سه تا صلوات برای یک مادر شهید با دو برادر شهید می فرستید❤️
اگرم فاتحه بخونید که قشنگ تر🌱✨
هدایت شده از آشغالدونیمنظم! 🍉
سلاملکمممم حالتونچطوره؟
اومدمیکمبهتونحالبدم؛😌✨🤌
باتوجه به اینکه نزدیک ماه مهمونی خداییم و قراره بریم مهمونی اونم 30 روز، میخوام یه تقدیمی بدم، هدفمم از این تقدیمی اینه که آماده بشیم برای مهمونی بزرگپیشرومون! 👀🌱
حالا من ازت میخوام که همین پیام رو فور بزنی داخل چنلت و تگ چنلتو بندازی این تو، و تو دلت یه نیت خاص داشته باشی، من دقیقا روز شنبه مصادف با11اسفندماه1403 به شما یه فالقرآن میدم که با توجه به نیتی که داشتی میتونیتفسیرش کنی واسهخودت👒🍀.
.
ممبر ها هم میتونن شرکت کنن و تنها فرقشون اینه که فقط اسمشون رو اینجا بندازن🐚🌸.
.
لطفا حتما اینجا باشی ها!🖐🏻🍄
🌔 : @abann_mahi
هدایت شده از .
وقتی فقط از فکرت میگذره که گوشی جدید بخری
گوشی قبلی: وقت خودکشیه
هدایت شده از اشباح سرگردان شهر زیرزمینی
حس میکنم تمام کائنات دست به دست هم دادن تا نصف عمر من توی ایستگاه های اتوبوس تلف بشه
شما
https://eitaa.com/kafeYuriol/13177
میشه اسپویل کنی من طاقت شنیدن شو دارم (ندارم ولی بگو)...:)))
_______________________________________________________
نمیدونم تا کجا خوندی یا نه ولی این چپترای آخر راجب گذشته ی استاد آنیا با محافظ بکی اینجوری بهتر میشناسینش
آقا برم سر اصل مطلب اینا هردو تو همین آکادمی درس خوندن و عاشق همن و اوضاع جوری پیش میره که نه می تونن اعتراف کنن بهم به خاطر شجاع نبودن یا اینکه دیر فهمیدن که همو دوست دارن😭
محافظ بکی بعد یعنی حین فارق تحصیلیش تصمیم میگیره که بره به جنگ تو تیپ بانوان کمک کنه استاد آنیام تصمیم گرفته از صمیم قلب که دانش آموز انسان های موفق آینده رو تربیت کنی ولی وقتی متوجه ماجرا میشه هر کاری می کنه نمی تونه محافظ بکی رو قانع کنه که نره
یه چیز تو بک ماجرا بگم محافظ بکی یه استعداد بوده اونم بارلین بودنش بوده مقام داشته و اینا میبینه که این تو آینده ای که جنگ هست به هیچ جا نمیرسه تصمیم میگیره که بره جنگ
آقا هیچی اینا تو جشنفارق تحصیلی محافظ بکی یه رقص میرن ناقص می مونه چرا میگن بمبارانه ولی الکی بود بعد اون محافظ بکی نمی تونه عشقشو اعتراف کنه و اینا میره جنگ بعد اینا تو مدت جنگ نامه بده بستون می کنن بعضی از نامه هام از بین میرفته یا خطی خطی میشده چرا؟ چون محافظ بکی برداشته بودهمه جزئیات کارو توضیح داده کجا میره قراره چیکار بکنن و اینا نامه ها مخدوش میشده😂
خلاصه نامه ها کم کمتر میشه یهو توی جنگ اعلام می کنن تیپ بانوان باید به مبارازن بپیونده بعدا داستانش در میاد که چی؟ تیپ بانوان سپر بوده برای راه باز کردن عملا بدون خبر قربانی شده بودن آقا حالا بعد این ماجرا خبر پخش میشده زنان قهرمان کشته شدند استاد آنیا بدبخت نابود میشه تو مدرسه داشتن راجب اونا حرف میزدن میره اونجا میگه که یعنی چی ازشون قهرمان میسازید؟ شما برداشیتد اونا رو به کشتن دادید سپرتون بودن اینا دستگیرش می کنن خانواده اش میگن یا عین آدم زندگی می کنی یا ما ولت می کنیم تو این خفتی که ساختی اونم تصمیم راسخ راجب آینده سازی میگیره باباشم براش بزور زن جور میکنه ازدواج میکنه (چون فکر میکنه دختر مرده دیگه)
آما چی میشه؟ محافظ بکی زنده است ولی بدجور زخمی شده با این حال صنایع جنگی بکی نجاتش داده خلاصه بعد کلی ماجرا می افته تو رودخونه یهو بهوش میاد میبنه تو زمین دشمنه یه خانم پیره نجاتش داده بعد یه مدت از اونجا میره تو راه به خاطر اینکه گیرش ندازن خاطره خوشی نداشته به خاطر زن بودنش تیپ مردونه میزنه با هزار بدبختی برمیگرده کشورش
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
شما https://eitaa.com/kafeYuriol/13177 میشه اسپویل کنی من طاقت شنیدن شو دارم (ندارم ولی بگو)...:)))
فعلا تا اینجا اومده😂😭
ویس میدادم سنگین تر بود