eitaa logo
نردبان بهشت
1.3هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
3.6هزار ویدیو
81 فایل
دعاها و.. تنظیم شده برا مدیرانی که بخوان گروهی دعایی روختم کنن🌺 کپی با ذکر ۳ صلوات😊
مشاهده در ایتا
دانلود
آرشیو هیئت مجازی
4_6048404286050664790.mp3
19.13M
☑️ سوزناک 🔖 ای عندلیبان گلشن خراب است 🎙با نوای ایمان ⛺️@kanale_behesht
4_5927176600738071008.mp3
7.11M
☑️ سوزناک 🌴 بگیر این طفلک شش ماه ام را 🌴ببین از تشنگی افتاده از پا 🎙با نوای :حسین فخری ⛺️@kanale_behesht
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⛺️⛺️⛺️ (علی اکبر) 🚩بسم الله الرحمن الرحیم🚩 🥀وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ‌‌ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً»🥀 سلام و عرض ادب خدمت شما بزرگواران ☪امشب شب هشتم ماه محرم منسوب به حضرت علی اکبر (ع) هست 💢در ساعات آخر یکی از شب ها امام حسین علیه السلام خواب دیدند وقتی از خواب برخاستند، ⚫️آیه ی انا لله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین رو مرتب تکرار می کردند. 🔷حضرت علی اکبر از پدرشان حسین ابن علی علت را پرسیدند ⬅️حضرت فرمودند 💠حالتی شبیه خواب بر من عارض شد 🔘دیدم که سواره ای فریاد می زند این قوم می روند ولی مرگ هم بدنبال آنها می رود 💠فهمیدم که سواره همان نفس های ماست که ما را آگاه می کنند ⬅️حضرت علی اکبر پرسیدند آیا در این راه ما بر حق هستیم؟ 💢امام حسین علیه السلام فرمودند؛ ☣قسم به خدایی که بازگشت همه به سوی اوست اینچنین است ⭕️حضرت علی اکبر فرمودند؛ 💫ای پدر اگر ما بر حق هستیم پس هیچ هراس و ترسی از مرگ نداریم در موقع جنگ وقتی حضرت علی اکبر اومدن نزد پدر و اجازه جنگ گرفتند💫 💢حسین علیه السلام بی درنگ اجازه جنگ رو صادر کردند 🔆قبل از این که علی اکبر به میدان جنگ بروند حسین علیه السلام قد و قامت ایشان را نگاه کردند...
⛺️⛺️⛺️ (حضرت علی اکبر) 💠زیر لب زمزمه کردند ✨بار الها✨ 🔘گواه باش جوانی را که شبیه ترین فرد در خلق و خو و گفتار و در صورت و سیرت به پیامبرت بود به میدان جنگ فرستادم 💠هر موقع که به دیدن پیامبر مشتاق می شدیم به او نگاه میکردیم حضرت علی اکبر به میان جنگ رفتند ♦️امام حسین پیش از هرکس فرزند خودش در صف جنگ مقدم بود. 📌امام حسین پیش از هرکس فرزند خودش در صف جنگ مقدم بود. 🔵برای حسین (ع)قد و بالای چون قرص ماهش، ▪️سخن و سیرتش ➰نگاه نافذش و حتی راه رفتنش تنها یک چیز را تداعی می‌کرد 🔹و آن جد بزرگوارش نبی خدا بود.😔 🔵آن هم با به درک واصل کردن چندین یزیدی ملعون ⚪️بار آخر که می‌خواست به میدان برود انگار امام می‌دانست بازگشتی در کار نیست...😔 🔳علی اکبر می‌رفت و حسین دلبرانه نگاهش می‌کرد. 🔲پسر دور شده بود و در میانه میدان دیده می‌شد. ♦️با خود فکر می‌کرد این هدیه ناقابلی است برای دفاع از دین خدا و یاری حق 🔷اما کسی نمی‌دانست حسین چگونه و با چه مشقتی از علی اکبرش سبط نبی خدا دل کند.😭😭 🔄علی اکبر علیه السلام در وسط میدان شمشیر می‌زد و رجز می‌خواند. ▪️بعد مدتی جنگیدن به سمت پدر برگشت ♦️دوباره به میدان برگشت و شروع به جنگیدن کرد 🔘در لحظه شهادت علی اکبر او را دوره کردند هر کسی با هرچه به دستش می‌رسید می‌زد. شمشیر و نیزه در هم گم شده بود بس که بر تن علی اکبر فرود آمده بود😭😭 💢اینان حتی به شبیه‌ترین مردم به رسول الله هم رحم نکردند و با او چنین کردند علی لعنت الله قوم الظالمین💫 اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🦋التماس دعاااا ⛺️⛺️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴🏴 مناجات 1 🔸بیا تاکی نهادی سر به صحرا یا اباصالح اقا جانم امام زمان... چرا سر به بیابان ها گذاشتی... عزیز فاطمه... 🔸بیا تاکی نهادی سر به صحرا یا اباصالح 🔸بتاب ای آفتاب عالم آرا یا اباصالح ای خورشید پشت ابرها... بیا و عالم رو روشن کن... 🔸صدای غربت مولا زچاه کوفه می آید 🔸علی تنهاست ای تنهای تنها یا اباصالح قربونت برم آقای غریبم... مثل جدت امیرالمومنین... شما هم تنهای تنهایی... اگه اون روز امیرالمومنین تنها بود و درددل هاش رو به چاه ميگفت... آقا... امام زمان... امروز شما هم در بین ما تنهایید... امروز شما هم غریبی... خدا میدونه... چقد دل امام زمان خونه... 🔸بیا ای وارث حیدر که زخم سینه زهرا 🔸به شمشیر تو میگردد مداوا یا اباصالح ای.. مرهم پهلوی شکسته... 🔸به شمشیر تو میگردد مداوا یا اباصالح 🔸سر خونین جدت در تنور و طشت و نوک نی 🔸تو را خواند ز سوز سینه ما یا اباصالح أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاء آقا بیا انتقام جدت غریبت حسین رو بگیر... 🔸تو را خواند ز سوز سینه ما یا اباصالح آقا... امشب یه درد دلی دارم... میخام بگم...نميدونم اون روزی که شما می آیید... من لیاقت دارم... در کنارتون باشم یا نه... آقا... خیلی ها به ابی عبدالله هم نامه نوشتند... اما وقتی حضرت اومدند... در امتحان الهی رد شدند... دست به شمشیر بردند و... در مقابل امام زمانشون ایستادند... آقا... میدونم.. منم نوکر خوبی نبودم... شیعه خوبی براتون نبودم... اما خدا میدونه... میام تو این مجلسها میشینم... بخاطر اینکه شما به دلم نظر کنید... بتونم یار واقعی شما باشم... امام زمان... نکنه منم آقام رو تنها بزارم... واويلا... نکنه اون روزی که شما میآید... من در رکابتون نباشم... واويلا... آقا اصلا میخام اعتراف کنم... میخام بگم... من از خودم چیزی ندارم... میام توی این هییت ها... فقط شما به دلم نظر کنید... شما به دادم برسید... امام زمان... حالا با توجه... هر کی میخاد یار امام زمانش باشه صدا بزنه... یا صاحب الزمان... 🌘 @kanale_behesht
🏴🏴 🔸من آن پدرم کز پسرم دست کشیدم 🔸صبحم زستاره سحرم دست کشیدم زبان حال آقامون ابی عبدالله 🔸از داغ ابالفضل گرفتم به کمر دست 🔸با داغ علی از جگرم دست کشیدم شاعر: سید رضا موید داغ علی اکبر، ابی عبدالله رو پیر کرد... نمیدونم جوان دارید یا نه... الهی کسی داغ جوانش رو نبینه... میدونی بالاترین لذت پدر و مادر در دنیا چیه... بالاترین لذت پدر و مادر اینه که خدا فرزندی بهشون بده... با دستانشون فرزند رو بزرگ کنن... جوون بشه... درمقابلشون راه بره... وقتی به قدو بالای جونشون نگاه میکنن لذت میبرند... اما سخت ترین لحظه هم.. برا همچین پدر و مادری زمانیه که.. داغ جوانشون رو ببینند.. قربان غریبیت برم حسین.. داغ علی اکبر، ابی عبدالله رو پیرکرد.. قرآن کریم میفرماید: یعقوب نبی میدونست پسرش زنده است.. میدونست یوسفش سالمه.. بلاخره هم به یوسفش رسید.. اما در فراغ فرزندش آنقدر گریه کرد چشماش نابینا شد... جانها فدای ابی عبدالله.. جانها فدای جوان ابی عبدالله.. شهزاده علی اکبر.. اومد کنار ابی عبدالله صدا زد: بابا اجازه میدان بده.. حضرت بدون معطلی فرمودند پسرم علی جانم.. میخوای بری برو بابا.. اما قبل ازرفتن بزار خوب نگاهت کنم علی جانم.. 🔸من نگویم مرو ای ماه برو 🔸لیک قدری ببرم راه برو بذار برای بار آخر. قد و بالات رو نگاه کنم علی جان.. 🔸برو میدان ولی آهسته برو 🔸دیدن عمه ی دل خسته برو تا اهل حرم فهمیدند علی اكبر می خواد بره میدان.. همه از خیمه بیرون اومدند.. دور علی اکبر رو گرفتند شروع به گریه کردن.. لَمّا تَوَجَهَ إلی الحَرب إجتَمَعَتِ النِّساءُ حُولَهُ کَالحَلقَه هی صدا میزدنند: @roze1 إرحَم غُربَتَنا به غربت ما رحم کن علی وَ لاتَستَعجِل إلی القِتال فَإنَّهُ لَیسَ لَنا طاقَةٌ فی فِراقِک انقده برا جنگیدن عجله نکن.. آخه ما طاقت دوریت رو نداریم.. دور علی اکبر رو گرفتند نمیزارند بره میدان.. بلاخره ابی عبدالله اومد صدا زد: رهاش کنید... فَإنَّهُ مَمسوسٌ فِی الله وَ مَقتولٌ فی سَبیلِ الله رهاش کنید علی اکبرم دیگه شهید در راه خداست.. هر طوری بود وداع کرد رفت به سمت میدان.. اما چه رفتنی.. دیدند ابی عبدالله داره خیره خیره به جوانش نگاه میکنه.. تَغَیَّرَ حالُ الحُسَین بِحَیثُ أشرَفَ عَلَی المُوت انگار ابی عبدالله داره میمیره از فراغ جوانش.. 🔸گمان مدار که گفتم برو دل از تو بریدم جوانم علی... 🔸نفس شمرده زدم همرهت پیاده دویدم صدا زد: خدایا تو شاهد باش.. فَقَدْ بَرَزَ اِلَيْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ خدایاشاهد باش شبیه ترین مردم به پیغمبر رو دارم به میدان میفرستم.. رفت به سمت میدان.. یا صاحب الزمان.. جنگ نمایانی کرد.. خیلی از این نانجیبا رو به درک واصل کرد.. برگشت صدا زد بابا.. يَا أَبَتِ الْعَطَش قَدْ قَتَلَنِي بابا دارم از تشنگی میمیرم.. فَبَكَى الْحُسَيْنُ علیه السلام ابی عبدالله به گریه افتاد.. فرمود عزیز دلم.. علی جان طاقت بیار بابا.. خیلی زود به دست جدت رسول خدا سیراب میشی.. برگشت به سمت میدان... طولی نکشید.. صدای ناله اش بلند شد یا ابتاه.. بابا به دادم برس.. افتاد روی اسب.. بعضی مقاتل نوشتند.. مرکب به جای اینکه علی رو به خیمه ها برگردونه.. رفت وسط قلب لشگر دشمن.. چه کردند با علی اکبر.. حالا میخواهی ناله بزنی بسم الله.. دور تا دور علی اکبر رو گرفتند.. تصور کن... یکی با شمشیر میزنه... یکی با نیزه میزنه... یکی با سنگ میزنه... فَقَطَعوهُ بِسُیوفِهِم إرباً إرباً بدن علی اکبر رو قطعه قطعه کردند.. ابی عبدالله سریع خودش رو رسوند.. کنار بدن علی جانش.. ولی دیگه پاها رمق نداره.. (فجلس علی التراب) روی زمین نشست.. دید جوونش رو قطعه قطعه کردند.. 🔸نه تیغ شمر مرا می کشد نه نیزه ی خولی 🔸زمانه کشت مرا لحضه ای که داغ تو دیدم خدایا حالا حسین چکار کنه.. سر جوانش رو به دامن گرفته.. هی صدا میزنه.. ولدی علی.. دید جواب نمیده.. دوباره صداش زد.. ولدی علی.. علی جواب نمیده.. دلش طاقت نیاورد.. سر رو به سینه چسباند دلش طاقت نیاورد. یدفعه دیدند.. وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلى خَدِّه ِ ابی عبدالله صورت به صورت علی جانش چسباند.. هی صدا میزنه. عَلَى الدُّنْیا بَعْدَکَ الْعَفا علی جان بابا.. اُف بر این دنیا بعد از تو علی.. 🔸سپه كوفه و شام استاده 🔸به تماشاى شه و شهزاده 🔸شه روی نعش پسر افتاده 🔸همه گفتند حسین جان داده حالا حسین میخواد علی جانش رو به سمت خیمه ها ببره.. هرکاری کرد دید رمق در بدن نداره.. یه نگاه به سمت خیمه ها.. 🔸جوانان بنی هاشم بیاید 🔸علی را بر در خیمه رسانید 🔸خدا داند که من طاقت ندارم 🔸علی را بر در خیمه رساند 🌘 @kanale_behesht
🥀🌺 خدای متعال ان شاء الله به حق جوان رعنای سیدالشهداء جوانهای ما رو از گزند تهاجمات فرهنگی مصون و محفوظ بدارد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. (الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم) @kanale_behesht
9.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
التماس دعا 😭😭 اللهم الرزقنا کربلا