#تربیت_فرزند
براي تربيت كودكي سالم از اين چهار اشتباه پرهيز كنيد:
بکار بردن جملات منفی
(بچه بد، نکن، دست نزن، لجباز)
پرسیدن علت رفتار از کودک
(چرا این کارو کردی؟ به جاش مستقیم به او بگویید چه کار بدی کرده)
صحبت طولانی با توضیح اضافه
(نصیحت نصیحت نصیحت)
تهدید کودک به دوست نداشتن
(میذارمت میرم، بچه بد، دیگه دوستت ندارم)
اين چهار كار باعث پايين آمدن اعتماد بنفس كودك شده لجبازي را در كودكان افزايش ميدهد.
#فرزنددلبندم
#اشتباهات_تربیتی
@kanoonemb
🔺 کرمان میزبان ۹ شهید گمنام میشود
🔹 سرهنگ مهدوی فرد مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاعمقدس و مقاومت استان کرمان عصر شنبه در جمع خبرنگاران با گرامی داشت یاد و خاطرهٔ همهٔ شهدا، از برگزاری مراسم استقبال از ۹ شهید گمنام در استان کرمان خبر داد.
🔹 مراسم استقبال روز دوشنبه ۲۶ آبانماه، ساعت ۸:۳۰ صبح از فرودگاه کرمان آغاز و تا معراج شهدا ادامه خواهد داشت.
🔹 همچنین مراسم اجتماع فاطمی، همزمان با سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، روز دوشنبه سوم آذر ماه در چهارراه طالقانی کرمان برگزار میشود و مراسم وداع با شهدا نیز در شب شهادت حضرت زهرا (س) در شهر کرمان برپا خواهد شد.
🔹 پس از این مراسم، پیکرهای مطهر شهدا جهت خاکسپاری به شهرستانهای عنبرآباد، رودبار، بافت، رفسنجان و کرمان انتقال خواهند یافت.
🔹 امیدواریم مردم استان کرمان همچون گذشته میزبانان شایستهای برای این شهدا باشند و با حضور پرشور خود، بار دیگر وفاداری به آرمانهای شهدا و ارزشهای دفاعمقدس را به نمایش بگذارند.
@kanoonemb
🖤السَّلامُ عَلیَکِ یا فاطِمَةَ الزَّهراء (سلام الله علیها)🖤
🎙حجتالاسلام احسان سروش
🎙کربلایی میلاد قاسمی
📆دوشنبه ۲۶ آبان ماه
🕰ساعت ۱۹:۰۰
مکان:
بلوار جهاد انتهای کوچه ۳۰
کانون فرهنگی تربیتی امام محمدباقر (ع)
@kanoonemb
🍀برگ سبزی از خاطرات شهدا 🍀
🍁دو نفر از علما پس از شهادت بچه ها رفتند خانه خدا و قرار گذاشتند هر کدام برای مهدی و مجید طواف انجام بدهند .
عالِمی که به نام آقا مهدی طواف را شروع میکند، بعد از اتمام طواف مینشیند، یک لحظه خستگی رفع کند، تکیه داده بود و خانه خدا را تماشا میکرد .
🍁در عالم خواب و بیداری، میبیند آقا مهدی روبروی خانه ایستاده، لباس احرام به تن، خیلی زیبا، عدّهای هم به دنبالش بودند .میگویند: آقا مهدی شما که شهید شده بودی چه طور آمدی اینجا؟
گفت: به خاطر نمازهای اوّل وقت که خواندم در این جا فرماندهی اینها را به من واگذار کردهاند .
راوی مادر شهید .🌷🌷🌷🌷🌷
🥀در بند نخواهد ماند آنکه پرواز آموخته است .....
سلام و صلوات خدا بر غربت و مظلومیتِ پهلوانان بلندیهای غـرب ،سلام بر زین الدینها
بر مهدی و مجید ...یادشان گرامی
سرداران لشکر۱۷علیبنابیطالب(؏)
#شهید_مهدی_زین_الدین
#شهید_مجید_زین_الدین
@kanoonemb
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 برای اونایی که میخوان فضای خونه شون «بوی بهشت بگیره»!
زنان ما خوب بلدن از کی قوت بگیرن
#فاطمیه
#خانواده_مهدوی
@kanoonemb
این شعر زیبا حکایت سالها نوکریست😭
🥀﷽🥀
پیرمردی تمام عمرش را
بین بازاروکوچه سر میکرد
هرکسی بار در دکانش داشت
پیر افتاده را خبر میکرد
او که عمری برای نان حلال
گاریاش را به هر طرف میبرد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسید
همسرش گفت: درد نان داریم
از بد حادثه همین امشب
نان نداریم و میهمان داریم
سال ها با غم تهیدستی
در خفایت اگرچه سر کردی
می رود ابرویمان امشب
دست خالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شد
حجرهها را یکییکی میدید
هیچ باری نمانده روی زمین
از نگاهش عذاب میبارید
گوشهای بین کوچه و بازار
با خودش گفت کاش میمردم
خستهام دیگر از همه از بس
حسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابید
ناگهان کودکی صدایش کرد
پیرمرد خمیده حیران شد
گیوه را تابهتا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردی
زود تر عرضه کن که کارت چیست؟
مس، ملافه، گلیم ، یا قالی
حاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت: پیش آن کوچه
روضهٔ هفتگی شده برپا
دیگ را از حیاط خانۀ ما
میتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورد
دیگ نذری روضه را میدید
گاری اش را جلو عقب کرد و
به سیهروزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را
روز اول که گاریاش را برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
پیرمردی که در دوراهی بود
این طرف دیگ نذری بیمزد
آن طرف خانوادهاش محتاج
مرگ بر روزگار شادیدزد
دیگ را برد عقل او میگفت:
مزد زحمت بگیر و عاقل باش
که در این روزگار جایز نیست
تنگدستی و کار بیپاداش
دل ولی حرف دیگری میزد
عهد دیرین بهانۀ دل بود
پیرمرد از دلش حمایت کرد
بس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفت
دست خالی به خانه برمیگشت
پیرمرد شکسته و تنها
از گذشته شکستهتر میگشت
تا به خانه رسید از بازار
ناگهان مضطرب شد و حیران
پشت در کفش های بسیار و
داخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداخت
میوههای عجیب و رنگارنگ
عطر ناب برنج ایرانی
نالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفت
دید مردش نشسته با حیرت
گفت: از دست پر رسیدن تو
متحیّر شدم خدا قوت
تا تو از خانهمان برون رفتی
پیرمردی شریف و گاریکش
دم در آمد و صدایم زد
گفتم از پشت نرده: فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغی
که پر و بال بر قفس میزد
عطش از چهرهاش نمایان بود
تشنه بود و نفسنفس میزد
گفت: این خوار و بار را داده است
مادری قدکمان و آزرده
ما بدهکار همسرت هستیم
دیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق تو را
تازه فهمیده که نداری چیست
قصّۀ کلّ عاشقان حسین
قصۀ پیرمرد گاریچی است
#رضا_صمدیان
@kanoonemb
18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزارش_ویدئویی
مراسم هیئت هفتگی نوجوانان کانون
دوشنبه ۲۵ آبان ماه
@kanoonemb