eitaa logo
کاروان دل (یوسف رحیمی)
713 دنبال‌کننده
134 عکس
11 ویدیو
1 فایل
🔸کانال اشعار یوسف رحیمی 🔸کانال نوحه‌ها: ☑️ eitaa.com/nouheh
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه‌السلام 🔸سنگ صبور🔸 سلام مرا می‌رساند نسیم به تو هم‌سفر با پرِ یاکریم چه عطری‌ست می‌آید از کوچه‌ها؟ عجب دلبری می‌کند این شمیم! مدینه پر از عطر لبخند توست که آورده آن را به اینجا نسیم نشستی سر سفره با کودکان شد آغوش تو جنت هر یتیم تو سنگ صبوری برای همه تویی در غم دردمندان سهیم قیامت به پا کرده در کوچه‌ها طنینت: «لَقَولُ رسولٍ کریم» ولی در مدائن چه تنها شدی در آن فتنه، آن ابتلای عظیم امان از دغل‌بازی روزگار فغان از فریبِ زر و زور و سیم غریبی تو در بین قوم ریا غریبی و این غربت است از قدیم چه کردی که حتی شده دشمنت اسیر تو و آن نگاه رحیم بدون تو فردا چه آواره‌اند کسانی که رفتند از آن حریم! مبادا دمی از تو باشم جدا مبادا کسی جز تو در دل مقیم... ✍🏻 ☑️ @karavanedel
علیه‌السلام 🔸شهر عبرت‌ها🔸 با من این شهر را تماشا کن شهر بُهت است، شهر عبرت‌ها کوچه‌هایش غریب و رازآلود دارد این کوچه‌ها حکایت‌ها فصل اندوهگینی از تاریخ بین این کوچه‌ها رقم خورده چه قرار و مدارهایی که چون در خانه‌ها به هم خورده در هر خانه را که می‌کوبی با تو رازی نهفته می‌گوید در هر خانه را که بگشایی حرف‌هایی نگفته می‌گوید: کوچه‌ها گرم رفت و آمد بود غرق در رفت و آمدی مرموز بوی فتنه به گوش می‌آمد که به چهره نقاب داشت هنوز گوش این شهر پر شد از پچ‌پچ؟ یا صدای چکاچک شمشیر؟ زخم‌هایی عمیق زد دشمن زخمی از جنس فتنه و تزویر لشکر مخفی شیاطین داشت شهر را از دروغ پر می‌کرد نیزه‌های فریب و فتنه‌گری عزم این شهر را ترور می‌کرد بگذر از کوچه‌های سرگردان حال این کوچه‌ها دگرگون است سوی مسجد شتاب کن،‌ انگار دل تنگش هنوز پر خون است دیده با چشم خود، مجاهدها یک به یک لب به شکوه وا کردند باز یاران همدل دیروز غُر زدند و گلایه‌ها کردند: این یکی گفت: فصل رفتن نیست! فصل کِشت است، فصل محصول است فصل بازار و کسب و کار، آخر ترک شهر و دیار معقول است؟ آن یکی گفت: خسته‌ایم از جنگ آه دیگر نبرد کافی نیست؟ آن همه دوری از زن و فرزند آن همه رنج و درد کافی نیست؟ حرف‌ها بوی بی‌وفایی داشت هر کس آنجا بهانه‌ای آورد عاقبت شام، زهر خود را ریخت عاقبت کوفه کار خود را کرد جَبَلُ الصّبر لب به شِکوه گشود داغ دل بود یا گدازۀ درد؟ داشت از هُرم درد دل‌هایش مسجد کوفه ناله‌ها می‌کرد آه ای مردم نمک‌نشناس! چه به روز دل من آوردید؟ اُف به عهد شما ریاکاران که دلم را همیشه خون کردید چه شده دشمنانتان در شام این‌چنین هم‌دل‌اند و هم‌پیمان چه شد ای قوم، وقت یاری حق دل‌پریشان شُدید و نافرمان؟ منبر از داغ او پریشان بود ماند محراب و چشم خونبارش در و دیوار هم به خود لرزید تا به گوش آمد أینَ عمارش چقَدَر خطبه خواند با دلِ خون چقَدَر شِکوه کرد با دلِ تنگ دل آن شهر مرده بود اما «نرود میخ آهنین در سنگ» أینَ عمار؟ نیست در کوفه مرد صبر و بصیرت و تبیین أینَ مالک؟ هنوز هم تازه‌ست داغ قرآن ناطق و صفین نکند باز در همین کوفه فتنه برپا کنند بدعهدان در شب تار و تیرۀ این شهر ماه سرنیزه‌ها شود قرآن با من این شهر را تماشا کن گاه تاریخ می‌شود تکرار شهر رنگ و درنگ و عبرت‌هاست کوفه، باقی‌ست یا اُولِی الاَبصار ✍🏻 ☑️ @karavanedel
علیه‌السلام 🔸شب آخر🔸 پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر اشکی که شده نذر غم فاطمه سی‌سال انگار شده چندبرابر شب آخر انگار همین چند شب پیش شبانه... آمد چه به روز دل حیدر شب آخر حالا شب وصل است ولی با سر خونین شرمنده نمانده‌ست ز کوثر شب آخر با اشک غریبانهٔ خود گفت سخن‌ها از بی‌کسی آل پیمبر شب آخر از کرب‌و‌بلا گفت و حکایات غریبش از داغ برادر به برادر، شب آخر گویا خبر آورده نسیم از دل صحرا پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر ✍🏻 ☑️ @karavanedel
علیه‌السلام 🔸آیین محبت🔸 به گِردش اختران و کهکشان تازه‌ای دارد ببین خورشید حق را آسمان تازه‌ای دارد خوشا از راه‌های آسمان با او سخن گفتن بیا بشنو کلامش را بیان تازه‌ای دارد تصرف می‌کند در قلب‌ها اعجاز آیاتش پیمبر نیست، نه! اما زبان تازه‌ای دارد موافق یا مخالف، جرعه‌نوش چشمۀ علمش میان دشمنان هم دوستان تازه‌ای دارد در این دنیای صدرنگ دروغ و حیله و نیرنگ شکوه صدق و یک‌رنگی جهان تازه‌ای دارد ببین تازه‌مسلمان‌های آیین محبت را ببین دین محمد را که جان تازه‌ای دارد بگو هارون مکی! اوست فرزند خلیل‌اللّٰه تنور خانۀ او داستان تازه‌ای دارد پناه هر یتیم و هر فقیر و هر گرفتاری‌ست میان خانه‌اش دارالامان تازه‌ای دارد بهاری تازه بخشیده به دنیا نفحۀ مهرش ولی دنیا برای او خزان تازه‌ای دارد برای بستن دست علی و آل او افسوس زمانه هر زمانی ریسمان تازه‌ای دارد ✍🏻 📖 ☑️ @karavanedel
علیهاالسلام 🔸خواهر خورشید🔸 قدم قدم به حضورت چکیده اشک مدامم منم که شوق سراسر برای عرض سلامم برای اذن زیارت پر از تلاطم اشکم برای عرض ارادت چه الکن است کلامم چنان غبار رسیدم به خاک‌بوسی دریا مرددم که خودم را در این حرم چه بنامم سلام می‌دهم از هر کجای شهر به سویت که با سلام تو آغاز گشته صبحم و شامم سلام بر تو! جگرگوشهٔ عزیز پیمبر! سلام زهرهٔ زهرا، سلام ماه تمامم سلام دختر باران! سلام کوثر قرآن! سلام خواهر خورشید! نور چشم امامم! چه عطر و بوی ملیحی‌ست در بهشت تو بانو رسیده رایحهٔ مشهدالرضا به مشامم طواف آخر صحن است و حجره‌های شهیدان... چه آرزوی قشنگی‌ست این‌که حُسن ختامم... ✍🏻 📖 ☑️ @karavanedel
عليه‌السلام 🔸دلتنگ🔸 دلتنگم و دلتنگی‌ام از حد گذشته ساعات عمرم در غمی ممتد گذشته اشکم تلاطم می‌کند در پشت پلکم دلشوره‌‌هایم دیگر از این سد گذشته نبض دلم تنها به دیدار تو بسته‌ست کار دلم از باید و شاید گذشته بیچاره رودی که بخشکد در کویری خوش‌بخت ابری که بر آن گنبد گذشته ای وای اگر عمری سرآید دور از تو خوش‌وقت آن عمری که در مشهد گذشته درد فراق تو دوای اوست، آری آن‌کس که می‌گوید کنارت بد گذشته ✍🏻 📖 ☑️ @karavanedel
عمری‌ست که من دخیل این درگاهم در مرقد تو زائر بیت‌اللّهم با توشۀ اشک آمدم تا صحنت لبخند رضایت تو را می‌خواهم ✍🏻 ☑️ @karavanedel
هدایت شده از KHAMENEI.IR
✍️ دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»... 💻 رسانه KHAMENEI.IR در آستانه سالروز ولادت پر برکت حضرت امام رضا علیه‌السلام، غزلی را از رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای با عنوان «در التجاء به صدرنشین سریر رضا، حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام» برای نخستین‌بار به شرح زیر منتشر میکند: 🖼 بسم الله الرّحمن الرّحیم «در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام» فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمال بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع) گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ای زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن اینک هزار دست تمنّا گشوده بین دست کرم گشاده به رسم کرام کن دارالشّفای آتش و آب است این سرای سوز دل مرا به نمی التیام کن دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین» غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسی از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن ✍️سیدعلی خامنه‌ای 📥 نسخه قابل چاپ طرح | استوری 🖥 Farsi.Khamenei.ir
📚 انتشارات پنج‌دری منتشر کرد: 📘 موسی در گهواره ✍🏻 تازه‌ترین سروده‌های این کتاب شامل ۵۵ قطعه شعر در موضوعات آیینی و انقلابی است. این اشعار در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، مربع‌ترکیب، چارپاره، مسمط، رباعی و دوبیتی در ۱۲۸ صفحه، به زیور طبع آراسته شده‌اند. 🌐 لینک خرید ☑️ @panjdari2 ☑️ @karavanedel
دور از توام و غمت شده هم‌رازم شد عطر حرم بال و پر پروازم با اشک میان قاب چشمم امشب تصویر زیارت تو را می‌سازم ✍🏻 ☑️ @karavanedel