر ظاهر، فقیر و تهیدست در چشم مردم قرار داد؛
ولى فقرى توأم با قناعتى که قلبها و چشمها را پر از غنا مىکرد،
همراه با ضعف ظاهرى که چشمها و گوشها(ى دنیاپرستان) را آزار مىداد
(در جهات معنوى، قوى و نیرومند و در جهات مادّى، ساده و به ظاهر نادار بودند).
اگر پیامبران داراى قدرتى بودند که کسى را یاراى مخالفت با آنان نبود، و توانایى و عزتى داشتند که هیچگاه مغلوب نمىشدند، و سلطنت و شوکتى که گردنها به سوى آن کشیده مىشد و از راههاى دور بار سفر به سوى آنان مىبستند - اگر چنین بودند - پذیرش دعوت آنان براى مردم آسانتر و سرکشى در برابر آنان مشکلتر بود
و مردم به جهت ترسى که بر آن ها مستولى مىشد، یا طمع و یا رغبتی که آنان را متمایل به پیامبران مىساخت به آنها ایمان مىآوردند.
در این حال دیگر نیّات و انگیزهها خالص نمیبود.
✅ لَوْ أَرَادَ اللّهُ سُبْحَانَهُ لِاَنْبِیَائِهِ حَیْثُ بَعَثَهُمْ، أَنْ یَفْتَحَ لَهُمْ کُنُوزَ الذُّهْبَانِ، وَ مَعَادِنَ الْعِقْیَانِ، وَ مَغَارِسَ الْجِنَانِ وَ أَنْ یَحْشُرَ مَعَهُمْ طُیُورَ السَّماءِ وَ وُحُوشَ الْاَرَضِینَ لَفَعَلَ، وَ لَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلَاءُ، وَ بَطَلَ الْجَزَاءُ، وَ اضْمَحَلَّتِ الْاَنْبَاءُ، وَ لَمَا وَجَبَ لِلْقَابِلِینَ أُجُورُ الْمُبْتَلِینَ، وَ لا اسْتَحَقَّ الْمُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الْمُحْسِنِینَ، وَ لا لَزِمَتِ الْاَسْمَاءُ مَعَانِیَهَا.
وَ لکِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِی قُوَّةٍ فِی عَزَائِمِهِمْ، وَضَعَفَةً فِیَما تَرَى الْاَعْیُنُ مِنْ حَالاَتِهِمْ، مَعَ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُیُونَ غِنىً، وَ خَصَاصَةٍ تَمْلَأُ الْاَبْصَارَ وَ الْاَسْمَاعَ أَذىً.
وَ لَوْکَانَتِ الْاَنْبِیَاءُ أَهْلَ قُوَّةٍ لا تُرَامُ، وَ عِزَّةٍ لاَتُضَامُ، وَ مُلْکٍ تُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ، وَ تُشَدُّ إِلَیْهِ عُقَدُ الرِّحَالِ؛ لَکَانَ ذَلِکَ أَهْوَنَ عَلَى الْخَلْقِ فِی الإِعْتِبَارِ، وَ أَبْعَدَ لَهُمْ فِی الإِسْتِکْبَارِ، وَ لآمَنُوا عَنْ رَهْبَةٍ قَاهِرَةٍ لَهُمْ، أَوْ رَغْبَةٍ مَائِلَةٍ بِهِمْ، فَکَانَتِ النِّیَّاتُ مُشْتَرَکَةً.
📚 نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه ۱۹۲ (خطبه قاصعه)
@justhadis110