ولی متاسفانه سیستمم اینجوریه شب می خوابم صب پا میشم موضوع قهر و دعوا پاک میشه از مغزم😂🤡
این طولانی مدتشه اگر مثلا صب باشه یا وسط روز یه بحثی و دعوایی بشه دو ثانیه بعد یادم میره دوباره شارژ میشم
هدایت شده از -استفانیوساحرههایسرگردانِقلعه🇵🇸-
کلمه ژاپنی あゆみ آیومی به معنی دلیل زیبا و امید توی قلب، ستاره ای توی تاریکی. اشتیاقی که با فکرش بیدارمیشی و با تصورش به خواب میری. دلیلی برای انجام کار ها، ادامه ی زندگی و پیشرفت.
امروز روزی بود که همه براش برنامه ریخته بودیم .
ساعت رو نگاه کردم موقع حرکت بود . از یوری پرسیدم وسایل همه آماده اس؟ می خوام کافه رو راه بندازم بریم که به موقع برسیم یوری: همه چی آماده اس فقط زود حرکت کن
کافه رو روشن کردم و به سمت خونه فرشته ها راه افتادیم. موقعی که داشتیم برنامه ریزی می کردیم چویا رو فرستادیم تا جیهو ببره سرشو گرم کنه تا ما هماهنگ شیم هر جور فکر کردیم نمی شد اون همه فرشته رو تو کافه یا قلعه استف جا بدیم نمی شد تو جنگل هم ببریم می ترسیدیم تو راه گمشن پس قرار شد تو همین جا یعنی خونه اشون برگزار کنیم .
تو طول راه تمام خوراکی هارو چک کردیم با یوری همه مرتب و منظم بود همه چیز با انواع و اقسام شکل های گربه تزیین شده بود، پس تصمیم گرفتیم تا به مقصد برسیم لباس هامونو عوض کنیم .
کم کم داشتیم نزدیک می شدیم؛ نزدیک خونه کافه رو نگاه داشتیم یوری جلو رفت و ازشون خواست بیان خوراکی هارو ببرن تو کنار تزییناتی که قبل از اینکه ما برسیم کرده بودن بچنن .
استف ،جیهو رو از صبح برده بود بیرون تا کارها خوب پیش بره آخر سرهم قرار شد بیرون آماده بشن، متی با استف تماس گرفت که بدونن کجان که استف گفت : ما پشت دریم
بی هوا از شک کیوکو برق هارو خاموش کرد با وضع خنده داری همه سر جاهامون قرار گرفتیم نابی همه رو آروم کرد چند بار آروم و یواش جمله تبریک رو تکرار کردیم
کیک دست یوری بود من و متی هم بمب های سوپرایز تو دستامون آماده، کیوکو دست به پیریز و نابی برف شادی به دست و بمب (صدای جیغ بعضیا)
تولدت مبارک جیهو
و صدای شوق و هیجان همگی خونه ی فرشته ها رو می بره رو هوا
از طرفه هاول و یوری برای جیهو
هدایت شده از ~هَمراهِحَلَزونیدَرطَبیعَتヅ
من میتوانستم هرکس دیگری باشم،
هرکس دیگری!