eitaa logo
اندیشکده منجی
88 دنبال‌کننده
45 عکس
16 ویدیو
37 فایل
دعوت به همکاری بین‌المللی برای پروژه‌های تحول افرین اقتصادی جهان براساس نامحدودسازی ( شما یکی ازشرکا اندیشکده نخبگان ط
مشاهده در ایتا
دانلود
--- «اکنون وقت عمل است.» "Now is the time to act."
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اندیشکده منجی : ●هیچ حقیقت علمی نیست مگر آنکه ریشه در سنت الهی دارد؛ هیچ سنت الهی و قرآنی و اهل‌بیتی و قدسی نیست مگر آنکه قابل مشاهده در طبیعت است There Is No Scientific Truth Unless It Is Rooted in Divine Sunnah; There Is No Divine, Qur'anic, Ahl al-Bayti, or Sacred Sunnah Unless It Is Observable in Nature نویسنده: سید منصور محمدی کچپی اندیشکده منجی | بهمن ۱۴۰۴ --- چکیده این مقاله به تبیین نظریه «علوم وحی‑تجربه‌پذیر» می‌پردازد که بر اساس آن، تمامی حقایق علمی ریشه در سنت‌های الهی دارند و تمامی سنت‌های الهی (اعم از قرآنی، اهل‌بیتی و قدسی) قابل مشاهده و آزمون در طبیعت هستند. مقاله با نقد دوگانه‌انگاری علم و دین در تمدن غربی، نشان می‌دهد که جدایی معرفت بشری از منبع وحیانی، نه تنها به سکولاریسم علمی، بلکه به تحجر دینی انجامیده است. در مقابل، نظریه «توحید معرفت» مطرح می‌شود که بر اساس آن، حقیقت یکپارچه است و علم و دین دو وجه از یک حقیقت واحدند. روش پیشنهادی برای تحقق این نظریه، الگوی پنج‌مرحله‌ای «رنسانس قدسی» است که از استخراج سنت الهی تا تولید فناوری توحیدی را شامل می‌شود. کلیدواژه‌ها: سنت الهی، علوم وحی‑تجربه‌پذیر، الهیات فناوری، رنسانس قدسی، توحید معرفت، قرآن و علم --- Abstract This article explains the theory of "Revelation-Empirical Sciences," according to which all scientific truths are rooted in Divine Sunnahs, and all Divine Sunnahs (whether Qur'anic, Ahl al-Bayti, or Sacred) are observable and testable in nature. Critiquing the duality of science and religion in Western civilization, the article shows that the separation of human knowledge from its revealed source has led not only to scientific secularism but also to religious petrification. In contrast, the theory of "Tawhid of Knowledge" is proposed, according to which truth is unified and science and religion are two aspects of one reality. The proposed method for realizing this theory is the five-stage "Sacred Renaissance" model, which ranges from extracting Divine Sunnah to producing monotheistic technology. Keywords: Divine Sunnah, Revelation-Empirical Sciences, Theology of Technology, Sacred Renaissance, Tawhid of Knowledge, Qur'an and Science --- مقدمه: پایان دوگانه‌انگاری علم و دین برای بیش از سه قرن، تمدن غربی بر اساس دوگانه‌انگاری علم و دین سازمان یافت. از یک سو، علم تجربی به مثابه یگانه منبع معرفت یقینی معرفی شد و از سوی دیگر، دین به قلمرو شخصی و وجدان فردی تبعید گردید. این دوگانه‌انگاری، ریشه در فلسفه دکارتی و بعدها در پوزیتیویسم منطقی داشت که گزاره‌های دینی را فاقد معنای شناختی می‌دانست . اما این جدایی، نه برای علم سودمند بود و نه برای دین. علم بدون دین، به ابزاری در خدمت قدرت و ثروت تبدیل شد و دین بدون علم، به مجموعه‌ای از مناسک بی‌روح و عقاید تحجرآمیز فروکاست. نتیجه آن، بحران معنا در غرب و انفعال تمدن اسلامی در برابر موج فناوری‌های سکولار بود. این مقاله در صدد است تا نظریه‌ای بدیل ارائه دهد: نظریه توحید معرفت. بر اساس این نظریه، حقیقت یکپارچه است و علم و دین دو وجه از یک حقیقت واحدند. هیچ حقیقت علمی نیست مگر آنکه ریشه در سنت الهی دارد؛ و هیچ سنت الهی نیست مگر آنکه در طبیعت قابل مشاهده و آزمون است. --- بخش اول: چیستی سنت الهی ۱. تعریف سنت الهی «سنت الهی» در قرآن کریم به معنای قوانین تغییرناپذیری است که خداوند بر نظام هستی حاکم کرده است. این سنت‌ها هم در عالم تکوین (طبیعت) جاری‌اند و هم در عالم تشریع (دین) و هم در تاریخ و اجتماع. قرآن می‌فرماید: «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» (احزاب: ۶۲) «این سنت خداوند در میان گذشتگان است و هرگز برای سنت خدا تبدیلی نخواهی یافت.» بنابراین، سنت الهی دارای ویژگی‌های زیر است: · تغییرناپذیری: قابل تبدیل و تعویض نیست. · عمومیت: در تمام اعصار و برای تمام اقوام جاری است. · قابل کشف: انسان می‌تواند با ابزارهای معرفتی خود، این سنت‌ها را کشف کند. ۲. سنت الهی در قرآن قرآن کریم مملو از اشاره به سنت‌های الهی در طبیعت است. برخی از مهم‌ترین این سنت‌ها عبارتند از: سنت الهی آیه مفهوم علمی سنت «فلق» «فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَىٰ» (انعام: ۹۵) شکافته شدن دانه و هسته، نماد سیستم‌های خودسازمان‌ده
سنت «میزان» «وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ» (رحمن: ۷) قانون تعادل و اندازه‌گیری در طبیعت سنت «انزال حدید» «وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ» (حدید: ۲۵) نزول آهن از آسمان (منشأ فرازمینی فلزات) سنت «زوجیت» «وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ» (ذاریات: ۴۹) جفت‌بودن همه موجودات (اصل زوجیت در فیزیک کوانتوم) سنت «سبح» «وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ» (اسراء: ۴۴) تسبیح موجودات (نظم و شعور در طبیعت) ۳. سنت اهل‌بیتی اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) به عنوان مفسران قرآن، سنت‌های الهی را در قالب روایات برای بشریت تبیین کرده‌اند. پروژه «رضوان» اندیشکده منجی، با پردازش ۱٫۲ میلیون روایت، موفق به استخراج ۲۰۰ سنت تجربی از معارف اهل‌بیت شده است [پیوست ۱۲]. برخی از این سنت‌ها عبارتند از: · سنت «شفاء در عسل»: روایات متعدد بر شفابخشی عسل تأکید دارند و علم مدرن نیز این حقیقت را کشف کرده است. · سنت «نگاه و انتقال بیماری»: روایات از تأثیر نگاه بر انتقال بیماری خبر داده‌اند که امروز با عنوان «نگاه خیره» در روان‌شناسی و نوروبیولوژی مطالعه می‌شود. · سنت «آب حیات»: روایات از آبی که حیات را تجدید می‌کند سخن گفته‌اند که می‌تواند به خواص نانوتکنولوژیکی آب اشاره داشته باشد. ۴. سنت قدسی منظور از «سنت قدسی»، قوانین حاکم بر عوالم فرامادی (ملکوت و جبروت) است که اگرچه مستقیماً با حواس ظاهری قابل درک نیستند، اما آثار آنها در عالم طبیعت قابل مشاهده است. به عنوان مثال، سنت «ولایت» که حاکم بر نظام هدایت است، در تحولات تاریخی و اجتماعی قابل ردیابی است. --- بخش دوم: علم به مثابه کشف سنت الهی ۱. بازتعریف علم اگر علم را «کشف نظام‌مند قوانین حاکم بر طبیعت» تعریف کنیم، آنگاه علم چیزی جز کشف سنت‌های الهی نیست. هر قانون علمی که بشر کشف می‌کند، در حقیقت دارد یکی از سنت‌های خداوند را بازخوانی می‌کند. تفاوت در این است که دانشمند مؤمن، این کشف را به منبع آن متصل می‌کند و دانشمند سکولار، آن را بریده از خدا می‌بیند. قرآن می‌فرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» (فصلت: ۵۳) «به زودی نشانه‌های خود را در افق‌ها و در جان‌هایشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن شود که او حق است.» این آیه، برنامه پژوهشی بلندمدتی را ترسیم می‌کند که در آن، «آیات تکوینی» (نشانه‌های طبیعت) و «آیات انفسی» (نشانه‌های درون انسان) هر دو به سوی یک حقیقت (الحق) راهنمایی می‌کنند. ۲. نقد علم سکولار علم سکولار با قطع رابطه میان طبیعت و ماوراء طبیعت، خود را از منبع معنا محروم کرده است. نتیجه این محرومیت، بحران‌هایی است که امروز گریبانگیر تمدن بشری شده است: · بحران محیط زیست: طبیعت به مثابه ابزار، نه به مثابه آیت. · بحران معنا: پیشرفت مادی بدون غایت معنوی. · بحران اخلاق: علم بدون مسئولیت. · بحران هویت: انسان به مثابه کاربر، نه به مثابه خلیفه. همان‌طور که یک فیلسوف دین معاصر اشاره کرده است، اگر ادعاهای دینی را به عنوان فرضیه‌های علمی در نظر بگیریم، تقریباً به طور قطع نادرست هستند. اما اگر آنها را به عنوان بخشی از اخلاق و معنای زندگی در نظر بگیریم، می‌توانند صادق باشند . با این حال، نظریه ما فراتر از این رفته و مدعی است که سنت‌های الهی، در عین حال که حامل معنا و جهت‌دهی اخلاقی هستند، در طبیعت نیز قابل مشاهده و آزمون می‌باشند. ۳. علم توحیدی در مقابل، علم توحیدی بر این مبنا استوار است که طبیعت، آیینه اسما و صفات خداست. هر پدیده طبیعی، جلوه‌ای از اسمی از اسما الهی است. بنابراین، مطالعه طبیعت، مطالعه تجلیات الهی است و دانشمند توحیدی، در مقام عبادت، به این مطالعه می‌پردازد. ویژگی‌های علم توحیدی: · هدفمند: در جستجوی غایت نهایی (قرب الهی). · متعهد: مسئول در برابر خالق و خلق. · جامع: پیونددهنده عقل و وحی و تجربه. · قدسی: ناظر به باطن هستی. --- بخش سوم: مشاهده‌پذیری سنت الهی ۱. مفهوم «مشاهده» منظور از «مشاهده در طبیعت»، صرفاً مشاهده حسی نیست. بلکه شامل: · مشاهده مستقیم: با حواس ظاهری (مانند مشاهده رشد گیاه). · مشاهده با ابزار: با کمک تجهیزات علمی (مانند مشاهده میکروب با میکروسکوپ). · مشاهده آثار: از طریق ردیابی نتایج (مانند مشاهده نیروی جاذبه از طریق سقوط اجسام). · مشاهده عقلی: از طریق استدلال و برهان (مانند مشاهده نظم در طبیعت). · مشاهده شهودی: از طریق کشف و شهود باطنی (مانند مشاهده جمال الهی در طبیعت). ۲. چالش‌های مشاهده‌پذیری برخی ممکن است اشکال کنند که سنت‌های الهی فراتر از دسترس علم تجربی هستند. پاسخ این است که:
· بسیاری از سنت‌های الهی مستقیماً قابل مشاهده‌اند (مانند سنت «زوجیت» در گیاهان). · بسیاری دیگر از طریق آثارشان قابل ردیابی هستند (مانند سنت «ولایت» در تاریخ). · برخی سنت‌ها نیازمند توسعه ابزارهای جدید برای مشاهده هستند (مانند سنت «تسبیح موجودات» که نیازمند فیزیک جدید است). · هیچ سنت الهی نیست که به نحوی از انحا با عالم طبیعت مرتبط نباشد وگرنه لغو و بیهوده می‌شد. ۳. نمونه‌های عینی نمونه ۱: سنت «انزال حدید» قرآن می‌فرماید: «وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ» (حدید: ۲۵). علم مدرن تأیید کرده است که آهن موجود در زمین، منشأ فرازمینی دارد و از طریق برخورد شهاب‌سنگ‌ها به زمین آمده است. این یک سنت الهی است که با علم تجربی تأیید شده است. نمونه ۲: سنت «فلق» قرآن از «شکافنده دانه و هسته» سخن می‌گوید (انعام: ۹۵). امروز می‌دانیم که درون دانه، سیستم پیچیده‌ای از اطلاعات ژنتیکی وجود دارد که تحت شرایط مناسب، فعال شده و گیاه را از دل دانه می‌شکافد. این یک سنت الهی قابل مشاهده است. نمونه ۳: سنت «میزان» قرآن بر «میزان» در طبیعت تأکید دارد (رحمن: ۷-۹). امروز قوانین ترمودینامیک، بقای جرم و انرژی، و تعادل‌های شیمیایی، همه تجلی همین سنت هستند. --- بخش چهارم: روش‌شناسی استخراج علم از سنت ۱. الگوی پنج‌مرحله‌ای رنسانس قدسی اندیشکده منجی، الگویی پنج‌مرحله‌ای برای استخراج علم از سنت‌های الهی طراحی کرده است [جلد چهارم، فصل ۱۲۴-۱۲۸]: مرحله اول: استخراج سنت الهی از قرآن شناسایی آیاتی که به سنت‌های تکوینی اشاره دارند و استخراج بانک سنت‌های قرآنی. مرحله دوم: ترجمه سنت الهی به فرضیه آزمون‌پذیر تبدیل بیان قرآنی به زبان علمی و صورتبندی فرضیه‌ای قابل آزمون. مرحله سوم: داوری تجربی طراحی آزمایش و گردآوری داده برای آزمون فرضیه. مرحله چهارم: بازگشت به قرآن (تفسیر شبکه‌ای نتایج) تفسیر یافته‌های علمی در پرتو قرآن و کشف لایه‌های عمیق‌تر معنایی. مرحله پنجم: تولید فناوری و تمدن تبدیل دانش حاصل به فناوری‌های خدمتگزار بشریت. ۲. تفاوت با رویکردهای پیشین رویکردهای پیشین در «علم و دین» معمولاً به دنبال تطبیق یافته‌های علمی با متون دینی بودند (هماهنگ‌سازی). اما رویکرد ما متفاوت است: رویکرد سنتی رویکرد رنسانس قدسی تطبیق پسینی استخراج پیشینی دفاعی تهاجمی تفسیر علمی آیات استخراج سنت از آیات مصرف‌کننده علم تولیدکننده علم برخی نویسندگان پیشین مانند موریس بوکای، تلاش کردند با تطبیق آیات قرآن با یافته‌های علمی، صحت قرآن را اثبات کنند . این رویکرد اگرچه ارزشمند است، اما در رویکرد رنسانس قدسی، ما فراتر رفته و از قرآن به عنوان منبع تولید فرضیه‌های علمی جدید استفاده می‌کنیم، نه صرفاً تأییدکننده یافته‌های موجود. ۳. الزامات روش‌شناختی برای تحقق این الگو، الزامات زیر ضروری است: · اجتهاد جمعی میان‌رشته‌ای: همکاری مجتهدان، دانشمندان و مهندسان. · توسعه ابزارهای هوش مصنوعی: برای پردازش متون دینی و تطبیق با یافته‌های علمی. · آزمایشگاه‌های مشترک: ایجاد فضاهای آزمایشگاهی که در آنها علم و دین در تعامل باشند. · زبان مشترک: توسعه واژگانی که هم در علوم تجربی و هم در علوم دینی قابل فهم باشد. --- بخش پنجم: نقد رویکردهای رقیب ۱. تحجر دینی تحجر دینی، سنت‌های الهی را منحصر به عالم تشریع می‌داند و از جریان آنها در طبیعت غافل است. این رویکرد، دین را به مجموعه‌ای از مناسک فردی و احکام خشک فرو می‌کاهد و از توانایی دین برای تولید علم و تمدن غافل می‌ماند. ۲. سکولاریسم علمی سکولاریسم علمی، طبیعت را از خدا بریده می‌بیند و قوانین طبیعی را مستقل از خالق مطالعه می‌کند. این رویکرد، اگرچه به پیشرفت‌های فنی انجامیده، اما در نهایت به بحران معنا و اخلاق منجر شده است . ۳. علم‌زدگی دینی علم‌زدگی دینی، می‌کوشد به هر قیمتی یافته‌های علمی را با متون دینی تطبیق دهد. این رویکرد، هم به علم خیانت می‌کند (چون علم را از پویایی می‌اندازد) و هم به دین (چون دین را وابسته به نظریه‌های موقت علمی می‌کند). ۴. ایمان‌گرایی افراطی ایمان‌گرایی افراطی، عقل و تجربه را در حوزه دین ناکارآمد می‌داند و دین را به قلمرو ایمان شخصی تبعید می‌کند. این رویکرد، دین را از عرصه‌های عمومی و تمدنی کنار می‌زند. رویکرد «رنسانس قدسی» از میان این دو راه خطرناک عبور می‌کند: نه علم را از دین جدا می‌کند و نه دین را به علم فرو می‌کاهد. سنت‌های الهی، هم حقیقت علمی دارند و هم حامل معنا و جهت‌گیری قدسی. --- نتیجه‌گیری: به سوی تمدن جدید نظریه «علوم وحی‑تجربه‌پذیر» که در این مقاله تبیین شد، افق جدیدی را پیش روی بشریت می‌گشاید. اگر علم، کشف سنت‌های الهی باشد و اگر سنت‌های الهی در طبیعت قابل مشاهده باشند، آنگاه دیگر دوگانه‌ای میان علم و دین وجود نخواهد داشت. آنچه هست، یک حقیقت واحد است که از دو منظر (علمی و دینی) قابل مطالعه است.
پیامدهای این نظریه عبارتند از: ۱. تولید علم جدید: با استخراج سنت‌های الهی از قرآن و روایات، می‌توان به فرضیه‌های علمی جدیدی دست یافت که پیش از این به ذهن دانشمندان خطور نکرده بود. ۲. حل بحران معنا: علمی که حامل سنت الهی باشد، نمی‌تواند بی‌معنا باشد. هر کشف علمی، دریچه‌ای به سوی شناخت خدا می‌گشاید. ۳. اتحاد علم و دین: دیگر نیازی به دو زبان مجزا برای علم و دین نیست. یک زبان واحد می‌تواند هم حقایق علمی و هم حقایق دینی را بیان کند. ۴. تمدن قدسی: بر اساس این نظریه، می‌توان تمدنی بنا کرد که در آن مسجد و دانشگاه، آزمایشگاه و حوزه علمیه، در کنار هم و در تعامل با یکدیگر، به سوی یک هدف واحد حرکت کنند: قرب الهی. اندیشکده منجی، با اعلام پروژه «رنسانس قدسی»، از تمامی اندیشمندان، دانشمندان و مجتهدان جهان اسلام دعوت می‌کند تا در این حرکت تمدنی مشارکت جویند. زمان آن فرا رسیده که مسلمانان از انفعال علمی خارج شده و با اتکا به منابع غنی خود (قرآن و عترت)، به تولید علم و فناوری بپردازند؛ علمی که نه تنها دنیای انسان‌ها را آباد می‌کند، بلکه آنان را به خدا نزدیک‌تر می‌سازد. --- منابع 1. قرآن کریم 2. کلینی، محمد بن یعقوب. (۱۳۶۵). الکافی. تهران: دارالکتب الاسلامیه. 3. مجلسی، محمدباقر. (۱۴۰۳). بحارالانوار. بیروت: دار احیاء التراث العربی. 4. Bardon, A. (2019). The Truth About Denial: Bias and Self-Deception in Science, Politics, and Religion. Oxford University Press. 5. Fleischacker, S. (2011). Divine Teaching and the Way of the World: A Defense of Revealed Religion. Oxford University Press. 6. Bucaille, M. (1976). The Bible, The Qur'an and Science. Paris: Seghers. 7. اندیشکده منجی. (۱۴۰۶). مجموعه آثار ۱۴۰۴-۱۴۰۶: از نظریه «ولایت شیطانی» تا الگوی پنج‌محوری اجتهاد جمعی فناورانه و رنسانس قدسی. تهران: اندیشکده منجی. --- پیوست: برای مطالعه تفصیلی، رجوع شود به جلد چهارم مجموعه آثار اندیشکده منجی: «رنسانس قدسی و مهندسی علوم وحی‑تجربه‌پذیر» (فصل‌های ۱۱۹ تا ۱۶۰). --- 📞 اندیشکده منجی: ۰۹۱۱۲۵۲۱۱۴۰ 📍 تهران - بهمن ۱۴۰۴ 🌐 @manji_thinktank --- «اکنون وقت عمل است»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اندیشکده منجی : ●●روش‌شناسی استخراج علم از سنت و روش‌شناسی استخراج سنت از علم: پایه‌های رنسانس قدسی اجتهادی Methodology of Extracting Science from Sunnah and Methodology of Extracting Sunnah from Science: The Foundations of Ijtihad-Based Sacred Renaissance نویسنده: سید منصور محمدی کچپی اندیشکده منجی | بهمن ۱۴۰۴ --- چکیده این مقاله به تبیین دو روش‌شناسی بنیادین برای تحقق «رنسانس قدسی» می‌پردازد: روش‌شناسی استخراج علم از سنت (رویکرد نزولی) و روش‌شناسی استخراج سنت از علم (رویکرد صعودی). در روش نخست، سنت‌های الهی مستخرج از قرآن و عترت، به فرضیه‌های علمی آزمون‌پذیر تبدیل شده و در فرایند داوری تجربی قرار می‌گیرند. در روش دوم، یافته‌های علمی معتبر، به مثابه کشف سنت‌های الهی تفسیر شده و در شبکه معنایی وحی جایابی می‌شوند. این دو روش‌شناسی، در چارچوب «اجتهاد جمعی میان‌رشته‌ای» و با بهره‌گیری از هوش مصنوعی و داده‌کاوی، پایه‌های رنسانس قدسی را تشکیل می‌دهند. مقاله نشان می‌دهد که این روش‌شناسی دوگانه، نه تنها دوگانه‌انگاری علم و دین را حل می‌کند، بلکه افق جدیدی برای تولید علم توحیدی و تمدن‌سازی قدسی می‌گشاید. کلیدواژه‌ها: روش‌شناسی استخراج علم، سنت الهی، علوم وحی‑تجربه‌پذیر، اجتهاد جمعی، رنسانس قدسی، هوش مصنوعی، داده‌کاوی متون دینی --- Abstract This article explains two fundamental methodologies for realizing the "Sacred Renaissance": the methodology of extracting science from Sunnah (descending approach) and the methodology of extracting Sunnah from science (ascending approach). In the first method, Divine Sunnahs extracted from the Qur'an and `Itrat are transformed into testable scientific hypotheses and subjected to empirical evaluation. In the second method, valid scientific findings are interpreted as discoveries of Divine Sunnahs and positioned within the semantic network of revelation. These two methodologies, within the framework of "collective interdisciplinary ijtihad" and utilizing artificial intelligence and data mining, form the foundations of the Sacred Renaissance. The article demonstrates that this dual methodology not only resolves the duality of science and religion but also opens new horizons for producing monotheistic science and sacred civilization-building. Keywords: Extraction Methodology, Divine Sunnah, Revelation-Empirical Sciences, Collective Ijtihad, Sacred Renaissance, Artificial Intelligence, Religious Text Data Mining --- مقدمه: بحران روش‌شناسی در علوم دینی و تجربی برای بیش از یک قرن، دوگانه‌انگاری روش‌شناختی میان علوم دینی و علوم تجربی، مانع اصلی تحقق تمدن اسلامی بوده است. از یک سو، حوزه‌های علمیه با روش‌های سنتی اجتهاد، به تولید معرفت دینی اشتغال داشته و از سوی دیگر، دانشگاه‌ها با روش‌های تجربی، به تولید علم سکولار مشغول بوده‌اند. این جدایی روش‌شناختی، نه تنها به تولید علم دینی منجر نشده، بلکه مسلمانان را به مصرف‌کنندگان علم غربی تبدیل کرده است . پرسش اساسی این است: چگونه می‌توان میان این دو قلمرو معرفتی پل زد؟ چگونه می‌توان از قرآن و سنت، علم استخراج کرد؟ و چگونه می‌توان یافته‌های علمی را در چارچوب سنت تفسیر نمود؟ این مقاله در پاسخ به این پرسش‌ها، دو روش‌شناسی مکمل را پیشنهاد می‌کند: روش‌شناسی استخراج علم از سنت (رویکرد نزولی) و روش‌شناسی استخراج سنت از علم (رویکرد صعودی). این دو روش‌شناسی، در تعامل با یکدیگر، چرخه تولید علم توحیدی را شکل می‌دهند و پایه‌های رنسانس قدسی را بنا می‌نهند. همان‌طور که در پژوهش‌های میان‌رشته‌ای معاصر نشان داده شده، کاربرد تکنیک‌های پردازش زبان طبیعی و فناوری‌های اطلاعاتی می‌تواند درک عینی‌تری از نظام‌های فکری متون کلاسیک فراهم آورد . این رویکردها، که در سیستم‌های تحلیل متون کلاسیک پیاده‌سازی شده‌اند، قابلیت کاربرد برای سایر نظام‌های فکری نوشته‌شده بر روی پیکره‌های متنی را دارند و می‌توانند مکمل ارزشمندی برای روش‌های سنتی ادبی در حوزه‌هایی مانند فلسفه و الهیات باشند . --- بخش اول: مبانی نظری و چارچوب مفهومی ۱. تعریف مفاهیم پایه سنت الهی: قوانین تغییرناپذیری که خداوند بر نظام هستی (تکوین، تشریع، تاریخ) حاکم کرده است. قرآن می‌فرماید: «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» (احزاب: ۶۲). علم: کشف نظام‌مند سنت‌های الهی در طبیعت و ارائه مدل‌های پیش‌بینی‌کننده و کنترل‌کننده پدیده‌ها. علوم وحی‑تجربه‌پذیر: علومی که هم ریشه در منابع وحیانی دارند و هم در بوته تجربه آزموده می‌شوند [جلد چهارم، فصل ۱۲۱].
همان‌طور که در پژوهش‌های فیلوژنتیک فرهنگی نشان داده شده، واحدهای فرهنگی مختلف ممکن است تاریخ‌های تبارشناختی متفاوتی داشته باشند . این رویکرد می‌تواند برای تحلیل سنت‌های فکری و تمایز میان اجزای اصلی و فرعی در یک سنت دینی به کار گرفته شود. --- بخش سوم: روش‌شناسی استخراج سنت از علم (رویکرد صعودی) این روش‌شناسی، فرایند معکوس را دنبال می‌کند: از یافته‌های علمی معتبر به کشف سنت‌های الهی می‌رسد. این رویکرد شامل هفت مرحله است: ۱. مرحله رصد و پایش یافته‌های علمی کلیه یافته‌های علمی معتبر (از فیزیک و شیمی تا زیست‌شناسی و روان‌شناسی) رصد و پایش می‌شوند. این رصد باید: · جامع و فراگیر باشد · به‌روز باشد · اولویت‌بندی شده باشد ۲. مرحله استخراج هسته علمی از هر یافته علمی، «هسته علمی» آن استخراج می‌شود. منظور از هسته علمی: · اصل یا قانون کشف‌شده · رابطه علی معتبر · الگوی تکرارشونده · ساختار یا فرایند بنیادین ۳. مرحله تطبیق با بانک سنت‌ها هسته علمی استخراج‌شده، با بانک سنت‌های الهی (قرآنی و روایی) تطبیق داده می‌شود. این تطبیق می‌تواند: · تطابق کامل (همان سنت) · تطابق نسبی (مشابه سنت) · تطابق مفهومی (مرتبط با سنت) · عدم تطابق (سنت جدید) پروژه‌های پژوهشی متعددی امکان استخراج مفاهیم از منابع دانش دینی و ساخت سیستم‌های تحلیل متون کلاسیک را نشان داده‌اند. این سیستم‌ها با طراحی شیءگرا، قابلیت کاربرد برای سایر نظام‌های فکری نوشته‌شده بر روی هر پیکره متنی را دارند . ۴. مرحله پیوندکاوی و کشف ارتباطات با استفاده از الگوریتم‌های پیوندکاوی (Link Mining)، ارتباطات میان سنت‌های الهی و یافته‌های علمی کشف می‌شود. این الگوریتم‌ها: · شبکه‌های معنایی می‌سازند · خوشه‌های مرتبط را شناسایی می‌کنند · روابط پنهان را آشکار می‌سازند همان‌طور که در سیستم‌های هرمنوتیک دیجیتال پیشنهاد شده، می‌توان با استفاده از رویکرد تحلیل استنادی برای شناسایی روابط میان یک متن هدف و سایر متون مرتبط، تفسیر معنایی خودکار را انجام داد . این سیستم‌ها می‌توانند با در نظر گرفتن بخش‌های مختلف و اشکال مختلف داده به عنوان اشیاء و توابع تحلیلی به عنوان ماژول، تفسیر معنایی انعطاف‌پذیر و پیچیده‌تری شبیه به انسان ارائه دهند. ۵. مرحله تولید فرضیه قرآن‑روایت‑بنیان بر اساس تطبیق و پیوندکاوی، فرضیه‌های علمی جدیدی تولید می‌شوند که ریشه در سنت‌های الهی دارند. این فرضیه‌ها: · از منابع دینی الهام گرفته‌اند · با یافته‌های علمی موجود سازگارند · پیش‌بینی‌های جدیدی ارائه می‌دهند ۶. مرحله داوری تجربی (چرخه نزولی) فرضیه‌های تولیدشده، وارد چرخه نزولی (روش‌شناسی استخراج علم از سنت) شده و در بوته آزمایش تجربی قرار می‌گیرند. ۷. مرحله تولید دانش و فناوری جدید در صورت تأیید تجربی، فرضیه‌ها به دانش و فناوری جدید تبدیل می‌شوند. ۸. مرحله غنی‌سازی بانک سنت‌ها یافته‌های جدید، بانک سنت‌های الهی را غنی‌تر می‌کنند و فهم عمیق‌تری از سنت‌ها به دست می‌دهند. روش‌شناسی ترکیبی نقیب العطاس برای تحقق علوم اسلامی، شامل روش ترکیبی (استنباطی فردی، شهودی، عقلی و تجربی)، اسلامی‌سازی زبان و کاربرد روش‌های تفسیری و هرمنوتیکی در مطالعه پدیده‌های طبیعی و انسانی است . این رویکرد می‌تواند الهام‌بخش روش‌شناسی دوگانه ما باشد. --- بخش چهارم: هسته رنسانس قدسی: اجتهاد جمعی میان‌رشته‌ای ۱. چیستی اجتهاد جمعی اجتهاد جمعی، فرایندی است که در آن گروهی از متخصصان علوم مختلف (فقه، اصول، تفسیر، علوم تجربی، مهندسی، علوم انسانی) با همکاری یکدیگر، به استنباط معرفت دینی‑علمی می‌پردازند. این اجتهاد: · فراتر از اجتهاد فردی است · میان‌رشته‌ای است · نظام‌مند و روشمند است · مستمر و پویا است همان‌طور که در مفهوم «تجدید» (tajdīd) در اندیشه اسلامی مطرح است، هر مجددی باید بتواند دین را برای زمان خود بازآفرینی کند . اما در عصر ما، این تجدید بدون همکاری جمعی متخصصان میسر نیست. ۲. ارکان اجتهاد جمعی رکن وظایف نمایندگان مجتهدان دینی استخراج سنت از منابع، تضمین اصالت فقها، مفسران، محدثان دانشمندان تجربی ترجمه سنت به علم، طراحی آزمایش فیزیکدانان، زیست‌شناسان، شیمی‌دانان مهندسان و فناوران تبدیل علم به فناوری مهندسان کامپیوتر، برق، مکانیک دانشمندان علوم انسانی تحلیل ابعاد انسانی و اجتماعی روان‌شناسان، جامعه‌شناسان متخصصان هوش مصنوعی پردازش داده‌ها، مدل‌سازی دانشمندان داده، برنامه‌نویسان ۳. نهادینه‌سازی اجتهاد جمعی برای نهادینه‌سازی اجتهاد جمعی، نیاز به ساختارهای زیر است: الف) مجمع فقه فناوری: نهادی متشکل از فقها و مهندسان برای صدور فتاوای فناورانه [پیوست ۸]. ب) قرارگاه عملیاتی شبکه حقیقت: ساختاری اجرایی برای پیاده‌سازی فناوری‌های توحیدی [پیوست ۹]. ج) آزمایشگاه‌های مشترک: فضاهایی که در آنها مجتهدان و دانشمندان در تعامل مستمر باشند.
۲. اصول حاکم بر روش‌شناسی دوگانه اصل اول: وحدت حقیقت حقیقت یکپارچه است و علم و دین دو وجه از یک حقیقت واحدند. طبیعت، تجلی سنت‌های الهی و وحی، بیان آن سنت‌ها به زبان هدایت است. اصل دوم: تعامل دو سویه رابطه علم و سنت، یک‌طرفه نیست. هم می‌توان از سنت به علم رسید و هم از علم به سنت. این دو روش‌شناسی، مکمل یکدیگرند. اصل سوم: اجتهاد جمعی میان‌رشته‌ای هیچ فرد به تنهایی نمی‌تواند از عهده این روش‌شناسی برآید. نیاز به تیم‌های مرکب از مجتهدان، دانشمندان و مهندسان است. اصل چهارم: بهره‌گیری از فناوری‌های نوین هوش مصنوعی، داده‌کاوی و پردازش زبان طبیعی، ابزارهای ضروری برای تحقق این روش‌شناسی در مقیاس تمدنی هستند. تحقیقات نشان داده است که سیستم‌های هرمنوتیک دیجیتال (Digital Hermeneutics System) می‌توانند تفسیر معنایی خودکار مبتنی بر تحلیل استنادی را برای متون کلاسیک فراهم آورند و امکان مقایسه ویژگی‌های مکاتب مختلف فکری را فراهم کنند . ۳. تمایز از رویکردهای رقیب رویکرد ویژگی‌ها نقد تطبیق‌گرایی تطبیق پسینی یافته‌های علمی با متون دینی انفعالی، دفاعی، وابسته به نظریات موقت استخراج صرف استخراج مستقیم نظریه علمی از متن دینی سطحی‌نگری، فقدان روش‌شناسی دقیق تفکیک‌گرایی جدایی قلمرو علم و دین دوگانه‌انگاری معرفتی رنسانس قدسی تعامل روشمند دو سویه با حفظ هویت هر حوزه فعال، تهاجمی، تولیدگرا --- بخش دوم: روش‌شناسی استخراج علم از سنت (رویکرد نزولی) این روش‌شناسی، فرایند تبدیل سنت‌های الهی به علوم تجربی را شامل می‌شود و شامل هفت مرحله اصلی است: ۱. مرحله شناسایی و استخراج سنت از منابع دینی در این مرحله، سنت‌های الهی از قرآن و روایات استخراج می‌شوند. برای این منظور، دو رویکرد مکمل وجود دارد: الف) استخراج دستی توسط خبرگان: مجتهدان و مفسران با روش‌های سنتی، آیات و روایات مرتبط با سنت‌های تکوینی را شناسایی می‌کنند. برای نمونه، آیات مربوط به «فلق» (شکافتن دانه)، «میزان» (تعادل)، «انزال حدید» (نزول آهن)، «زوجیت» و «تسبیح موجودات». ب) استخراج با کمک هوش مصنوعی: الگوریتم‌های پردازش زبان طبیعی و یادگیری عمیق، می‌توانند در مقیاس وسیع، متون دینی را کاویده و سنت‌های الهی را استخراج کنند. پروژه «رضوان» اندیشکده منجی، با پردازش ۱٫۲ میلیون روایت، موفق به استخراج ۲۰۰ سنت تجربی از معارف اهل‌بیت (ع) شده است [پیوست ۱۰ و ۱۲]. پژوهش‌های مشابه در حوزه متون دینی، نشان داده است که می‌توان با استفاده از تحلیل شبکه‌ای عناصر متنی و استخراج خوشه‌های سلسله‌مراتبی، پیام‌های ویراستاری مرکزی را از مجموعه‌ای از متون استخراج کرد که با پیام‌های مرکزی حاصل از تحلیل‌های متنی معمول متفاوت است . این روش‌های عددی می‌توانند روش‌های سنتی ادبی را تکمیل کنند. ۲. مرحله دسته‌بندی و اولویت‌بندی سنت‌ها سنت‌های استخراج‌شده بر اساس معیارهای زیر دسته‌بندی و اولویت‌بندی می‌شوند: · میزان صراحت دلالت بر یک پدیده طبیعی · قابلیت تبدیل به فرضیه آزمون‌پذیر · درجه اعتبار سند (در روایات) · ظرفیت تمدنی و قابلیت فناورانه ۳. مرحله ترجمه سنت به زبان علمی در این مرحله، سنت الهی که به زبان دینی بیان شده، به زبان علم ترجمه می‌شود. این ترجمه شامل: · شناسایی متغیرهای اصلی · تعریف عملیاتی مفاهیم · صورتبندی در قالب روابط ریاضی و منطقی مثال: سنت «فلق» (فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَىٰ) به این فرضیه ترجمه می‌شود: «درون دانه و هسته، سیستم اطلاعاتی پیچیده‌ای وجود دارد که تحت شرایط محیطی مناسب، فعال شده و گیاه را از دل دانه می‌شکافد.» ۴. مرحله طراحی فرضیه و پیش‌بینی بر اساس سنت ترجمه‌شده، فرضیه‌های علمی طراحی می‌شوند. این فرضیه‌ها باید: · قابلیت ابطال‌پذیری داشته باشند · پیش‌بینی‌های دقیق ارائه دهند · با سایر یافته‌های علمی سازگار باشند ۵. مرحله طراحی آزمایش و گردآوری داده آزمایش‌ها و مطالعات میدانی برای آزمون فرضیه‌ها طراحی می‌شوند. در این مرحله: · روش‌های تجربی استاندارد به کار گرفته می‌شوند · داده‌ها با دقت گردآوری می‌شوند · از گروه‌های کنترل و تکرار استفاده می‌گردد ۶. مرحله داوری تجربی و تحلیل نتایج داده‌های گردآوری‌شده با روش‌های آماری و ریاضی تحلیل شده و فرضیه‌ها داوری می‌شوند. نتایج می‌توانند: · فرضیه را تأیید کنند · فرضیه را رد کنند · فرضیه را اصلاح‌شده تأیید کنند ۷. مرحله بازگشت تفسیری و تولید نظریه نتایج تجربی در پرتو سنت الهی تفسیر می‌شوند. این «بازگشت تفسیری» موجب: · فهم عمیق‌تر سنت الهی · کشف لایه‌های جدید معنایی · اصلاح و تکمیل روش‌شناسی ۸. مرحله تولید فناوری و کاربرد تمدنی در نهایت، دانش حاصل به فناوری‌های خدمتگزار بشریت تبدیل می‌شود. این فناوری‌ها باید: · در راستای قرب الهی باشند · کرامت انسانی را حفظ کنند · عدالت و قسط را گسترش دهند