eitaa logo
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
240 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
4.5هزار ویدیو
111 فایل
سلاااااام👋 اینجا کافه متحرک یوریول² هست (ترکیب یوری و هاول)☕️ ما اینجا از روزمرگی های خودمون میزاریم و سعی میکنیم مطالب مفیدی داشته باشیم🌙 خوشحال میشیم تو خانواده ما باشید🍀 از خودتون پذیرایی کنید🍫
مشاهده در ایتا
دانلود
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
تمومش کردم بچه ها خزانم
من یه سری دیگه ام تو پایان بندیا قلبمو دادم به ژپتو بعد اشتباهی زدم ادامه بازی زنده شدم برنگشتم هتل بعد تو پیامای بقیه و قبلش حدس خودم می دونستم ژپتو برمیداره اینارو عروسک می کنه ولی فکر می کردم که وقتی برگردم هتل قرار به شکل p باشم که جای قبلش خالیه (باز خودم پایان بندی کردم🤣✨) ولی ولی ولی من کارلو شدم من تبدیل به کارلو شدمممممممممممممم
یه تفاوت واضح کارلو و پی اینکه پی چشماش آبیه کارلو چشماش قهوه ای یا عسلی بگم
و من الان کارلو ام
نمیباورم
وای دارم دیوونه میشم
وای وای وای
شما یه کوچولو توضیح بده الان کارلو کیه تو چرا این قدر شکه شدی؟ ماجرا چیه؟ _________________________ چه سوال قشنگی✨ الان برات توضیح میدم همه ی اینا برمیگرده به یک بازی متاسفانه یا خوشبختانه
شما همسایه میپذیرین؟ 👈👉 ________________________________ بله ✨
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
شما یه کوچولو توضیح بده الان کارلو کیه تو چرا این قدر شکه شدی؟ ماجرا چیه؟ _________________________
بخش اول داستان از این قضاس که یه بازی ساختن با اقتباس از داستان پینوکیو واقعی این بازی سه تا پایان داره و بر اساس انتخاب هات تو موقعیت های حساس میرسی بهشون داستان اینجوریه که شما به عنوان یک عروسک توی بازی بیداری میشی کی تورو بیدار می کنه؟ سوفیا ، تو داستان همه ی عروسکا یه منبع انرژی دارن که سنگه و اسمش ارگو هست . سوفیا شمارو بیدار می کنه و شما رو راهنمایی می کنه که برید پیشش داخل هتل کرات . شما تو موقعیتی بیدار شدید که همه ی عروسکا دچار جنون شدن و به صاحباشونو مردم حمله کردن و باعث کشت و کشتار شدن. حالا شما نوعی که یه عروسک به اسم پی هستی یه بابا دارید به اسم ژپتو، ژزپه ژپتو اون شمارو ساخته که عروسکارو از بین ببرید و اتفاقات رو کنترل کنید در ظاهر ( همه سخت در اشتباهیم تا اینجا😔✨ جذابیت داستان) حالا شما میرسی به هتل اونجا باید دروغ بگی که انسانی چون هتل از یه سوال امینتی برخوداره که از هتل محافظ کنه ، عروسکا هم قبل از جنونشون سه تا قانون بارشون نوشتن که نمی تونن ازش سرپیچی کنن که یکیش اینکه حق ندارید دروغ بگید ولی ژپتو شما رو جوری ساخته که همه ی قوانین می تونین زیر پا بزارید! اگر بخوام در کل بگم شما کل بازی باید عین چی دورغ بگید تا انسانیت بدست بیارید تا ارگو تو قلبت بیدار بشه دروغ میگی ، میگی انسانم وارد هتل میشی اونجا با سوفیا رو به رو میشی که بهت میگه ژپتو رفته خیابون فلان برو نجاتش بده ، بعد با رئیس هتل که آنتونیاست رو به رو میشه چاق سلامتی می کنی و بهت میگه هتل همیشه درش به روت بازه مواظب خودتو بابات باش متاسفانه آنتونیا مریضه تو این بازه ای که عروسکا دچار جنون میشن یه مریضی ام به اسم مرضی سنگ شدگی درجریانه که باعث میشه آدما کاملا تبدیل به سنگ بشن عین مجسمه خلاصه وضع شیر تو شیریه تو کرات (اسم شهری که همه ی این اتفاقاتوش داره میافته) بعد از اون یه نفر دیگه ام هست اونجا به اوژنی اهل این شهر نیست ولی خب آدم فنی قویه زیر دست ژپتو کار می کنه با اونم آشنا میشی میری دنبال ژپتو اونجا با یه خر رو به رو میشی (شاید فکر کنی شوخی می کنم ولی واقعا طرف کلاه خر داره اسمش خر دیوانه است)افتاده به جون یه کلاسکه که ژپتو اون توعه خرو می کشیو (برای اولین بار دستت به خون آغشته میشه💔 سالی که نکوست از بهارش پیداست) ژپتو رو نجات میدی اونم میاد قربون صدقه ات میره اون میاد خرت می کنه بهت یه کلید میده که مسیرو ادامه بدی خودشم گورشو گم میکنه هتل بعد از پاک سازی ای که انجام میدی بر میگردی هتل سوفیا بهت میگه آفرین پسرگلم🥰(بشه ی منه قوبنش بشمه منه ...) میری پیش ژپتو اتاق بالا اونجا مختو می خوره میگه آره تو بچه با ارزش من مواظب باش یه خط روت نیافته تو قوی ای من دلم نمی خواد اینکارو بکنی ولی مجبورم چون من این عروسکا رو ساختم و نمیدونم چرا اینجوری شدن برو به کارخونه ونینی اون رفته اونجا که کارخونه رو خاموش کنه که اینا دیگه خودشونو نسازن و برنگشته برو نجاتش بده میری کارخونه بین راه یه تلفنایی هستن که یکی به شما بهتون زنگ میزنه🤨(مزاحم تلفنی؟) اسمش آرلیکنو اسم خودشو گذاشته پادشاه معماها ازت یه سوالایی میپرسه ببینه انسانی یه عروسک ولی می دونه تو کی هست (بچه های بالا☝️) جواب سوالشو میده بهت یه کلید میده میری از اونجا قاقالیلی بر میداری