انقدر این روزها روی دور تنده که دارم همه چیز رو فراموش میکنم. امروز الف زنگ زد که منتظرتم کجایی و من که فراموش کرده بودم امروز قراره ببینمش! یادم رفت مقرری کلاسم رو بخونم و از دیشب بدو بدو در حال خوندن بودم و تقریبا رسیدم نصفش رو برسونم و...
شاید بگید بنویس که فراموشت نشه ولی بحث ذهن آشفتهایه که توی شلوغی بدیهیات رو داره یادش میره مثلا فرض کنید یادتون بره که در طول روز غذا بخورید یا نفس بکشید، همینقدر ساده و بدیهی و عجیب.
خدایا به زمانمون برکت بده، بهمون توان بده و کمکمون کن توانمون رو جای درست خرج کنیم💛
خستم اما نمیخوابم، شب آرومه، آرامشش دوست داشتنیه اما اصلا حوصلهی خواب بهم ریخته رو ندارم و کلاس صبح برداشتم 🥱