نردبان بهشت
. #چله_خودکنترلی روز یازدهم #کنترل_زبان پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله: دشمنترین شما نزد خدا کسان
.
با مردم همچون حیوان درنده مباش
که خوردن آنان را غنیمت دانی
که مردم دو گروهند:
یا برادرت در دین و یا همانندت در آفرینش،
مانند تو پایشان میلغزد و ضعفها به آنان روی میآورد و به عمد و خطا اشتباهاتی میکنند
پس به همان میزان که علاقه داری خداوند بخشش و چشم پوشیاش را شامل حالت گرداند آنها را عفو کن.
#نهج_البلاغه | نامه۵۳
#خودکنترلی روز دوازدهم
#کنترل_زبان
@kanale_behesht
نردبان بهشت
. #من_میترا_نیستم 🍓 #قسمت_شصت_و_سه باید میرفتم و دخترم را می دیدم. جنازه زینب را به سردخانه پزش
.
#من_میترا_نیستم
#قسمت_شصت_و_چهار
جعفر دست های زینب را در دستش گرفت و ناخنهای کبودش را بوسید. زیر ناخن هایش همه سیاه شده بود.
دو دکتر آنجا ایستاده بودند از یکی از دکترها که سن و سالش بیشتر بود پرسیدم دخترم خیلی زجر کشیده بود؟
جواب داد: به خاطر جثه ضعیفش با همون گره اول خفه شده و به شهادت رسیده. مطمئن باشید که به جز خفگی همان لحظات اول هیچ بلایی سر دختر شما نیومده.
دکتر جوانتر ادامه داد دختر شما سه شب پیش یعنی اولین شب مفقود شدنش به شهادت رسید منافقین او را با چادرش خفه کرده بودند که عملاً نفرت خودشان را از دختر های با حجاب نشان بدهند.
چند نفر از آگاهی و سپاه آنجا بودند آنها از ما خواستند که به خانه برگردیم و جنازه زینب برای انجام تحقیقات و تکمیل پرونده در پزشک قانونی بماند.
مسئول آگاهی به جعفر گفت باید صبور باشید ممکنه تحقیقات چند روز طول بکشه و تا آن زمان باید منتظر بمونید.
به سختی از زینبم جدا شدم دخترم در آن سردخانه سرد و بی روح ماند و ما به خانه برگشتیم وقتی به خانه رسیدیم درِ خانه باز بود و دوستان و همسایگان در خانه بودند.
صدای صوت قرآن تا سر کوچه شنیده میشد مادرم وسط اتاق نشسته بود و شیون می کرد زنها دورش حلقه زده بودند.
شهلا و شهرام خودشان را توی بغل من انداختند آنها را آرام کردم و گفتم زینب به آرزوش رسید.
زینب دختر این دنیا نبود دنیا براش کوچیک بود خودش گفت خانه ام را ساختم باید بروم.
شهلا و شهرام با ناباوری به من نگاه می کردند مادرم نگران بود نگران از اینکه شاید من شوکه یا افسرده و دیوانه شدم.
اما من سالم بودم و سعی می کردم به خواست دخترم عمل کنم خانه را مرتب کردم و وسایل اضافی را جمع کردم میخواستم مراسم سنگینی برای زینب بگیرم.
جعفر نمیتوانست من را درک کند اما چیزی هم نمیگفت از مهران خواستم هر طور شده خبر شهادت زینب را به مهری و مینا و مهرداد برساند.
پیدا کردن مهرداد سخت بود. مهران به بیمارستان شرکت نفت آبادان تلفن کرد و از دوستای مهری و مینا که آبادان بودند خواست تا به شوش بروند و بچه ها را پیدا کنند و خبر شهادت زینب را به آنها بدهند.
دلم می خواست همه بچه ها در تشییع جنازه و خاکسپاری خواهرشان باشند
مداحی آنلاین - سینه چاک میزنم - کریمی.mp3
3.76M
👏#سرود
🌸 #میلاد_امام_حسین(ع)
🎉سینه چاک می زنم
🎉تا حرم می پرم
🎧با نوای: #محمود_کریمی
#ولادت_امام_حسین_مبارک😍
『💕』 @kanale_behesht
مداحی آنلاین - شاه حسین پادشاه حسین - نریمانی.mp3
7.58M
👏#سرود
🌸 #میلاد_امام_حسین(ع)
🎉 شاه حسین
🎉 پادشاه حسین
🎧با صدای: #سید_رضا_نریمانی
『💕』 @kanale_behesht
4_5947451603744196189.mp3
9.41M
👏#سرود
🌸 #میلاد_امام_حسین(ع)
🎉 بوسه بزن باب الحسین و
🎉 وارد حرم شو امشب
#تولد_اربابمونه😍😍😍
『💕』 @kanale_behesht
نردبان بهشت
. با مردم همچون حیوان درنده مباش که خوردن آنان را غنیمت دانی که مردم دو گروهند: یا برادرت در دین
#چله_خودکنترلی روز سیزدهم
#کنترل_زبان
امام على عليهالسلام :
در سالم بودن آدمى، همين بس كه
عيوب ديگران را كمتر در ذهن خود نگه دارد.
#حدیث | كشف الغمّة ۳/۱۳۷ ، ۱۳۸
@kanale_behesht
#استاد_صفایی
«مَنْ يَتَّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مُخْرَجاً وَيَرزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لايَحْتَسِبُ. وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلىَ اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ انَّ اللّهَ بالِغُ امْرِهِ قَدْ جَعَلَاللّهُ لِكُلِّ شَىءٍ قَدْراً». (۲،۳طلاق)
نتيجهى اطاعت و تقوا، اين است كه
تو بنبستى نخواهى داشت و مرزوق خواهى بود. آنهم رزقى كه ذلّت و وابستگى در آن نباشد و حساب شده نباشد؛ چون كسانى كه بر خدا تكيه دارند، نه بر فكر و عقل و نه بر عشق و ايمان و نه بر عمل و اطاعت خويش، اينها را خدا كفايت مىكند و او در راه نمىماند و به مقاصد خويش مىرسد.
📚#کتاب | نامه های بلوغ، ص۶۴
@kanale_behesht