eitaa logo
کانون فرهنگی تربیتی امام محمدباقر(ع)
1.1هزار دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
73 فایل
هدف کانون کمک جهت تربیت نسل انقلابی و توانمند و مفید درجامعه اسلامی است. راه ارتباطی @tarbiyat_kanoon
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 علامات مؤمن 🔻 قالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ الْعَسْكَرِیِّ عَلَیهِ‌السَّلَامُ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: صَلَاةُ الإحدَی وَ الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُ الْأَرْبَعِينَ وَ التَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ وَ الْجَهْرُ بِ‌بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ. ✍️ امام حسن عسکری علیه‌السّلام فرمودند: علامت‌های انسان مؤمن پنج چیز است: 🔸 51 رکعت نماز [17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نماز نافله در طول شبانه روز] 🔹 زیارت اربعین 🔸 انگشتر در دست راست کردن 🔹 پیشانی بر خاک نهادن در نماز 🔸 بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم را آشکارا گفتن 📚 بحار‌الانوار، ج 82، ص 75. @kanoonemb
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونایی که نمیتونن برن اربعین ببینند ! زائر اربعین عاقبت بخیر میشه امکان نداره عاقبت به شر از دنیا بره❤️‍🩹 @kanoonemb
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایشان پرچم آقا رو که برده بودن😍 خیلی بازخورد قشنگ و جالبی داشت همه احترام خاصی قائل بودن🙌😊 فیلم رو دیدید؟؟؟ سایه ش از سرمون کم نشه😎 . @kanoonemb
🌟فضیلت شگفت انگیز خواندن ۱۰۰مرتبه سوره_قدر در بعد از ظهر جمعه 🌷امام کاظم علیه السلام درباره قرائت سوره قدر(انا انزلنا) در روز جمعه می‌فرمایند: برای خداوند در روزجمعه هزار نفحه رحمت است که هر بنده ای به اندازه‌ای از این رحمت عطا می‌کند و هر کس این سوره را بعد از ظهر جمعه صد بار قرائت نماید خداوند همه آن هزار نفحه رحمت را به او خواهد داد. (منبع: الامالی، صدوق، ص ۷۰۳) 🔸البته در مفاتیح الجنان آمده است که خداوند آن هزار رحمت را مضاعف می‌کند (چند هزار رحمت می‌کند) و به او عطا میکند. 🔸همچنین حاج آقا رحیم ارباب می‌گوید: آسيد جمال گلپایگانی نامه‌اي براي من نوشته و درآن نامه سفارش كرده که: در طول هفته هر عمل مستحبي را يادت رفت، اين را يادت نرود كه عصر صدمرتبه_سوره_قدر را بخوانی. @kanoonemb
شرکت تعاونی جهادگران با همکاری بسیج سازندگی و بنیاد تعاون بسیج جشنواره مد و لباس ایرانی اسلامی را با هدف حمایت از فعالین عرصه پوشاک و صنایع وابسته برگزار می نماید. *بخش های جشنواره: ۱ـطراحی لباس ( ایرانی و اسلامی ) ۲ـطراحی زیورآلات ( بومی و سنتی ) ۳ـ طراحی پارچه ( با تمرکز بر نقوش ایرانی) ۴ـنشست های تخصصی ( کارگاه، همایش، سمینار) ۵ـ تحقیق و پژوهش ( طرح، کتاب، پایان نامه، مقاله) *زمان بندی جشنواره: 1-مهلت ارسال آثار: ۱۹ تا ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ ۲ـاعلام نتایج داوری مرحله اول: ۲ شهریور ۱۴۰۴ ۳-برگزاری نشست های تخصصی پیش از جشنواره: ۵ تا ۹ شهریور ۱۴۰۴ ۴-برگزاری جشنواره: ۱۶ تا ۲۱ شهریور ۱۴۰۴ ۵-اعلام نتایج داوری مرحله دوم: ۲۱ شهریور ۱۴۰۴ ۶ـاختتامیه و اهداء جوایز: شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ *مکان برگزاری نمایشگاه : کرمان، خیابان اقبال، مکان سابق فروشگاه یاس نوین پارسه کلیه تولید کنندگان و فعالین حوزه مد و لباس جهت شرکت در جشنواره می توانند از طریق https://survey.porsline.ir/s/PILCJstu اقدام نمایند. @kanoonemb
✍سخن کوتاه مدیر کانال خبر فوری سراسری با نوجوانان و جوانانِ کانال. به این‌تصویر نگاه کنید تصویری از اوکراین که به دنیا مخابره شد. این تصویر زیرین، یادآور روزهای قبل از انقلاب هست که ایران مثل یک سفره بی‌صاحب بود که قدرت‌های جهانی هرطور می‌خواستن براش تصمیم می‌گرفتن. کنفرانس تهران ۱۳۲۲ نماد همین واقعیت بود. استالین، روزولت و چرچیل نشستن و برای سرنوشت کشور ما خط‌کشی کردن، بدون اینکه حتی شاه ایران جرات حضور در جلسه رو داشته باشه. امروز هم اوکراین به همون سرنوشت دچار شده. زلنسکی مثل تماشاچی غمگین گوشه ایستاده و سرزمینش بین آمریکا و روسیه معامله و خط کشی میشه. فرق ایران بعد از انقلاب اینه که دیگه هیچ قدرتی نمیتونه پشت درهای بسته سرنوشت ملت ایران رو حراج کنه. اگر ایستادگی و مقاومت جمهوری اسلامی نبود، مطمئن باشید ایران هم مثل اوکراین لقمه آماده‌ای برای قدرت‌ها بود. برکت انقلاب یعنی عزت و استقلال یعنی اینکه سرنوشت ایران رو فقط مردم ایران تعیین می‌کنن، نه اتاق‌های دربسته واشنگتن، مسکو یا لندن و یا هر نقطه دیگه دنیا. ضعف اقتصادی داریم اما درمانش رو هم داریم به شرطی که به وصیت امام رحمت الله علیه توجه و عمل کنیم که التماس کردن "غربزده ها را کنار بزنید" ما الان در حال اجرای نسخه اقتصادی غربزده ها هستیم نه نسخه اسلامی و انقلابی از اقتصاد. انقلاب ما در عرصه اقتصادی توسط همین غربزده ها از مسیر اسلام کاملا خارج شده ان‌شاالله باید اقتصادمون رو به مسیر اسلام برگردونیم. @kanoonemb
شب عاشورا با همسر جوان و نوزاد هشت ماهه ام از تهران به طرف کاشان حرکت کردیم که روزعاشورا در هیئت محله شرکت کنیم . تعلل کردم و بدون اینکه باک بنزین را پُر کنم وارد بزرگراه تهران قم شدم و باخود گفتم در اولین پمپ ، بنزین خواهم زد . اما شوربختانه اولین پمپ کارت آزاد نداشت و بنزین ماهم ته کشیده بود . به امید اینکه پمپ بنزین بعدی نزدیک باشد حرکت کردم ، اما هرچه جلوتر میرفتم سر و صدای آلارم هشدار بنزین بیشتر میشد و همزمان با صدای هشدار ، ضربان قلب من هم از استرس بیشتر میشد . چون به غروب آفتاب نزدیک میشدیم ، میدانستم اگر ماشین خاموش شود ، در این گرمای هوا و ازدحام ماشین ها هیچکس به داد ما نخواهد رسید . ده پانزده کیلومتر مانده به پمپ بنزین بعدی عاقبت بلایی که نباید برسرمان می آمد، آمد و ماشین خاموش شد . ماشین را در منتهی الیه جاده متوقف کردم و پیاده شدم . بلافاصله گالن کوچکی که در صندوق عقب بود بیرون آورده و جلو ماشین ها تکان میدادم ، اما جاده خیلی شلوغ بود و ماشین ها بدون اعتنا به ما و با سرعت زیاد از کنارمان عبور میکردند . ده دقیقه ، یک ربع ، نیم ساعت گذشت ، هیچکس نایستاد ، هر چه شکلک التماس از خودم درآوردم افاقه نکرد . درمیان تقلّا گاهی داخل ماشین سر به بچه ها میزدم ، همسرم از گرما کلافه بود و گاهی برای رفع تشنگی بچه به او شیر میداد . متاسفانه آب خنک هم تمام شده بود و وسط بیابان حسابی گرفتار شده بودیم و با تمام وجود احساس غریبی میکردم . از تشنگی و گرمی هوا کم کم صدای گریه بچه بلند شده بود و بیتابی میکرد و خودم هرچه دعاخواندم و متوسل شدم افاقه نکرد . یک نوبت داخل ماشین را نگاه کردم دیدم بچه ام از عطش و گرما بال بال میزند . راستش وقتی این صحنه را دیدم ناگهان یاد حضرت علی اصغر (ع) افتادم و بغض گلویم را گرفت . اما کماکان صلوات میفرستادم و ملتمسانه گالن را جلو ماشین ها تکان میدادم ، ولی تاثیری نداشت . ناگهان فکری به ذهنم رسید و رفتم طرف ماشین و بچه را از بغل مادرش گرفتم و آوردم بیرون ، مقداری در عقب ماشین فاصله گرفتم و با یک دست بچه را سر دست گرفتم و با دست دیگر گالن را تکان میدادم . قیامتی شده بود، به یک دقیقه نرسیده تمام اطراف و اکناف ما پراز ماشین شد . من نشمردم ، ولی شاید حدود بیست ماشین جلو ما توقف کرده بود . هیچکس نپرسید تو مومنی یا کافر !؟ نپرسیدند انقلابی هستی یا ضدانقلاب!؟ نپرسیدند اصولگرایی یا اصلاح طلب!؟ بعضی ها از ماشین هایشان پیاده شده بودند و توی سر میزدند و با چشمان گریان به طرف ما میدویدند . یک آقایی با عصبانیت رو کرد به من و گفت ، مرد حسابی ، مگر نمیدانی مردم نسبت به نوزاد حساسیت دارند. بنزین دادند ، آب دادند ، میوه دادند ، چند نفرخانم پیرامون همسرم جمع شده بودند که اگر نیازی دارد برآورده کنند . چقدر این مردم مهربان و عاطفی هستند!؟ اما بمیرم برای میهمان دشت نینوا، در غریبی و بی کسی طفل بی تاب از تشنگی را بالای دست گرفت و تقاضای جرعه ای آب کرد.. پاسخش را با تیر سه شعبه دادند . چهل روز است که رباب بی تاب علی اصغر است ، رباب آب خورد و شیر دارد اما کو علی اصغر..... @kanoonemb
شما خرید می‌کنید؛ آنها شلیک می‌کنند! @kanoonemb
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا