هدایت شده از کانال حمید کثیری
آن وقتها که دانشگاه شریف، آریامهر بود، خیابان آزادی ناماش آیزنهاور بود!
@hamidkasiri_ir
هدایت شده از کانال رسمی میثم مطیعی
در تاریخ بنویسید؛ عدهای دخیل بستند به کسانی که به کودکان تجاوز میکردند،
آنها را میکشتند و میخوردند! تا بیایند و کودکانشان را نجات دهند!
این جملات را من ننوشتم، نمیدانم چه کسی نوشته.
شما هم بخوانید.
حق میبارد از سر و رویش.
✍ میثم مطیعی
✅ @MeysamMotiee
هدایت شده از دیمزن
🥀شهید کوله به دوش🥀
دوباره صبح رسید و تو پاشدی از خواب
به سوی مدرسه رفتی ز شهرمان میناب
دوباره بافته ای مو و باز میخندی
و بند کفش خودت را درست میبندی
نگاه میکنمت وان یکاد میخوانم
زمان ظهر می آیی به خانه، میدانم
ولی دلم شده آشوب و ذهنم آشفته ست
کبوتر نگرانی ست، در دلم خفته ست
دوباره کوله ات افتاده روی یک شانه
همیشه شاد بمان ای تو روح این خانه
صدایی آمد و من هم پریدم از جایم
خودم که هیچ، کجایی امید فردایم
میان مدرسه ات رد بمب و موشک نیست؟
نه، جنگ جای تو و بچه های کوچک نیست!
تو تازه یاد گرفتی بخوانی از میهن
ببین دوباره ستم میکند به ما دشمن
نگاه میکنم این بار دور و اطرافم
ولی نشان تو را باز هم نمی یابم
نگاه میکنم، این کوله و کتاب تو نیست؟
صدات میزنم اما چرا جواب تو نیست؟
نگاه میکنم این کوله های خونین را
خرابه های کلاست، کتاب رنگین را
و ناگهان همه دنیای من به یغما رفت
و در میانه ی آوار قلبم از جا رفت
نگاه من به همان کفش گل گلی ت افتاد
به آن لباس پر از جیب سرمه ای ت افتاد
و گیسوان تو میدان خون و خاکستر
و برق چشم تو رفته است، چشم من هم تر
مرا به حال خودم واگذاشتی رفتی
بمیرم اینکه تو سنی نداشتی، رفتی
گرفته پرچم ایران تن تو در آغوش
تو افتخار منی ای شهید کوله به دوش
شاعر : زهرا عابدی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
به اذن رهبرم از جانم بگذرم، در راه این وطن در راه یار
یا حیدر گویم و شمشیری جویم و اندازم لرزه بر جان کفار