eitaa logo
شـــهــیــدانـــه🌱
14.2هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
2.3هزار ویدیو
37 فایل
کدشامدکانال 1-1-874270-64-0-1 رمان به قلم هانیه‌محمدے #مــهربانــو کپی حرام است و نویسنده راضی نیستن ❣حــامـےمــن❣مسیراشتباه❣گذر از طوفان https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/4 زیرمجموعه https://eitaa.com/joinchat/886768578Caaa1711609 تبلیغات @Karbala15
مشاهده در ایتا
دانلود
ماه رجب ۴.mp3
12.31M
※ هر چی مانع سر راه من هست، ※ هر چی عقب افتادن‌هایی که خودم باعثش شدم، ※ هر چی ناتوانی که توی وجود من هست و نمیذاره جلوتر برم، یعنی یکجا باهم می‌تونه برداشته بشه؟ این در جا زدن خیلی اذیتم میکنه. مــهم روز های آخر ماه رجب رو دریابیم از دستش ندیم
پارت شب ارسال میشه ممنون از همراهیتون🙏🌸 . .
از اردوی راهیان نور که برگشتم، بهم گفت : چادر خاکی ات را در خانه بتکان می‌خواهم خاکی که شهدا روی آن پر پر شده اند ، در خانه ام باشد همسر شهید حمید سیاهکالی🕊🌹
۲۴ رجب، سالروز فتح خیبر به دستان مولا امیرالمومنین علیه السلام
AUD-20210308-WA0023.mp3
4.12M
🔳 (ع) 🌴غریبونه 🌴تنهای تنها 🎤
از اردوی راهیان نور که برگشتم، بهم گفت : چادر خاکی ات را در خانه بتکان می‌خواهم خاکی که شهدا روی آن پر پر شده اند ، در خانه ام باشد همسر شهید حمید سیاهکالی🕊🌹
17.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀شهادت امام موسی کاظم (تسلیت)🥀 فردا که هر کسی به شفیعی برد پناه چشم تمام خلق به موسی بن جعفر است😢
شـــهــیــدانـــه🌱
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ #پارت159 گذر ازطوفان✨ ظرفهارو سر جاشون چیدم کش وقوسی به بدنم دادم با
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ گذر از طوفان✨ با صدای ضربه زدن به در اتاق از روی صندلی بلند شدم و سمت در رفتم کلید رو توی قفل چرخوندم و در باز کردم خانم شفقت با چند برگه ای که دستش بود داخل اومد _آقای فروغی گفتن اینا رو جدول بندی کنید این توضیحاتی هم که نوشتن تغییرش بدید آماده شدن بهم بگید چاپشون کنم _چشم الان شروع میکنم _ممنون برگه هارو از شفقت گرفتم برگشتم به طرف میز روی صندلی نشستم لپ تاپ رو کمی جلوتر کشیدم قسمت ورد رو باز کردم کاری که شفقت خواسته بود رو شروع کردم بعد از نیم ساعت کار هرسه تا جدول بندی تموم شد از روی صندلی بلند شدم از اتاق بیرون رفتم در اتاق رو کلید کردم سمت میز شفقت رفتم _خانم شفقت جدول کشی وتایپ تموم شد میتونید چاپش کنید انگشتش رو روی موس گذاشت به صندلی های روبرو اشاره کرد _بشین چاپشون کنم ببری پیش آقای فروغی تحویلشون بدی _ممنون سر پا راحتم لبخندی زد چند لحظه بعد هر سه تا برگه رو چاپ کرد و از روی چاپگر برداشت مرتبش کرد برگه هارو جلوی دستم گذاشت برشون داشتم تشکر کردم به طرف اتاق مدیریت رفتم چند ضربه ای به در زدم صدای بفرمایید گفتن آقای فروغی بلند شد در رو باز کردم و داخل رفتم سلام کردم جوابم رو داد چند قدم بلند برداشتم خودم رو جلوی میز رسوندم برگه هارو روی میز گذاشتم به نوشته ها خیره شد _خانم شفقت گفتن چند قسمت متن رو تغییر بدم —دستتون درد نکنه درسته _کار دیگه ای نیست برم کشو میزش رو باز کرد یه پاکت نامه طرح دار رو بیرون آورد _قدم نو رسیده مبارک باشه دیروز خانم شفقت گفت خواهر براتون به دنیا اومده _ممنون سلامت باشید پاکت رو جلوی دستم گذاشت _اینم هدیه ما برای خواهرتون از حرفش شوکه شدم لبخندی زدم _چرا زحمت افتادید شرمنده کردید _نه یه هدیه ناقابله _لطف کردید پاکت رو برداشتم از اتاق بیرون رفتم "نـــــویـــسنـــده: هـــ. مــ" ✨براساس واقعیت✨ ▪کُپی حَرام اَست▪ و پیگرد الهی و قانونی دارد▪ https://eitaa.com/karbala_ya_hosein/30649 . . 🌸💫 🌸💫 🌸💫🌸💫🌸💫 🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫
AUD-20210308-WA0023.mp3
4.12M
🔳 (ع) 🌴غریبونه 🌴تنهای تنها 🎤
از اردوی راهیان نور که برگشتم، بهم گفت : چادر خاکی ات را در خانه بتکان می‌خواهم خاکی که شهدا روی آن پر پر شده اند ، در خانه ام باشد همسر شهید حمید سیاهکالی🕊🌹
17.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀شهادت امام موسی کاظم (تسلیت)🥀 فردا که هر کسی به شفیعی برد پناه چشم تمام خلق به موسی بن جعفر است😢