هدایت شده از ـآنِمون
#معرفی_کتاب
کتابِ نوشتهی پنهان منتشر شد🎉📙
›اولین اثر چاپ شده از نویسنده جوان
خلاصه کتاب : «کتابی که خودش، صاحبش را انتخاب میکند...
هانا خیال میکرد زندگیاش عادی است، تا روزی که میان قفسه های خاک گرفتهی آقای مورای، کتابی او را صدا زد. از آن روز ، دیگر هیچ چیز مثل قبل نبود. »🤎
جهت کسب اطلاع بیشتر و سفارش کتاب
به یکی از راه های ارتباطی زیر ، پیام دهید.
@abedi_57 :ایتا
@blue_133A :روبیکا
۰
~سازمان حمایت از آدمیزادهای بالدار✨
#معرفی_کتاب کتابِ نوشتهی پنهان منتشر شد🎉📙 ›اولین اثر چاپ شده از نویسنده جوان خلاصه کتاب : «کتاب
وایایی گیلیلیلییی
خیلیی خوشحال شدمم😭
و او آخرین بازمانده بود.آخرین بازمانده از آدمیزادهای کهنی که اکنون فقط جای زخمی از بالهای آنها در ما مانده است.
آدم یعنی،شکننده،موجوداتی ضعیف که داغ دروغ بر زبانشان جاری است و از درون تهی از جادو،نیرو و یا هیچ قدرتی هستند.
آنها طعمهی خاک و موجوداتش بودند.تنها پناه آنان آسمان بود.زمانی که بالهایشان را میگشوند،با پروانهها میرقصیدند و با باد میخندیدند،نقطهای بود که زندگی آنان مانند نسیم،کوتاه اما شاد بود.
ولی موجودات دیگر،تحمل لبان خندان که تمام توجه را جلب میکرد نداشتند.
بالاخره روز بالآویز فرا رسید. روزی که قرار بود تمام پریان برای تشویق انسانان جمع شوند اما نه برای تشویق آنها در نقشهای بینظیری که در آسمان خلق میکردند.تشویق برای قربانی شدن.
قربانی ها بال های کوچکی بودند که برای دیده شدن بیشتر سرزمین پریان در سرآسر سرزمین به طناب آویزان شدند.
و آنگاه دیگر امید،مانند همیشه ساز آزادی را نمینواخت و باد راهنمایشان،شمع خوشحالی را در زندگی آدمیزادان خاموش کرد.
شبانگاه تنها یک ستاره برق زد نه تنها یک ستاره،برق پروازی،آسمان را آرام شکافت اما همه به زمین میاندیشیدند و هیچکس نظارهگر آخرین آرزو نبود، نظارهگر آخرین بازمانده.
#داستاننویس
گوزن نگهبان راز های جنگل است،کالبد روح درختان
شب بخیر🌙