eitaa logo
کاروان دل (یوسف رحیمی)
717 دنبال‌کننده
135 عکس
11 ویدیو
1 فایل
🔸کانال اشعار یوسف رحیمی 🔸کانال نوحه‌ها: ☑️ eitaa.com/nouheh
مشاهده در ایتا
دانلود
موجیم و خروش رعد و طوفان با ماست آن «مشت گره‌کرده» رجزخوان با ماست با خون امام خویش عهدی داریم تا صبح ظهور قلب میدان با ماست ✍🏻 ☑️ @karavanedel
📕 کتاب «چهل نوحه چهل نکته» ▫️تأملی در هنر نوحه‌سُرایی ✍🏻 به اهتمام: یوسف رحیمی 📝 تهیه شده در: دفتر شعر و نوحهٔ جامعه‌ایمانی‌مشعر 🔖 ناشر: هیأت امروز 📜 معرفی‌ کتاب: در دلنشینی و تأثیرگذاری یک نوحه، عوامل مختلفی دخیل است، اعم از عوامل معنوی، فنی و... . چه بسیار نوحه‌هایی که به خاطر اخلاص شاعر آن، در ذهن‌ها ماندگار شده و سالیان سال ذکر لب‌ها بوده است. گرچه برشمردن عوامل معنوی، از توان ما خارج است اما آنچه روشن است، این است که با بررسی دلایل فنی تأثیرگذاری نوحه‌ها، می‌توان راه سرودن نوحه‌های ماندگار و تأثیرگذار را بر خود هموار ساخت. کتاب «چهل نوحه، چهل نکته» تأملی است در هنر نوحه‌سُرایی که با مرور چهل نوحه، به بررسی ویژگی‌های آن‌ها پرداخته است؛ ویژگی‌هایی که سبب تمایز و تشخص یک نوحه می‌شود. بخشی از مباحث این کتاب در این سال‌ها در کارگاه‌های تخصصی نوحه مطرح شده و تلاش شده مطالب به شکل کاربردی و قابل استفاده برای نوحه‌سرایان جوان تنظیم گردد. 📖 خرید کتاب با ۲۵درصد تخفیف از طریق وب‌گاه: 🌐 heyat.co/p/4908@ShereHeyat_Nohe
اسم حرمت آمد و بی‌تاب شدم از شوق زیارت تو بی‌خواب شدم حرف از عطش دیدن شش‌گوشه که شد با یاد لبان خشک تو آب شدم ✍🏻 ☑️ @karavanedel
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نفهمیدیم افسوس تو را ای مهربان، افسوس ببین ماییم حالا بعد تو با یک جهان افسوس ببین جاری‌ست هر شب در خروش اشکمان، اندوه ببین مانده‌ست بی‌تو بر لبان سردمان، افسوس کنارت چارفصل ما پر از عطر بهاران بود تو رفتی و بهاران هم شده رنگ خزان، افسوس شهادت را چشیدی جرعه جرعه بعد یارانت به لب‌های تو بوده بعد هر داغ گران، افسوس به‌پا می‌کرد آتش در دل ما دیدن اشکت نماز حاج قاسم بود و اشک بی‌امان، افسوس دل ما با دل تو سوخت از داغ رئیسی، آه پس از سیدحسن داریم بر لب همچنان، افسوس نه تنها دست تو مجروح بود از جور بدخواهان جراحت‌ها به قلبت بود از زخم زبان، افسوس نفهمیدیم افسوس تو را ای مهربان، آن روز ولی امروز می‌فهمیم ما از عمق جان، افسوس ✍🏻 ☑️ @karavanedel
علیه‌السلام 🔸أیها الغریب🔸 خورشید سر زد از سحرت أیها الرئوف از سمت چشم‌های ترت أیها الرئوف تو ابر رحمتی که به هر گوشه سر زدی باران گرفت دور و برت أیها الرئوف جاری‌ست چشمه چشمه قدم‌گاه تو هنوز جنت شده‌ست رهگذرت أیها الرئوف تو آفتاب رأفتی و کوچه‌کوچه شهر در سایه‌سار بال و پرت أیها الرئوف با این همه، غریبِ غریبان عالمی داغی نشسته بر جگرت أیها الرئوف از کوچه‌های غربت شهر آمدی ولی داری عبا به‌روی سرت أیها الرئوف شکر خدا جواد تو آمد ولی هنوز بارانی است چشم ترت أیها الرئوف یک عمر خواندی از غم آقای تشنه‌لب با اشک‌های شعله‌ورت أیها الرئوف در قتلگاه، لحظهٔ آخر چه می‌کشید؟ جد ز تو غریب‌ترت أیها الغریب! ✍🏻 ☑️ @karavanedel
گاهی اشکم، گاه لبی خندانم با شوق فقط نام تو را می‌خوانم می‌آیم و کوله‌بار من دلتنگی‌ست من زائری از قبیلۀ بارانم ✍🏻 ☑️ @karavanedel