eitaa logo
یوریول 🇵🇸🇮🇷
207 دنبال‌کننده
5هزار عکس
2.8هزار ویدیو
76 فایل
سلاااااام👋 اینجا کافه متحرک یوریول² هست (ترکیب یوری و هاول)☕️ ما اینجا از روزمرگی های خودمون میزاریم و سعی میکنیم مطالب مفیدی داشته باشیم🌙 خوشحال میشیم تو خانواده ما باشید🍀 از خودتون پذیرایی کنید🍫 جهت ارتباط با ما ناشناس:daigo.ir/secret/2129989093
مشاهده در ایتا
دانلود
صحنه دراماتیک
کاش یه دستگاه وجود داشت خستگی رو از بدن می کشید بیرون بعد تبدیلش می کرد به یه چیز خوب حالا هرچی فقط خستگیو در لحظه تموم می کرد حله
این پیام رو تو چنلتون فوروارد کنید و لینکتون رو تو دایگو بفرستید بگم چنلتون وایب چه گیمی رو بهم میده(شاید رندوم به بعضیا چندتا گیم هم معرفی کنم) تو چنل جوین باشید‌ تقدیمی‌ها تا زمانی که تقدیمی هارو نزاشتم پیام رو از چنلتون پاک نکنید
واسه یه امتحان نیم تا یه ساعته ۴ ساعت تو راه رفت و برگشت دانشگاه بودم🙂
چرا با من اینکارو می کنید من دارم نابود میشم بعد که درست کردم میگید یکی دیگه درست کرده د آخه لعنتیا
یه غر دیگه بزنم تموم شه😂😭
از این آدما که یه کاری به یکی محول شده بر میدارن اونام اونو انجام میدن بدم میاد آخه مریضی توام اون کارو می کنی
تو را در دوردست‌هایی به غربت کشتند. پیکرت روی زمین مانده بود؛ پراکنده. ساعت‌ها. دهاتی‌ها دنبال یافتن‌ات رفتند. دهاتی‌ها پیدایت کردند. دهاتی‌ها یک‌جا جمع کردندت. میگویند تکه‌هایی از تو هنوز در آن کوه‌هاست. مردان فاسق به شادمانه ریخته‌شدن خونت شراب نوشیدند و زنان فاجر، همه لخت رقصیدند و تصویرشان را منتشر کردند. بعد از تو دل‌های زیادی سوخت؛ و زندگی بر جماعت کثیری سخت گرفت. بعد از تو باز روستاهای دور فراموش شد. نامه‌ها در دست پیرمردها چروکید. چشم پیرزن‌های مادرشهید به در ماند. بعد از تو هیچ کفش خاکی در خیابان پاستور نیست. جمعه‌ها چراغ پاستور خاموش است. همه به خانه‌هایشان رفته‌اند. به قطب. به کیش. بعد از تو کسی ناگهان در راهروهای یک بیمارستان ظاهر نمیشود به پیگیری مشکلات بیماران. خودروی مشکی هیچ مسئولی، به‌پای درد دل‌های هیچ پیرزن در راه‌نشسته‌ای نیش‌ترمز نزد. بعد از تو همه نهادها نفس آسوده کشیدند از اضطراب سرکشی‌های ناگهانی و سرزده یک رئیس‌جمهور. هر لحظه ممکن بود درب باز شود و مرد عمامه به‌سری وارد شود. تو حیف بودی. تو سوختی و با سوختن‌ات دود سیاه افسوس از دل‌های مستضعفان برخاست. تو؛ مردی افتاده در میان انبوه درختان آن کوه‌پایه مه‌آلوده در لعنتی‌ترین مختصات ورزقان. «مهدی مولایی»