بچه که بودم از نقاشیهای روی دیوار ساختمونها خوشم نمیومد، اون طرحهایی که دیده بودم یا رنگ و رو رفته بودن، یا بی معنی، یا چهرههایی که به نظرم کج و کوله میومدن.
امشب برای چندمین بار از کنار ساختمون در حالی ساختی رد شدیم که ازش متنفرم... ساختمونی که دیوارهاش داره نقاشی روی ساختمون مجاور رو میپوشونه. نقاشیهایی که حالا خیلی دوستشون دارم💫
نمایشگاه کتاب امسال (مثل سال گذشته) در کنار نشرها، میزبان کتابفروشیها هم هست که به نظرم خیلیییی خوبه. هم مشکل کتابفروشیها به خاطر کم شدن فروششون در ایام نمایشگاه حل میشه، هم ما میتونیم با کتابفروشیهای کوچیک و بزرگ شهرهای دیگه آشنا بشیم و کتابهای قیمت قدیم پیدا کنیم.
امااااا
اگر کتاب خوب قیمت مناسبی دیدید حتما سریع ثبت سفارشش کنید، تا سر بچرخونید پریده
# یک عدد زخم خورده 😂
هر چقدر صبح از خین دادن فرار کردم الان داره خین ازم میره 🌝
*صبح برای آزمایش مولکولی نمونه خون انسان میخواستیم و من دست خونی نفر اول رو که دیدم 🏃🏻♀️ ولی دور گردونه دیگه😄، الان مجبور شدم دندون عقلم رو بکشم
بعد هم نشستم دندون خون آلودم رو نگاه کردم 😄🦷🩸
آدم نباید ظاهر بین باشه، ولی فکر کنم این خوشگلترین/متفاوتترین مفاتیحیه که دیدم
حالا من که قرار نیست بخرم ولی گفتم نشون شما هم بدم 😄