حالا مشکل اینه که ظرف غم امروزم پره، دیگه کی میتونه بره درخت مقدس بخونه برای اوجاها اشک بریزه که اگر نادرخان این کتاب رو نوشته احتمالا قراره یک خونی بالاخره از اوجاها بریزه...
یکی از دخترام که ماههاست سر کلاس نمیاد دیشب داشت گروه تکونی میکرد.
از گروههای متروک موندش بیرون میومد و یکیش هم گروه کلاس ما بود.
ز که رفت یکی دیگی از بچهها هم رفت و بعد یکی دیگه...
این بچهها مدتهاست که سر کلاس نمیان، حرف زدیم و گفتن چرا و پذیرفتم چرا
اما ته دلم همیشه یک امیدی داشتم به برگشتنشون، مثل آق اویلر به انتظار آلنی نشسته. آق اویلر پدره و آلنی پسر، کار آق اویلر انتظاره، منم چشم انتظار بودم که شایددددد روزییییی احتمالللل داره برگردن و حالا دلم از جدی جدی رفتنشون گرفته،
نوجوونا گاهی نمیدونن ما چقدر دوستشون داریم 💛
#دخترکم
دوباره معاشرتام زیاد شد، حداحافظ 🦕🛖
یک چیزی فهمیدم مشکلم با ذات معاشرت نیست، با آدمهای جدید، آدمهای سخت و مکالمههای فرسایشیه
هدایت شده از مخفیگاه فهیم و رفقا🍂
خب خب :)
ایندفعه دوتا تقدیمی داریم؛ هم برای ممبرای عزیز و هم برای ادمینهای گرامی ✨
🪻 تقدیمی اول برای ادمینها:
شما این پیام رو داخل کانال زیباتون بازنشر میکنید و لینک کانال رو داخل ناشناس برام میفرستید.
من قرعهکشی میکنم و ۲ تا کانال انتخاب میشن. طبق وایب کانالتون، مثل عکس سمت راست براتون کاراکتر طراحی میکنم 🎨
🪻 تقدیمی دوم برای ممبرا:
شما به آیدی من پیام میدید و رنگ مورد علاقهتونو میگید.
من قرعهکشی میکنم و برای ۲ نفر، دلآویزی مثل عکس سمت چپ درست میکنم و براشون ارسال میشه 🌱✨
هدایت شده از |بوکترُوِرت|
AUD-20200503-WA0023.mp3
زمان:
حجم:
675K
بعد از ۱۰۰۰ بار گوش دادن هنوز دلم برای این کیوت میره 🤏🥹