eitaa logo
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
240 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
4.5هزار ویدیو
111 فایل
سلاااااام👋 اینجا کافه متحرک یوریول² هست (ترکیب یوری و هاول)☕️ ما اینجا از روزمرگی های خودمون میزاریم و سعی میکنیم مطالب مفیدی داشته باشیم🌙 خوشحال میشیم تو خانواده ما باشید🍀 از خودتون پذیرایی کنید🍫
مشاهده در ایتا
دانلود
یه نکته از نظر خودم بگم حالا که داستانو متوجه شدید می تونم اینجارو با فن آرتایی که دارم به آتیش بکشم🤣😭😭
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
اونجا که در باز می کنی با یه دختر که جنازه اش رو صندلیه و پایینته اش تجزیه شده رو به رو میشید و متوج
بعد از اون که شکستش دادید باهاتو صحبت می کنه میگه که آخرشم همین طور شد من می خواستم دنیای بدون دروغ بسازم نشد و اینکه هر دفعه سوفیا زمان رو به خاطر تو به عقب برمی گردوند تا وضعیت رو تغییر بده عجیبه ازت سوال می کنم و بهم راستش رو بگو (باز من این دفعه گاف دادم دروغ گفتم چون جواب قبلیو یادم نبود😭) میگه با سوفیا چیکار کردی؟ راستش اینکه میگی بهش آرامش دادم دروغ اینکه میگه کمکش کردم میگی کمکش کردم گفتش میگه که نمیتونی منو با این دروغ های ضعیفو داغونت بپیچونی بچه جون بیا و برو مراقب ژپتو باش بچه بعدشم می میره دقیقا جایی که با سایمون صحبت می کردید یه آسانسور درست میشه اونجا وایسی و راهش می ندازی میری پایین اونجا یه دفعه با ژپتو رو به رو میشی! جوری که جیمینی ام تعجب می کنه میگه ژپتو اینجا چیکار می کنه؟ بعد از اون میری جلو ژپتو میگه بالاخره پسرم خوشحالم که سالم برگشتی پیشم از ت ممنونم که این مدت به حرفا هام گوش دادی تو واقعا پسر خوبی برام بودی حالا که اینجا هستیم می تونیم با این حجم ارگو و این دستگاه ها تورو تبدیل به یه پسر واقعتی بکنیم! تنها کاری که باید بکنی اینکه قلبو رو بدی به من ( داداش منو با سوکونا اشتباه گرفتیا) من پایان خوبو براتون می نویسم چون پایان بد براتون تعریف کردم بعد این پیام ریپ میزنم شما میگید من قلبو نمیدنم! ژپتو میگه تو داری پسر بدی میشی من مجبورم با زور قلبو ازت بگیرم (جانم؟ ) بعد از تو چمدونی که دستشه یه عروسک میکشه بیرون که با نخ هایی از جنس ارگو به دستش وصلن و از طریق اونا کنترلشون می کنه!! و بهت حمله میکنه تو عروسکو از بین میبری ولی توی یه لحظه عروسک از کنترل ژپتو خارج میشه و می خواد به قلبت صدمه بزنه اونجاست که ژپتو میپرسه وسطو میگه نه این قلبه کارلو عه! و خودشو جلوت سپر می کنه شمشیر میره تو قلب خودش تو عروسکو از بین میبری و پدرتو بغل می کنی ژپتو میگه من در حق تو بد کردم پسرم ( می میری کارلو صداش کنی؟؟؟؟؟؟) تو یه اشک از چشمات میره و ژپتو می میره بعد از این اتفاق تو یه عروسک شبیه به سوفیا پیدا می کنی!!!!!!! اون ارگویی که از سوفیا پیدا کرده بودی میذاری داخل عروسک و سوفیا زنده میشه و شما کرات رو نجات می دید بعد از اون شما می بینید که جیانجیو نیست توی تیتراژ آخر داستان میبینید که جیانجیو توی قطار داره میره و اونجا داره گزارش کار می و متوجه میشید که اسم واقعی اون پارسلوس هست (اگر درست بگم)و داره گزارش میده قراره با یه برادر جدید از نوعی که معلوم نیست رو به رو بشیم و امیدوارم بازو رو ازش پس بگیریم آ و البته مطمئن باشید که حتما این مسئله رو پیگیری می کنم هدف بعدی ما دروتی شما برمیگردید هتل اینو باز یادم رفتتتتتتتتت موقعی که شما لاکسازیارو شکست میدید وقتی برمیگردید هتل آنتونیا مرده بعد ازاینکه با پولدنیا صحبت می کنید میگه اون مرگ راحتی داشت و آسوده خوابید من دیگه وظیفه در قبال ایشون تموم شد برای همین می خوام برای همیشه خاطره ام رو پاک کنم و پولندینا حافظه اشو پاک می کنه و تبدیل به یه عروسک خدمتکار ساده میشه🙂 ( ده آخه😭😭😭😭😭😭😭) بعد سوفیا براتون یه نامه میذاره که فعلا توی حالتی که من دارم ( انسان تبدیل به عروسک شده) نمی تونم در ملا عام باشم برای همین پنهان می مونم توی یه جای امن ( جدی نمیدونیم کجاست)
اینم از پایان خوب برای شما✨
دیگه پیام نمیدم پیامای امروز خیلی زیاد شد🤣
راستی یادم رفت فکتارو بگم
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
بعد از اون که شکستش دادید باهاتو صحبت می کنه میگه که آخرشم همین طور شد من می خواستم دنیای بدون دروغ
اینو خودم تازه فهمیدم شما متوجه شهید خزان میشید پسر ژپتو بر اثر بیماری سنگ شدگی می میره
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
اینو خودم تازه فهمیدم شما متوجه شهید خزان میشید پسر ژپتو بر اثر بیماری سنگ شدگی می میره
جایی که هتل ساخته شده اول بار یه درخت مشمشع اونجا دیده شده و بعدا که اونجا ساخته میشه اول یه تیمارستان بوده بعد از اون آنتونیا میخرتش و تبدیلش می کنه به یه هتل شیک
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
جایی که هتل ساخته شده اول بار یه درخت مشمشع اونجا دیده شده و بعدا که اونجا ساخته میشه اول یه تیمارست
یه استالکر افسانه وجود داشته که نه جز استالکرا بود نه حرامزاده ها( بخدا اینو قبلا رفتگر ترجمه کرده بودن🤣) و کسی نمیدونه پیشینه اش چیه ولی از همه رده بالا تره
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
یه استالکر افسانه وجود داشته که نه جز استالکرا بود نه حرامزاده ها( بخدا اینو قبلا رفتگر ترجمه کرده ب
خانه خیریه موناد جایی بود که اونجا بچه های بی سرپرست و بقیه بچه ها درس می خوندن و از اونجا به عنوان استالکر ، ساحر و فنی آموزش میدیدن اینجا جاییه که کارلو و رومئو درس خوندن
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
خانه خیریه موناد جایی بود که اونجا بچه های بی سرپرست و بقیه بچه ها درس می خوندن و از اونجا به عنوان
شایعه بود که یک عروسک قاتل وجود داره که یه خانواده رو کامل از بین برده و بعضی شب ها هنوز پرسه می زنه